X
تبلیغات
وبلاگ

صداي دُهُل از دور خوش است

درباره خيلي از آدمها صدق مي‌كنه؛ و ايضا وبلاگها. با اينكه دوستان خوبي رو از طريق وبلاگ يافتم؛ ترجيح مي‌دم خيلي از وبلاگها رو از دور، و به دور از آشنايي نزديك با وبلاگ‌نويس بخونم.

البته من هم مشمول اين قانون مي‌شم. درستش اينه كه همگي شمرده و سنجيده رفتار كنيم.


برچسب‌ها: وبلاگ نويسي
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

چه فيلم زيبا و آرامش بخشي است "رسوايي (1391)"، و چه فيلم ضعيف و آزار دهنده‌اي است "آزاد راه (1389)". رسوايي با تمام آماتوري بودنش، فوق تصور من از ده نمكي بود. بيشتر از اين كه فيلم باشد، حرف دل او بود كه به دل نشست. نمونه كامل و حرفه‌اي آن، "يك تكه نان (1383)" كمال تبريزي است. كاش از اين فيلمها بيشتر ساخته مي‌شد. و آزاد راه بيشتر بي‌راهه بود و پر بود از حرف اضافه؛ مقلد ضعيفي از "زير نور ماه (1379)" مير كريمي.
برچسب‌ها: فيلم, رسوايي, آزادراه, يك تكه نان, زير نور ماه
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

افرادي كه دو وبلاگه‌اند، مثل مردائيند كه دو زنه‌اند؛ نمي‌تونند به هردوشون برسند. حلال كن وبلاگ جان!


برچسب‌ها: وبلاگ نويسي, طنز
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

محض اطلاع:

به مناسبتي امروز رفتم دنبال واكسن هپاتيت. بعد از كلي پاسكاري به اين مركز بهداشت و به اون درمانگاه و اينكه خودت بايد بخري و بياري، دريافتم ماه‌هاست كه اين واكسن ناياب شده و همه به اتفاق، اين رو از تحريم مي‌دونند.

خانمه در مركز بهداشت مي‌گه: ما تعداد محدودي داريم اونم واسه بچه‌هاست. مي‌گم: من كوچيك شمام؛ اصلا جاي بچه شما؛ بزن برم.


برچسب‌ها: اجتماعي, تحريم, واكسن هپاتيت
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سر جَلي، سر خَفي

- اسراري هستند كه بالقوه ميشه بهشون پي برد؛ و اسراري كه راه رسيدن بهشون يك طرفه است. من اسم اولي رو گذاشتم "سِر جَلي" و به دومي مي‌گم "سِر خَفي".

- سر جلي، مثل اسرار خلق، عيوب مردم، اطلاعات خصوصي اونها. حتي اطلاعات خصوصي خودت، گرفتاريهاي زندگي خودت.

سر خفي، مانند اسرار حق، اخبار غيبي، اطلاعات و امتيازاتي كه فقط بايد بهمون داده بشه. در قرآن خطاب به پيامبر گفته شده اينها اطلاعاتيه كه اگر ما نمي‌گفتيم، تو نمي‌دونستي؛ مثل اين دو آيه:

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَ إِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ ﴿يوسف - 3﴾
ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ ﴿يوسف - 102﴾

- درباره اسرار جلي فراوون شنيديد. مثلا همين غيبت كردن - كه نُقل و نبات محافلمونه - يعني چي؟ يعني عيب و نقص، و نقطه ضعف واقعي كسي رو فاش كني. يعني تو اطلاعاتي داري كه فقط خودت يا عده كمي مي‌دونند. عمومي نيست. شايع نيست.
درباره همين غيبت كردن چيا گفتند؟ مگر نه اينكه از گناهان كبيره است!؟ مگر نه اينكه غيبت كردن مثل خوردن گوشت برادر مرده‌ات است؟ واسه چي اين همه تاكيد. براي چي اين همه نهي؟

خب اگر غيبت نكنيم چي ميشه؟ كسي از شما تجربه كرده؟ من تجربه كردم و نتيجه‌اش رو لمس كردم. به وضوح بوي گند رو حس مي‌كني و ... .

- اسرار زندگي خودتون هم جزو سر جلي هست. به اين حديث - كه از زيباترين احاديث قدسيه - توجه كنيد:

 

 أوحي الله إلي عُزير عليه السلام: يا عُزير! إذا وقعت في مَعصيةٍ، فلا تنظر إلي صِغرها ولكن انظر من عَصيتَ.
و إذا اوتيتَ رزقاً مني فلا تَنظر إلي قِلته ولكن انظر إلي مَن أهداه.
و إذا نزلت بك بليةٌ فلا تشكُ إلي خلقي، كما لا أشكوك إلي ملائكتي عند صعود مَساويك و فَضائحك. (بحار الانوار)

در خط سومش خدا به پيامبرش "عزير" سفارش مي‌كنه كه اگر بلايي بر تو نازل شد، نرو پيش خلق من شكايت نكن. مگر وقتي بديها و زشتيهاي تو پيش من مياد، من شكايتت رو به فرشته‌هام مي‌كنم؟

ديگه از اين بالاتر و واضحتر چي مي‌خوايم؟ گرفتار شدي، دستت تنگه، مريض شدي، چرا ميري به ديگران مي‌گي؟ مخصوصا به اونايي كه هيچ كاري از دستشون برنمياد. لابد ديديد آدمايي رو كه تموم هيكلشون ناله و فغانه. از هــر چي مي‌ناله. از دوست، فاميل، غريبه، گروني، ترافيك.

- و ما درست بر خلاف همه تعاليم اخلاقي و عرفاني، رفتار مي‌كنيم و اسرار جلي رو فاش مي‌كنيم. غافل از اينكه اين فرصتي بود براي ارتقا و پيشرفت؛ براي رسيدن به مرحله‌اي بالاتر.

اسرار خفي رو به هركي هركي نمي‌دن. فقط به كسي مي‌دن كه امتحانش رو پس داده. به كسي كه ظرف دلش، پاكه و ظرفيتش رو داره. به كسي مي‌دن كه ثابت كرده عرضه نگه داشتن اسرار ساده خلق رو داره. اسرار حق رو به كسي مي‌دن كه به اسرار خلق، خيانت نكرده. راه آسمون، از زمينه؛ همين زمين.

و اما اسرار حق ...
هر كه را اسرار حق آموختند
مُهر كردند و دهانش دوختند


برچسب‌ها: اخلاق, عرفان, قرآن, حديث, اسرار حق
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»