خيلي از جوونها تو عاشقي دو اشتباه دارند؛ بالاخص دخترها كه بار اول رو با تمام وجود عاشق مي‌شند.
اشتباه اولش، زود عاشق شدنه؛
اشتباه دوم، دست بردار نيست از اشتباه اولش. مي‌سوزه پاي عشق سوخته. با اينكه مي‌دونه غلط كرده، بازم غلط مي‌كنه.

به قول "وحشي بافقي":

تکيه کردم بر وفاي او، غلط کردم، غلط
باختم جان در هواي او، غلط کردم، غلط

عمر کردم صرف او، فعلي عبث کردم، عبث
ساختم جان را فداي او، غلط کردم، غلط

و همين طور تا آخر غزل و انتهاي زندگيش، هي غلط مي‌كنه و درست نمي‌كنه :)

* خبط


برچسب‌ها: عشق, خبط عشق, شعر, متفرقه
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

يادش بخير، يك زمان مي‌گفتيم: آب تو شير مردم نريزيد. امروز مي‌گيم: "روغن پالم" قاتي شير مردم نكنيد.

- آب تو شير (دوشنبه 17 بهمن1390)

مردم موندند كه از دست توليدكننده‌هاي آب زير كاه، بيشتر عصباني باشند يا از دست مسؤولين سر به هوا. دو سه هفته قبل، وزير بهداشت، در كمال خونسردي مي‌گه: «منم تازه 7-8 ماهه كه خبردار شدم از روغن غيرمجاز در شير پرچرب استفاده مي‌كنند». وا! پس اين 7-8 ماه چرا نگفتي!؟ مگه تو مسؤول سلامت و بهداشت مردم نيستي!؟ اگر بدوني و نگي كه شريك جرمي.

در يادداشت "وزيركُشون" (15 ارديبهشت 1389) گفتم: «اساسا مسؤوليتي خوبه كه مصونيت داشته باشه». اي كساني كه ايمان نياورديد و مسؤوليت داريد! بر حذر باشيد از روزي كه مردم آشي براتون بپزند كه يك وجب روغن داشته باشه روش.

ناگفته نمونه كه از ديرباز، دل خوشي از شير پاكتي (پاستوريزه) نداشتم و از لبنياتي شير تازه رو مي‌گرفتم و ماستم رو مي‌زدم. جالب اينه كه چقدر صدا و سيما و همين مسؤولين، بد لبنياتي‌ها رو مي‌گفتند كه آي نكنه از اينا بخريد. مطمئن بودم همه اون حرفها حرف بود و با اين كار مي‌خواستند جيب خودشون رو پر كنند. مردم ما عمريه كه شير و ماست و كشكشون رو از لبنياتي‌هاي شناخته شده و معتبر گرفتند.

به عنوان مثال، كنسرو ماهي كه تلويزيون، اين همه واسه تبليغاتش پول مي‌گيره، اگر بدونيد چقدر ضرر و زيان داره. اوني كه فايده داره، ماهيه؛ نه ماهي قوطي شده، با افزودني‌هاي صنعتي.

- احضار رؤساي سازمان غذا و دارو و استاندارد به دادسرا (۲۸ مرداد ۱۳۹۳)


برچسب‌ها: اجتماعي, شير, روغن پالم
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

صداي دُهُل از دور خوش است

درباره خيلي از آدمها صدق مي‌كنه؛ و ايضا وبلاگها. با اينكه دوستان خوبي رو از طريق وبلاگ يافتم؛ ترجيح مي‌دم خيلي از وبلاگها رو از دور، و به دور از آشنايي نزديك با وبلاگ‌نويس بخونم.

البته من هم مشمول اين قانون مي‌شم. درستش اينه كه همگي شمرده و سنجيده رفتار كنيم.


برچسب‌ها: وبلاگ نويسي
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

چه فيلم زيبا و آرامش بخشي است "رسوايي (1391)"، و چه فيلم ضعيف و آزار دهنده‌اي است "آزاد راه (1389)". رسوايي با تمام آماتوري بودنش، فوق تصور من از ده نمكي بود. بيشتر از اين كه فيلم باشد، حرف دل او بود كه به دل نشست. نمونه كامل و حرفه‌اي آن، "يك تكه نان (1383)" كمال تبريزي است. كاش از اين فيلمها بيشتر ساخته مي‌شد. و آزاد راه بيشتر بي‌راهه بود و پر بود از حرف اضافه؛ مقلد ضعيفي از "زير نور ماه (1379)" مير كريمي.
برچسب‌ها: فيلم, رسوايي, آزادراه, يك تكه نان, زير نور ماه
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

افرادي كه دو وبلاگه‌اند، مثل مردائيند كه دو زنه‌اند؛ نمي‌تونند به هردوشون برسند. حلال كن وبلاگ جان!


برچسب‌ها: وبلاگ نويسي, طنز
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»