ما يعني نياز و بي نيازي يعني خدا؛ و چه بهانه اي بهتر از اين براي رابطه ما و خدا. اُدعوني فاستَجب لکُم. گفته که بخواهيم و ما بايد که بخواهيم. لابد هرچه بيشتر بخواهيم، بيشتر ما را ميخواهد. فقط مي ماند يک چيز؛ آن هم هنر خواستن است.
 
 ميشد که اولياي خدا، همانها که با خدا همکلام شدند، تمام خواسته هاي ما را در يک دعا بگويند. پس چرا اين همه دعا، اين همه نيايش، اين همه کتاب!؟ شايد براي اينکه بياموزيم چه چيز بخواهيم، چه وقت بخواهيم و چطور بخواهيم.
 
 اشخاصي را ديده‌ام که خدا را تحريم مي‌کنند. چون حاجتش برآورده نشده نماز و دعا نمي‌خواند. با امام رضا قهر مي‌کند؛ به زيارتش نمي‌رود تا آن كه حاجتش را بدهد.
 
 از آن طرف کسي پيدا مي‌شود آن قدر از گناه خود شرمنده شده که از بخشش خدا نااميد مي‌شود.
 
 هنرخواستن يعني نه آنقدر پررو که خدا را تهديد کنيم، نه انقدر خجالتي که نااميد شويم. نتيجه هردو يک چيز است و ان دوري از خداست. از مشهورترين ترفندهاي شيطان است براي افرادي که ايمان کم و خرده ارتباطي با خدا دارند. هنرخواستن يعني نااميدي شيطان؛ نه نااميدي ما.
 
 دعاي کميل و مناجات شعبانيه، و در صدر همه مناجات ابوحمزه ثمالي پر از زمزمه هاي عاشقانه و خواستنهاي هنرمندانه هستند. تنها يک عاشق ميتواند بگويد:
 اي اله من، آقاي من، مولاي من، پروردگار من، گيرم که عذابت را تحمل کردم، فراقت را چه کنم؟ به فرض که حرارت آتشت را تحمل کردم، با دوري از نگاهت چه کنم؟
 
 و کسي جز يک عاشق خالص نميتواند چنين ادعايي کند:
 اگر مرا به آتش (دوزخ) بيندازي، به اهالي آنجا اعلام ميکنم که: من ترا دوست دارم. (انّي اُحبّک)


برچسب‌ها: مذهبي, دعا, مناجات, كميل, شعبانيه
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

بعد يه هفته سخت، اولين شب آرامشه :)

اينم از اون حرفاست كه بايد طلا گرفت:

جه خوش بي مهربوني هر دو سر بي
كه يك سر مهربوني دردسر بي

اگر مجنون دل شوريده‌اي داشت
دل ليلي از اون شوريده‌تر بي

 


برچسب‌ها: شعر, بابا طاهر, اولين شب آرامش
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

آهاي با شمام، اگه كارت تموم شده با من، قبل رفتن اون فلاش تانك رو بكش. تنها كاري كه مي‌توني برام كني همينه.


برچسب‌ها: شخصي, فلاش تانك
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

"ريش قرمز" رو براي چندمين بار ديدم. فيلميه كه مي‌شه بارها ديد، لذت برد، آموخت و باهاش زندگي كرد. به نظرم هر پزشك و دانشجوي پزشكي بايد اونو ببينه. داستاني است درباره وجدان كاري و وظيفه انساني و اجتماعي اطباء. از لحاظ فيلم سازي كه در اوج قرار داره و بر اهل فيلم تكليفه كه ببينند. من بهش مي‌گم فيلم سايه‌ها؛ از بس كه نورپردازي ويژه‌اي داره. "Red Beard" از شاهكارهاي "كروساوا" است كه پنجاه سال پيش (1965 م) ساخته شده. نسخه ايرانيش، همين مجموعه "روزگار قريب" درباره زندگي "دكتر قريب" خودمونه.

و البته "ريش قرمز" روايت جديدي از خضر و موسي است.


برچسب‌ها: فيلم, سينما, ريش قرمز, Red Beard, پزشكي
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

از دوستای جدید و جوونم داره وبلاگم رو میخونه و منو واداشته که بعد مدتی دوری، دوره کنم وبلاگ رو. چی بهتر از این؛ که کسی باشه. مگه نه اینکه مومن، اینه مومنه. رفاقت یعنی همین، که حال رفیقت رو خوش کنی به بودنت.

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»