تغييرات: مطالبي به اين يادداشت اضافه شده (شنبه 5 اسفند 1385).
بخشي از مراسم ساخت و ساز وبلاگ و ثبت نام آن، مربوط به نامگذاري ميشود. به نظر شما نامگذاري وبلاگ چقدر اهميت دارد؟ انتخاب نام سخت است يا آسان؟ در نامگذاري به چه چيزهايي توجه ميكنيد؟ محتواي وبلاگ (تفريحي، احساساتي، شخصي، علمي، آموزشي)، احساسات و شرايط نويسنده (غم و غصه، شوق و شور، افسردگي)، مخاطب خاص و عام، دوام و عمر وبلاگ (دائمي است يا كوتاه و موقتي) همه جزو عواملي هستند كه ميتوانند در انتخاب نام موثر باشند.
ممكن است وبلاگ را براي شخص خاصي بنويسد؛ براي همين از نام او براي وبلاگ استفاده ميكند. يا به خاطر شدت علاقه به كسي مانند فرزندش نام او را انتخاب كند. اما معمولا، نام هر وبلاگ مناسب با محتواي آن است. اگر درباره طراحي و برنامه نويسي است، اگر درباره خاطره نويسي است، اگر درباره اخبار است، معمولا در عنوان وبلاگ، ردپايي از آن خواهيم ديد.
اهميت نام
اهميت نام از دو جهت قابل توجه است:
• اثر تبليغي
نام خوب يك ابزار مناسب تبليغاتي است. اما نام خوب چه ويژگيهايي دارد؟
- با معني باشد.
- با مسمي باشد: اسم با محتوي تناسب و ارتباط داشته باشد.
- زيبا باشد: با ذوق و سليقه انتخاب شود. اينكه نام وبلاگ چقدر تناسب با محتوي دارد، اينكه چقدر داراي ايهام و استعاره است، اينكه چقدر خوش تركيب و خوش نواست، بسته به ذوق و هنر صاحب وبلاگ است.
- مختصر و مفيد: نه آنقدر بلند كه از حالت "كلمه" بودن خارج شده و يادگيري آن سخت شود؛ و نه آنقدر اختصاري كه درك معناي آن دشوار.
• ماندگاري
خصوصيتي كه اسم دارد، ماندگاري و دوام آن است. هرچند تغيير نام ممكن است، اما به راحتي عملي نميشود؛ مخصوصا بعد از گذشت مدتها كه اطرافيان به آن عادت كرده و شما را به آن ميشناسند.
داخل پرانتز: اسم، چيزي است كه از ابتدا تا انتها همراه ماست. تمام عمر؛ حتي بعد از ساليان سال، آنچه از شخص خواهد ماند، نام اوست.
شايد بتوان معيار سادهتري هم براي انتخاب نام در نظر گرفت. اول خوشايند بودن آن براي خود شخص و دوم خوشايند بودن آن براي مخاطبان.
پاورقي:
آيا شده با فردي برخورد كنيد كه از نام يا نام خانوادگي خود شكايت دارد؟ احتمالا اين حس نارضايتي - كه گاهي در ميان نوجوانان تشديد ميشود - از ديدگاه روانشناسان جالب و قابل تامل است. شخصي از اسم خود ناراضي است! چرا؟ اگر تحقيقي در محيط مدرسه - مخصوصا در سطوح ابتدايي و متوسطه - انجام دهيد، متوجه خواهيد شد كه بعضي از كودكان و نوجوانان از اينكه نامشان به صورت عمومي و با صداي بلند خوانده شود، راضي نيستند. از معلم ميخواهد كه فاميليش را بلند نخواند. اين حساسيت گاهي به نام پدر و يا شغل او نيز سرايت ميكند.
چنين حساسيت، عمدتا به خاطر ضعف اعتماد به نفس است و گاهي هم به خاطر كمي اطلاع. مثلا در مواردي مشاهده شده كه وقتي معلم به دانش آموز ميگويد آيا ميداني معني اسمت چيست؟ و بعد معناي زيبايي را براي آن بيان ميكند، احساس رضايتي به نوجوان دست ميدهد و با آرامش و اعتماد به نفس نزد دوستانش رفته و معناي نامش را به آنها ميگويد.
اما شروع اين حالت - يعني اين پندار كه اسم من زيبا نيست و بيمعناست - از كجاست؟ برخورد منفي اطرافيان را ميتوان مهمترين علت انزجار از نام خود دانست. متاسفانه بايد بگويم كه در جامعه و فرهنگ فعلي ما، تمسخر افراد به خاطر نامشان، يا قرار دادن نامهاي جعلي و زشت، متداول بوده و به سرعت شايع شده و اسباب خنده نيز ميشود.
نميدانم آيا تا به حال درباره "نام وبلاگ" در جايي صحبت و گفتگويي شده يا تحقيقي در اين باره صورت گرفته يا نه. هر چه در باب اهميت و حساسيت اسم خود شخص وجود دارد در اينجا هم پياده ميشود؛ مخصوصا اينكه در ميان جامعه وبلاگ نويسان، گاهي افراد با نام وبلاگشان شناخته و ناميده ميشوند.
وبلاگ: جاي جديدي براي «خود» ما" از "وبلاگوار":
«بارها خواندهايم که از صاحب وبلاگي با نام وبلاگش ياد مي کنند (حتي جايي که نياز به لينک دادن نباشد) مثلا الپر گفت، سيبستان نوشت يا بقول شرتو... در اينجا شخص از ميان مي رود و تبديل به وبلاگش مي شود. جالبتر اينکه خود وبلاگنويسان هم گاهي براي نظر گذاشتن حتي در قسمت «نام»، نام وبلاگشان را مي نويسند، يعني "من وبلاگشان" را.» "
داخل پرانتز: جالب است كه بدانيد در بعضي از شهرها - شهرهاي جنوبي ايران - پدر و مادرها را به نام فرزندشان صدا ميكنند؛ مثلا ميگويند مامان مهران.
پاورقي:
اهميت نام هرچيزي بستگي به اهميت خود آن چيز دارد. هرچه شيئي با ارزشتر باشد، نام آن هم با ارزشتر است. تا حدي كه در اديان و مذاهب و فرهنگهاي مختلف، با اسمهايي روبرو ميشويم كه داراي قداست هستند. به اصطلاح به آنها "اسماء مقدسه" گفته ميشود؛ يعني نامهايي كه داراي حرمت ويژهاي هستند. تا جايي كه هركسي نميتواند آن را به زبان بياورد، يا شايد فقط در مراسم خاصي. مثلا در دين اسلام، به هيچ يك از نامهاي خداوند نميشود دست زد، مگر با طهارت. يا نميشود خدا را به اسمي "من درآوردي" ناميد. اين دو حكم كه در اسلام شديدا بر آن تاكيد شده است، به خاطر يك چيز است. ارزش صاحب نام كه بسيار والا و مافوق ذهن بشري است.
از اسماء مقدسه كه بگذريم، به اسامي عادي ميرسيم؛ مانند هرچه كه در اطراف ماست. از در و ديوار و خانه و زمين و آسمان گرفته تا دار و درخت و حيوان و انسان. اينكه چرا و چگونه "اسم" پديد آمد، در ميان ادباء و زبان شناسان، حرف بسيار است. آيا بعضي از اشياء را به خاطر اصواتي كه از آنها شنيده ميشود، ناميدهاند (خُرخُر كردن). آيا بعضي از اسامي به خاطر كاري كه در آنها انجام ميشود ناميده شدهاند؛ مانند اسم مكان و زمان (منزل، مسكن). آيا بعضي از اسامي به خاطر نسبتهايي است كه ميان ما و صاحب نام وجود دارد؟ مانند پدر، پدر زن، پسر دايي.
با توجه به اينكه اشياء و مفاهيم موجود در جهان، بسيار است، نامگذاري براي همه آنها مشكل است و شايد غير ممكن است؛ اما خوشبختانه اكثر آنها نامگذاري شدهاند.
آن زمان كه پدر و مادر و اقوام بر سر اسم ما بحث و تبادل نظر ميكردند، هيچ كس نظر ما را نپرسيد كه تو دوست داري اسمت چه باشد؛ اما حالا كه قرار است پا به دنيا و محيط جديد و بزرگي بگذاريم، اين فرصت به ما داده شده است. دقت كنيد كه نام خوبي را براي خود ثبت كنيد.
به اميد ديدار
خدانگهدار