بعضي كه ميخواهند از وبلاگ بنويسند، از تاريخچه وبلاگ شروع ميكنند كه اولين نفر چه كسي بود و در چه سالي چنين كاري كرد و ... . اين شده يك كليشه و قالب تكراري كه از اينجا به آنجا كپي ميشود؛ اما چيزي كه جايش خالي است - حداقل به چشم من نخورده - صحبت از اينكه وبلاگ، نسل بعد از چت است و مقايسه اساسي بين وبلاگ و چت، و همچنين تحقيق درباره اينكه وبلاگ چه تاثيراتي از چت گرفته و ... . نميشود بدون توجه به فرهنگ چت، براي شناخت درست فرهنگ وبلاگ نويسي اقدام نمود.
شماري از نسل اول وبلاگنويسي افرادي بودند كه از اتاق گفتگو (چت روم) به حياط وبلاگ پا نهادند. آنها كساني بودند كه با آداب و رسوم آن دوره از چت انس گرفته و تجربه گفتگوهاي زنده اينترنتي را داشتند. با تولد وبلاگ، زمان آن رسيد كه به نوشتههاي خود، عمر بيشتري بدهند؛ خيلي بيشتر از آن كه بعد از چند لحظه، از صفحه مانيتور، محو شود.
چت
چت زندهترين روش ارتباطي در اينترنت است كه به چند شكل قابل اجراست: نوشتاري، صوتي، تصويري.
تا چند سال پيش چت نوشتاري، حرف اول را در ايجاد ارتباط بين افراد ميزد، كه به مدد پيشرفت فناوري، صدا و بعد تصوير به آن افزوده شد. اكنون نيز - با وجود ارزاني ميكروفن، گوشي و وبكم - ميشود گفت چتِ متدوال، چت نوشتاري است؛ مخصوصا در مناطقي كه سرعت اينترنت براي ارتباط صوتي و تصويري مناسب نميباشد.
علل گرايش به چت
گرايش روزافزون به چت، دلايل مختلفي دارد كه بعضي از آنها مختص آن و بعضي عمومي و مربوط به حوزه اينترنت ميباشد. به عنوان مثال "سهولت ايجاد ارتباط" را از علل گسترش چت ميدانند كه به نظر من اين از خواص عمومي چت است؛ يعني اين اينترنت است كه ارتباطات را سهل نموده و تبادل اطلاعات را تسريع بخشيده؛ چه به شكل آپلود و دانلود، و چه به شكل نامه و چت يا پايگاه و وبلاگ.
ويژگي ديگري كه در نامه الكترونيكي (Email) وجود داشته كه در چت تقويت شده و به حد اعلا رسيده، "ارتباط دو طرفه و مكالمه (Dialog)" است. معمولا ارتباط دو طرفه، در پايگاه اينترنتي (Site) وجود نداشته يا بسيار ضعيف است. از زمان پديد آمدن نامه نگاري اينترنتي، اين امكان حاصل شد؛ اما با فاصله زماني - در حالت خوشبينانه - حداقل چند دقيقهاي.
اما آن چيزي را كه به جرأت ميتوان گفت از علل خاص گرايش به چت است، "زنده بودن (Live)" است. فاصلهاي بين نوشتن من تا ديدن شما نيست. اين مكالمه زنده و آنلاين، صفتي است كه در انواع ديگر ارتباطات اينترنتي وجود ندارد.
ارزان بودن، ناشناس بودن و خواص مثبت و منفي ديگري هم وجود دارد كه فعلا موضوع بحث ما نيست.
پاورقي:
1- اين مختصر را گفتم شايد شخصي از خوانندهها ترغيب شده و اين قالب تكراري صحبت از وبلاگ را بشكند. مطمئنا با مقايسه بين اين دو محيط، نتايج جالبي به دست خواهد آمد. البته كسي ميتواند درباره اين موضوع صحبت كند كه هم از اول با چت و وبلاگ بوده و هم هر دو محيط را با تحقيق، تجربه نموده.
2- منظورم از چت - همانطور كه در اول صحبت گفتم - "اتاق عمومي چت" يا به اصطلاح "چت روم" است؛ نه چت خصوصي و دو نفره يا چت خانوادگي.
نام مستعار
يكي از يادگاريهاي چت كه به وبلاگ هم سرايت كرده، آيدي و نام مستعار است. نام مستعار - همانطور كه از اسمش پيداست - مستعار است و قرار نبوده كه حقيقي باشد. كمتر كسي است كه با اسم حقيقي خود وارد چتهاي عمومي شود. علت چيست؟ "ترس از مزاحمت، ترس از آبرو، گمراه كردن، ذوق و سليقه" از علل انتخاب نام مستعار در چت است.
البته از اين قاعده دو گروه مستثني بودند.
1- افراد كاملا ناآشنا و تازه وارد به دنياي چت؛ كساني كه تا اين حد اطلاع ندارند كه نبايد با نام واقعي خود آي دي انتخاب كنند.
2- افراد شناخته شده و سرشناس؛ كساني كه در بعضي از اتاقهاي گفتگو به عنوان فردي شناخته شده و موجّه صحبت ميكنند. اين موقعيت در چتهايي وجود دارد كه هم وجهه علمي و مستند بالايي دارد و هم داراي مديريت است؛ مانند اتاقهاي گفتگو "پالتاك" (Paltalk).
اين وضعيت در انتخاب ايميل نيز كم و بيش موجود است؛ البته ايميلي كه قرار است در اختيار عموم باشد.
پاورقي:
نام مستعار - كه در اينترنت به شكل "آي دي" مشهود است - چيزي نيست كه زاييده دست فناوري و اينترنت باشد. شعراي بزرگوار، از ديرباز در اشعار خود از نام مستعار استفاده مينمودند كه در صنعت ادبي به آن "تلخيص" ميگويند. "تلخيص" يعني استفاده شاعر، از نامي مستعار.
نگاه من كمي متفاوت با بعضي از دوستان است. بعضي ميگويند چرا كاربر با نام مستعار، خود را در چت معرفي ميكند؟ آيا اين دروغ نيست؟ من ميگويم اگر با نام حقيقي آمد جاي سوال است و كساني را كه با نام حقيقي ميآيند به عنوان استثناء ذكر ميكنم. به نظر من اصل در ايميل، چت و وبلاگ، اسم مستعار است، نه حقيقي؛ چون رفتار متداول و عُرف اين محيط چنين است. بر خلاف كتاب؛ نويسندههاي كتاب غالبا با نام واقعي خود را معرفي ميكنند.
ادامه دارد ...
به اميد ديدار
خدانگهدار
چون موضوع بحثمان وبلاگ است، لازم است كه با وبلاگهاي متناسب و پايگاههايي كه در رابطه با وبلاگ كار ميكنند آشنا باشيم. فعاليت بعضي از اين پايگاهها به صورت خدماتي و جانبي، بعضي به صورت پشتيباني، و بعضي آموزشي است. اگر شما دوستان هم موردي را سراغ داريد، چه كار ديگران باشد و چه كار خودتان، معرفي كنيد.
• مجله وبلاگ: اين وبلاگ، حاصل كار سه ساله چند نويسنده - من جمله آقاي شيرازي، مدير بلاگفا - ميباشد. در بخش "درباره وبلاگ" ميخوانيم:
«مجله بلاگفا با هدف جمع آوري و انتشار مقالاتي در زمينه وبلاگ و وبلاگ نويسي ايجاد شده است ... مجله بلاگفا از تمام کساني که مقاله اي در زمينه وبلاگ نوشته يا خوانده اند دعوت ميکند تا با معرفي و ارسال آن ما را در هدف خود ياري کنند.»
همانطور كه خود وبلاگ گفته، بخشي از مطالب آن از وبلاگها و نويسندگان ديگر، به عاريه گرفته شده است.
برخي از يادداشتها:
بلاگ چيست و چگونه کار ميکند؟ (اولين يادداشت)
چرا بايد براي انتشار مجله الكترونيکي از وبلاگ استفاده كرد؟
بررسي پديده وبلاگ ها و روانشناسي خودماني
وبلاگ ها، تقابل با رسانه هاي سنتي
نكات مفيد در طراحي يك وبلاگ
وبلاگ نويسان در يک قدمي روزنامه نگاران
...
متن خود را از كسالت باري در آوريد
نوشتن براي وب - اصل مطلب را بگوييد
ايين نگارش وب - براي نوشتن در وب تغيير قلم بدهيد
نويسنده خوبي براي وب باشيم
ميخواهم يک وبلاگ نويس خوب باشم (آخرين يادداشت)
مرور اين عناوين، مشخص ميكند كه با مطالب مفيد و آموزندهاي در "مجله وبلاگ" روبرو خواهيم شد.
• بازنگار: فعاليت اين پايگاه - كه خود را "خانه وبلاگهاي فارسي زبان" ناميده - اختصاصا وبلاگي است. به اين صورت كه مطالب وبلاگهاي فارسي را - با استفاده از آر اس اس - به صورت خودكار بازنگري كرده، يادداشتهاي جديد آنها را فهرست نموده و آنها را به شكل موضوعي دسته بندي ميكند.
در بخش "درباره ما" ميخوانيم:
«بازنگار با جمعآوري نشاني اينترنتي سايتهاي مختلف و طبقه بندي آن ها شرايطي را براي هر کاربر ايراني فراهم کرده است که از رجوع هاي موردي و جست و جوهاي زمانبر بینياز خواهد شد. بازنگار يک خبرخوان اتوماتيک است و مسئوليت تمامي مطالبي که از وبلاگ هاي عضو در آن منتشر مي شود به عهده نويسندگان آن هاست ...
بازنگار، با طبقهبندي موضوعي وبلاگهاي حرفهاي مي کوشد همچون ساير رسانه هاي داخلي در چارچوب قوانين جمهوري اسلامي ايران شرايط انتشار افکار وبلاگ نويسان را در گستره اي وسيع تر فراهم کند ...
اين خبرخوان موضوعي، با برجسته سازي و انتشار آراي نمايندگان تفکر مدني در مسير تقويت ارزشهاي جامعه ايراني و گسترش رفتار تعاملگرايانه خواهد کوشيد ...
گسترش، پالايش و تقويت زبان فارسي يکي از اهداف مهم و اصلي بازنگار است و در اينده نه چندان دور امکانات تازهاي به همين منظور به اين پايگاه اينترنتي افزوده خواهد شد.»
"بازنگار" كه مراحل آزمايشي خود را ميگذراند، ابزار خوبي براي محققين در امور وبلاگ است.
پاورقي:
- چهار ماه پيش كه اقدام به راه اندازي "اخبار وبلاگ" نمودم، با "بازنگار" آشنا نبودم و حس كردم كه جاي چنين كاري خالي است؛ يعني محلي كه اخبار و مقالات وبلاگي را جمع آوردي كند. البته ميان نوع كار "اخبار وبلاگ" و "بازنگار" تفاوت است؛ با اين حال شايد با وجود چنان مرجع بزرگي، نيازي به چنين كار كوچكي نباشد.
- يادداشت "معرفي وبلاگ" را زودتر از اينها آماده كرده بودم؛ اما مدتي "بازنگار" براي من در دسترس نبوده و ظاهرا قطع بود. حيفم آمد كه از آن چيزي نگويم. براي همين چند روز تاخير شد.
• Google BlogSearch: اين پايگاه كه از اقمار گوگل ميباشد، وظيفه جستجو در متون وبلاگها را به عهده دارد. جستجو در آن همانند جستجو در خود گوگل است؛ با يك تفاوت مهم كه حيطه جستجويش محدود به وبلاگ - فارسي و خارجي - ميباشد؛ بنابرين ما را به مطلوب خود نزديكتر ميكند. "بلاگ سرچ" ميتواند يكي از ابزار مفيد و كارآمد محققين باشد.
به اميد ديدار
خدانگهدار
هدف من در اين وبلاگ اين بوده كه ابتدا به آموزش و بيان مطالبي كه براي دوستان تازهكار و علاقمند به وبلاگ نويسي لازم است، بپردازم. نكاتي ساده و ابتدايي كه هم باعث آشنايي آنها با وبلاگ نويسي ميشود و هم آنها را با حال و هواي اين وادي مانوس كند. متاسفانه به خاطر دلايلي نتوانستم به موقع و بر اساس برنامه ريزي خود، عمل ميكنم. يكي از اين دلايل كمك به بعضي از همين دوستان در اصلاح و پرورش وبلاگشان بوده. بعد از اين دوره كوتاه ميخواستم از وبلاگ بنويسم و ... از وقايع روز كه جالب و آموزنده است.
با آنكه دوره اول تمام نشده و چند جلسهاي از آن باقي مانده، و همچنين جلسه قبل (نام وبلاگ) هم نياز به اصلاح و تتمه دارد، اما هرچه كردم نتوانستم خود را راضي كنم كه از كنار اين واقعه ساكت بگذرم:
بازتاب
يك خبر: بازتاب فيلتر شد.
اين خبر را كه از هفته گذشته در راس اخبار فناوري اطلاعات و اينترنت است و بين اصحاب رسانه بر سرزبانهاست، كم و بيش شنيدهايم. اينكه يك پايگاه و وبلاگي فيلتر شده، امر تازهاي نبوده و هدف من هم صحبت از آن نيست. و اينكه چرا تا حالا علت آن مسكوت مانده و از طرف مسؤولين سعي نشده كه اذهان مردم و كساني كه اين خبر را شنيدهاند روشن شود، اين هم مورد توجه من نيست. از مسؤولين عزيزمان، از اين نوع كرامتها كه كم نديدهايم! (محدوديت سرعت اينترنت پرسرعت! ثبت نام دسته جمعي پايگاهها و وبلاگها!). حتي به خوب و بدي آن هم كاري ندارم. حتما آقايان بر سر موضوعي اختلاف پيدا كردند و آبشان در يك جوب نرفته.
واكنش وبلاگ نويسان
نكتهاي كه به نظرم جالب آمده، عكس العمل برخي از وبلاگ نويسان به اين موضوع است. بازتابِ فيلترينگ "بازتاب" در ميان وبلاگ نويسان ديدني است و حمايتي كه از آن پايگاه شده. اين واكنش نشانه چيست؟ وقايع بيرون از وبلاگستان، چه اثراتي بر آن دارد و وبلاگستان چه اثري بر جامعه و تصميمات مسؤولان؟ حركت متفاوتي است كه به گمانم اين حركت و جنبش در وبلاگ فارسي، در حال راه افتادن است. بعضي كودكان زود به سخن ميآيند و بعضي دير. شايد وبلاگ فارسي هم كودكي است كه دير زبان بگشايد؛ اما لُكنت زبانش به شيرين زبانيش ميارزد.
واكنش مسؤولان: با كسي شوخي نداريم، حتي شما.
"وب نوشت" ابطحي از اولين وبلاگهايي بوده كه به اين موضوع سريع و شفاف عكس العمل نشان داد و در چند بند و پاراگراف آن را تقبيح نموده و تاسف بار دانست. فكر ميكنيد چه شد؟ شنيدهايد كه ميگويند ان شاءالله در آخرت با ملائك محشور شوي؟ بله، "وب نوشت" هم با "بازتاب" در عالم فيلترينگ محشور شد.
داخل پرانتز: البته پايگاه "وب نوشت" فيلتر نشده است؛ فقط بخش وبلاگش كه موسوم به "روزنوشت" است در بعضي جاها در دسترس نميباشد.
به اميد ديدار
خدانگهدار