تبليغاتX
وبلاگ وبلاگ
سلام

تصاويري از مراسم شب شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام، در حرم امام رضا عليه السلام


متن كامل »»»
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

تغييرات: در بخش "وبلاگ دونه" مطلبي افزوده شده (يكشنبه 10 تير 1386)

بعضي از يادداشتها عجيب دلچسب و تاثيرگذارند. امروز دو يادداشت را از دو وبلاگ انتخاب كرده‌ام.

وبلاگ دونه

اولين يادداشت از "دونه" است.
نويسنده: يك مادر ايراني كه براي تحصيل همسرش چند سال است در فرانسه اقامت دارد.
موضوع وبلاگ: دختربچه دو ساله‌اش به نام "آوين".
عمر وبلاگ: كمي بزرگتر از "آوين".
زمان به روز كردن: حدودا هفتگي است.

همين اواخر درباره هدفش از وبلاگ نويسي چنين گفته:

«آوين جان، از همان روز اول قرار شد اين وبلاگ به تو اختصاص داشته باشه، لحظه هاي زيبا و شيرين، خاطره ها و نوشته هايي از دوران رشد و بالندگي تو.»

اين نوع وبلاگ (كودكانه) فرصت خوبي به خواننده مي‌دهد كه اندكي از دغدغه‌هاي جدي و خشك دنياي بزرگان بيرون بيايد و لطافت بازي كودكانه را حس كند، گريه و خنده‌اش را بشنود، شاهد بزرگ شدنش باشد، و شايد با ديدن او به گذشته خودش برود و با خود بگويد يعني من هم همينطور بودم؟ آيا مادر من هم اينقدر برايم زحمت كشيد؟

يكي از خواننده‌هاي وبلاگش چنين مي‌گويد:

«... گاهي که شما کارهاي جالب آوين کوچولو رو توضيح ميدين من ياد بچگي هاي خودم مي افتم. مثلا من عادت داشتم توي کتابها يادداشت کنم ...»

"دونه" گاهي از كودكش مي‌نويسد و گاهي كودك را بهانه مي‌كند و از خود مي‌نويسد. جديدا طي يك اعلام رسمي قرار شده از وضعيت اجتماعي هم بنويسد. قلم روان نويسنده، باعث صميمي‌تر شدن وبلاگ شده، خواننده احساس نزديكي مي‌كند و حس نويسنده به او منتقل مي‌شود. دقت به ريزه‌كاريها و افعال كوچك و بزرگ كودك، نشانه نكته‌سنجي مادر است. ذكر دقيق و گام به گام، و وصف با آب و تاب رفتارهاي متقابل كودك با والدين و با دوستانش، باعث مستند شدن وبلاگ شده است. گاهي چنان از رفتار كودكش متاثر شده و غرق لذت مي‌گردد كه مادر بودن خود را به رخ خواننده مي‌كشد:

فرق کرده ايم: «همه اينها چيزي نيست جز معجزه پدر و مادر شدن!»
روز مادر: «راستي که مادر شدن هم عالمي داره!!!!!!!»

اما يادداشتي كه بسيار جالب، پر محتوي و حكايت از نكته سنجي نويسنده "دونه" دارد:

پراکنده گويي‌ها

«خوب بالاخره بيزو بيزو گفتن هاي ما کار خودش رو کرد و آوين بوسيدن رو ياد گرفت. حالا وقتي صبح ها از خواب بيدار مي شه لبهاش روبه صورتمون مي چسبونه تا ما ببوسيمش ...

بين خونه ما و مهد آوين يه پل بزرگه. تازگي ها ديگه قبول نمي کنه توي کالسکه بشينه و معمولاً پياده از مهد بر مي گرديم ...

عصرها موقع پياده روي دستش رو مي زنه پشتش و راه مي افته هميشه هم از جهتي خلاف جهت ما ...

خوابيدن هاي سر وقت و بي دردسرش هم کم کم داره بي نظم مي شه ديگه فقط وقتي واقعاً خسته است ...

پيش بند هم دوست نداره و فقط اولش که گرسنه است و حواسش نيست مي ذاره که پيش بند ببنديم و بعد از چند دقيقه که متوجه مي شه، با ناراحتي سعي مي کنه بازش کنه ...

استقلال طلبي و سرکش شدنش نشون مي ده که همه چي به خوبي پيش مي ره و آوين کوچولوي ما داره خوب بزرگ مي شه اما از طرفي هم اينکه نمي دونيم چطوري بايد باهاش هماهنگ بشيم مي گه که ما خوب رشد نکرديم و داريم ازش جا مي مونيم.

تربيت بچه ها کار خيلي سختيه، استفاده از تجربيات مادر و پدرهامون که در شرايط متفاوت ما رو بزرگ کردن نمي تونه تمام و کمال به کار بياد، کتابهاي روانشناسي هم پر هستند از راه حل هاي کلي . البته کتابهاي خيلي خوبي هم مي شه پيدا کرد اما با اين حال به همه سوالها جواب نمي دن. کاش ما، مادر و پدرهاي وبلاگ نويس کمي از تجربيات مفيدمون، از کتابهايي که خونديم و اونها رو کارامد يا ناکارامد دونستيم از رفتارهاي خوب و يا گاهي نادرستمون که باعث شده روي رفتار بچه هامون تاثير بگذاره بنويسيم . فکر مي کنم مجموعه اي از همه اينها راهنماي خيلي خوبي باشه.»

نسخه كامل يادداشت را در همان وبلاگ مطالعه كنيد. به نظر شما اين يادداشت چند نكته تجربي و آموزشي خوب دارد؟ نويسنده در انتها نوشته است:

«پ ن3: شما چه کتابي رو در زمينه تربيت بچه ها پيشنهاد مي کنيد (به زبان فرانسه يا انگليسي و يا فارسي، يعني ترجمه نباشد و خود نويسنده ايراني باشه).»

در حالي كه خود او مشغول نوشتن چنين كتابي است؛ يعني كتابي كه حاصل تجربيات يك مادر است. براي آوين و پدر و مادر زحمتكش و مهربانش آرزوي سلامتي و سربلندي دارم.

پاورقي: يك بحث تربيتي - و كمي تخصصي - در تكميل و توضيح وبلاگ "دونه" در نظر داشتم، كه به خاطر طولاني شدن، از پرداختن به آن پرهيز مي‌كنم.

*****

وبلاگ از زندگي

از اين وبلاگ قبلا نام برده‌ام و به يادداشتي از آن اشاره كرده‌ام. اين بار نيز مي‌خواهم نظر شما را به يكي از يادداشتهاي خوبش جلب كنم.

به پاس دوستي خالصانه‌ي وحيد!

«اين چهره‌ي هميشه پرمحبت وحيد است. با وحيد شمسي عزيز همکلاس بودم در يکي از اولين کلاس‌هاي جامعه‌شناسي پزشکی‌ام در دانشگاه شهيد بهشتي؛ او مثلاً دانشجويم بود و من مثلاً مدرس او! اما با توجه به هوش سرشار و گنجينه‌ي غني اطلاعاتش که از مطالعات گسترده‌اش بر می‌آمد، از طريق سؤالاتي که در کلاس مطرح می‌نمود، به‌زودي دريافتم که قرار است من خيلي بيشتر از او بياموزم تا او از من؛ و چنين شد! خوشبختانه بعدتر اين رابطه‌ي دانشگاهي به دوستي پايداري تبديل شد که همچنان ادامه دارد و خواهد داشت! همواره منتهاي خلوص نيت و عاطفه و صميميت را از جانب او نسبت به خودم و دوستان مشترک‌مان شاهد بوده‌ام! دوستی‌هاي بی‌غل‌وغش اين روزها کمياب است. او مصداق بارز دوستي صميمي و انساني والاست، دوست به وقت نياز! مصداق اين ضرب‌المثل انگليسي که می‌گويد:

A friend in need is a friend indeed!

خواستم با اين يادداشت کوتاه از جانب خودم و ديگراني که از موهبت دوستي او برخورداريم صرفاً ذکري کرده باشم از ارزشمندي دوستي او و سپاسي نثار او با بهترين آرزوها تا که همواره از لذت زندگي با همه‌ي زيبايی‌هايش آنچنانکه شايسته‌ي اوست، برخوردار باشد!»

كساني كه با نويسنده "از زندگي" آشنايند و از موقعيت او با خبرند، بهتر درك مي‌كنند كه اين كار وي يعني چه و آن يادداشت چقدر با جسارت و صداقت نوشته شده است.

پاورقي: درباره انگيزه و علل گرايش به ارتباط و دوستي با ديگران، شايد چيزهايي شنيده باشيد. نياز شخصي و عاطفي، نياز كاري و اجتماعي، اشتراك منافع، ترس از تنهايي، آرامش، آموزش و ... . در كنار همه اينها، عامل ديگري هم وجود دارد به نام "شباهت" كه اعتبار فراواني - هم در حدوث و هم در بقاي دوستي - دارد. از مهمترين عواملي كه باعث ايجاد و مخصوصا دوام دوستي خواهد شد "شباهت بين دوستان" است. اين قاعده در ارتباط گروهي هم جريان دارد. كم نيستند كساني كه دوستي و ارتباطشان دوامي نداشته؛ حتي به زور بند و عقد هم نمي‌شود آنها را به هم متصل نگاه داشت. اگر رفاقت طولاني بين دو دُزد را هم ببينيد، باز هم متوجه اين شباهت و نزديكي در روش كار و سليقه و خُلقيات آنها خواهيم شد. البته معناي شباهت اين نيست كه عين هم فكر كنيم و عين هم رفتار كنيم. خلاصه عرض كنم كه در شباهت، نوعي نزديكي انديشه خوابيده است.

يادداشت ايشان مرا ياد يكي از سفارشات حضرت رسول صلي الله عليه و آله انداخت كه «علاقه‌ات را به دوستت ابراز كن». كساني هستند كه حتي تشكر كردن هم بلد نيستند. چنان رفتار مي‌كنند كه گويي نبود هيچ آشنايي. وقتي به او مي‌گويي چرا اسم نياوردي كه چه كسي در فلان برنامه و فلان تحقيق ترا كمك كرده يا فلان طراحي را برايت انجام داد، پاسخ مي‌دهد چرا بايد اين كار كنم؟ مگر او عقده تشكر شنيدن دارد؟ حتي براي اينكه به خيال خودش كسي متوجه دوستي و ارتباطش نشود، كارهاي غير معمول كرده و حتي غيرمتعارف در وبلاگ پاسخش را مي‌دهد.

ديدن اين جور رفقا! باعث مي‌شود كه ارزش كار "از زندگي" مشخص‌تر شود. پيام خواننده‌ها را در ذيل همان يادداشت مطالعه كنيد و ببيند چه عكس العملي نشان دادند، و چه به جا يكي از آنها به حكايت "شازده كوچولو و روباه" اشاره نمود. اين هم پيام من:

«بعضي هستند كه از بس دوستان خوبي دارند، آدم از خود مي‌پرسد چطور است كه اين همه دوست خوب دور و بر اوست؟ از كجا آنها را پيدا كرده!؟ چطور اينها را سوا نموده!؟

شايد حقيقت اين باشد كه او هم مثل همه ما، تجربه كرده؛ هم با بدها برخورد داشته و هم با خوبها؛ اما رفتارش طوري بوده كه در آخر كساني ماندند كه بيشترين شباهت و سازگاري را با خلق و خُويش داشتند. خود اوست كه چنان جاذبه‌اي را دارد.

اين تعريف من، نه از وحيد است و نه از شيرين؛ كه هيچ كدام را نمي‌شناسم؛ اما شيرين نوعي، صفتي دارد كه هميشه دوستانش از اينكه در كنارش هستند راضيند. صفت سپاسگزاري، و حتما اين صفت در وحيد هم هست.

اين چندمين يادداشت است كه در "از زندگي" با مضمون تشكر و قدرداني مي‌خوانم. در يك وبلاگ عمومي، كه خواننده بسياري دارد، آشنا و غريبه، دور و نزديك. چه لذتي دارد! زماني كه قالب وبلاگ عوض شد، در يادداشتي ساده نام طراح را به خوبي آورد و از زحمتي كه كشيد سپاسگزاري نمود و گله كوچكي را هم به شيريني نوشت.
و اين بار در يك يادداشت تصويري، از فردي كه از رتبه شاگردي به رتبه دوستي صديق نايل شده، ياد نموده. شيرينتر از هر شيريني. اين است كه مرا شاد و متاثر كرده.»

پاورقي: با عذرخواهي از شادي كه اين يادداشت هم طولاني شد.

به اميد ديدار
خدانگهدار

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

اصطلاح "بغير حساب" 7 بار در قرآن كريم آمده است كه اكثرا درباره رزق و روزي و اجر است؛ گاهي صحبت از رزق در دنيا بوده و گاهي صحبت در آخرت.

بقره: وَ اللهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ (212)

و خداوند، هر كس را بخواهد بدون حساب روزي مي‌دهد.

به نظر شما - با توجه به اين نكته كه تركيب "بغير حساب" چندين بار در قرآن استعمال شده است و به نوعي بر آن تاكيد شده - چه معنايي دارد؟

اصطلاح "بي‌حساب"

در زبان فارسي و گفتگوي روزمره به كسي كه بي‌نظم و انضباط رفتار مي‌كند، مي‌گوييم كه كارش حساب و كتاب ندارد. به كسي كه زياد بذل و بخشش مي‌كند، مي‌گوييم كه بي‌حد و حساب - يا بي‌حد و حصر - بذل و بخشش مي‌كند. "بي‌حساب" در فارسي گاهي كنايه از بي‌نظم و بي‌برنامه بودن است و گاهي كنايه از كثرت و نامحدود بودن. درباره خدا كدام معني صادق است؟

معناي "بغير حساب"

معاني كه به نظر، صحيح مي‌رسد و مناسب آيات است:

- بدون حد و مرز، نامحدود، خارج از حساب و شماره است.
- بيشتر از حد بندگان، روزي خدا متناسب با خداوندي خداست.

تفسير نمونه، سوره بقره آيه 212:

«بي‌حساب بودن روزي خداوند به افراد با ايمان، اشاره به اين است كه هرگز پاداشها و مواهب الهي به اندازه اعمال ما نيست؛ بلكه مطابق كرم و لطف اوست و مي‌دانيم لطف و كرمش حد و حدود ندارد.»

- بدون عوض، بدون چشم داشت، بدون اينكه چيزي از او بخواهد.

تفسير الميزان، سوره آل عمران آيه 27:

«توصيف الرزق بكونه "بغير حساب" إنما هو لكون الرزق منه تعالي بالنظر إلي حال المَرزوقين بلا عوض و لا استحقاق؛ لكون ما عندهم من استدعاء أو طلب أو غير ذلك مملوكا له تعالي محضا؛ فلا يقابل عطيته منهم شيء. فلا حساب لرزقه تعالي.
روزي خدا با توجه به وضعيت بندگان، بلا عوض و بدون استحقاق است؛ چون آنها هرچه دارند، براي خداست؛ پس آنچه خدا مي‌بخشد، در برابر چيزي از آنها نخواهد بود. يعني حسابي براي رزق خداي متعال نيست.»

به گمانم اينها معاني مناسبي براي اصطلاح پرمغز و زيباي "بغير حساب" باشد.

معناي ديگر

شايد بشود معناي ديگري را هم براي آن متصور شد كه نكته لطيف و زيبايي است.

- خداوند روزي مي‌دهد خارج از حساب و كتاب انساني، از جايي كه حسابش را نمي‌كرديم.

حساب كرده‌ام كه از حقوق هر ماهم فلان قدر كنار مي‌گذارم، و از اداره‌ام وام مي‌گيرم، و آخر ماه فلان دوستم بدهي خودش را مي‌دهد. روي اين حساب مي‌روم و يك چيز سنگين خريد مي‌كنم و با اعتماد به نفس، كلي چك و سفته مي‌دهم؛ اما وقتي براي گرفتن وام مي‌روم مي‌گويند به خاطر كمبود بودجه، نوبت شما به تاخير افتاده. از دوستم هم خبري نمي‌شود و ... . من كه حساب همه چيز را كرده بودم. كلي نقشه كشيدم و برنامه ريزي كردم. مو لاي درزش نمي‌رفت. پس اين بلا از كجا بر سرم نازل شد كه اصلا فكرش را نمي‌كردم؟

از آن طرف هم مي‌شود تصور كرد. مواقعي پيش مي‌آيد كه بدجور گرفتار شده‌ايم. يك خرج سنگين، ورشكستگي و بدهكاري، بيماري و خرج عمل. با پدر يا برادر تماس مي‌گيريم مي‌گويد اي كاش زودتر مي‌گفتي! تا ديروز پول دستم بود. به هر دوستي كه رو مي‌اندازيم جواب رد مي‌شنويم. بعضي از خود ما گرفتارترند و آدم شرمنده مي‌شود كه چرا به آنها گفته. هرجور كه حساب مي‌كنيم مي‌بينيم نمي‌شود كه نمي‌شود. در همين گير و داد است كه يك نفر مي‌آيد و ... .

كم و بيش با اين بازي زمانه آشنا هستيم و در زندگي خود به نوعي با آن روبرو شده‌ايم. درست دقيقه نود، مشكل حل شده است؛ از جايي كه حسابش را نمي‌كرديم.

طلاق: وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا (2) وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَ مَن يَتَوَكَّلْ عَلَي اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ (3)

و هر كس تقواي الهي پيشه كند، خداوند راه نجاتي براي او فراهم مي‌كند، و او را از جايي كه گمان ندارد روزي مي‌دهد؛ و هر كس بر خدا توكّل كند، كفايت امرش را مي‌كند.

مريم و زكريا

آل عمران: فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَريَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَريَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رزْقاً قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّي لَكِ هَـذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ إنَّ اللّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بغَيْر حِسَابٍ (37)

خداوند، او [= مريم‏] را به طرز نيكويي پذيرفت‏؛ و به طرز شايسته‌اي‏، [نهال وجود] او را رويانيد [و پرورش داد]؛ و كفالت او را به زكريا سپرد. هر زمان زكريا وارد محراب او مي‌شد، غذاي مخصوصي در آن جا مي‌ديد. از او پرسيد: اي مريم‏! اين را از كجا آورده‌اي‏؟! گفت‏: اين از سوي خداست‏. خداوند به هر كس بخواهد، بي حساب روزي مي‌دهد.

زكرياي پيامبر مي‌آيد پيش مريم كه هم به او سر بزند و هم برايش غذا بياورد. مي‌بيند كه ظرف غذايي آنجاست. انگار كسي پيش از او آنجا بوده. تعجب مي‌كند و مي‌پرسد كسي اينجا بوده مريم!؟ چه كسي برايت غذا آورده!؟ اين از كجا آمده!؟ مريم، دختربچه كوچك، به زكرياي مُسن و پيامبر مي‌گويد اين از طرف خداست. خدا به هركس بخواهد روزي بدون حساب مي‌دهد. چنان اين جمله در زكريا تاثير مي‌گذارد كه متحول مي‌شود.

هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاء (39)

در آنجا بود كه زكريا، [با مشاهده آن همه شايستگي در مريم‏،] پروردگار خويش را خواند و عرض كرد: خداوندا! از طرف خود، فرزند پاكيزه‌اي [نيز] به من عطا فرما، كه تو دعا را مي‌شنوي!

با آنكه قرار بوده زكريا مراقب مريم باشد و غذاي جسمي و روحي او را تهيه كند، اما خدا اگر بخواهد از راه ديگري هم مي‌تواند به مريم روزيش را برساند.

براي اينكه متهم به پر حرفي نشوم، همينجا يادداشتم را تمام مي‌كنم. اميدوارم خود شما به اين موضوع و جوانب مختلفش بيشتر و بهتر فكر كنيد كه زمينه ساز و مقدمه رسيدن به معناي والاتري است به نام "توكل".

به اميد ديدار
خدانگهدار

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

گـــــرچه از هر دو جهان هيچ نشد حاصل ما      غــــم نباشد، چـــــــو بـــــود مهر تو اندر دل ما
جملــــــه اسرار، نهان است درونِ لـب دوست     لب گشا، پـــــــرده بـــــــرانداز ازين مشكل ما
يـــــــــــا بكش يــا برَهان زين قفس تنگ، مرا     يا بــــــــرون ساز ز دل، ايـــــن هــوس باطل ما

بخشي از غزل "لب دوست" امام

بخشي از وصيتنامه امام خميني رضوان الله عليه:

شايد جمله لن يفترقا حتي يردا علي الحوض اشاره باشد بر اينكه بعد از وجود مقدس رسول الله - صلي الله عليه وآله و سلم - هر چه بر يكي از اين دو گذشته است بر ديگري گذشته است و مهجوريت هر يك مهجوريت ديگري است تا آنگاه كه اين دو مهجور بر رسول خدا در حوض وارد شوند. و آيا اين حوض مقام اتصال كثرت به وحدت است و اضمحلال قطرات در دريا است يا چيزي ديگر كه به عقل و عرفان بشر راهي ندارد و بايد گفت آن ستمي كه از طاغوتيان بر اين دو وديعه رسول اكرم - صلي الله عليه وآله و سلم - گذشته بر امت مسلمان، بلكه بر بشريت گذشته است كه قلم از آن عاجز است.

و ذكر اين نكته لازم است كه حديث ثقلين، متواتر بين جميع مسلمين است و كتب اهل سنت از صحاح ششگانه تا كتب ديگر آنان با الفاظ مختلفه و موارد مكرره از پيغمبر اكرم - صلي الله عليه وآله و سلم - به طور متواتر نقل شده است و اين حديث شريف حجت قاطع است بر جميع بشر به ويژه مسلمانان مذاهب مختلف و بايد همه مسلمانان كه حجت بر آنان تمام است جوابگوي آن باشند و اگر عذري براي جاهلان بي خبر باشد براي علماي مذاهب نيست.

اكنون ببينيم چه گذشته است بر كتاب خدا اين وديعه الهي و ماترك پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله و سلم. مسائل اَسف انگيزي كه بايد براي آن خون گريه كرد، پس از شهادت حضرت علي (ع) شروع شد. خودخواهان و طاغوتيان، قرآن كريم را وسيله‌اي كردند براي حكومتهاي ضد قرآني و مفسران حقيقي قرآن و آشنايان به حقايق را كه سراسر قرآن را از پيامبر اكرم - صلي الله عليه وآله و سلم - دريافت كرده بودند و نداي "اني تارك فيكم الثقلان" در گوششان بود با بهانه‌هاي مختلف و توطئه‌هاي از پيش تهيه شده آنان را عقب زده و با قرآن، در حقيقت قرآن را كه براي بشريت تا ورود به حوض بزرگترين دستور زندگاني مادي و معنوي بود و هست از صحنه خارج كردند و بر حكومت عدل الهي كه يكي از آرمانهاي اين كتاب مقدس بوده و هست خط بطلان كشيدند و انحراف از دين خدا و كتاب و سنت الهي را پايه گذاري كردند تا كار به جاي رسيد كه قلم از شرح آن شرمسار است.

و هر چه اين بنيان كج به جلو آمد كجها و انحرافها افزون شد تا آنجا كه قرآن كريم را كه براي رشد جهانيان و نقطه جمع همه مسلمانان بلكه عائلة‌ بشري از مقام شامخ احديت به كشف تامّ محمدي (ص) تنزل كرد كه بشريت را به آنچه بايد برسند، برساند و اين وليده علم الاسماء را از شرّ شياطين و طاغوتها رها سازد و جهان را به قسط و عدل رساند و حكومت را به دست اولياء الله معصومين عليهم صلوات الأولين و الآخرين بسپارد تا آنان به هر كه صلاح بشريت است بسپارند، چنان از صحنه خارج نمودند كه گوئي نقشي براي هدايت ندارد و كار به جاي رسيد كه نقش قرآن به دست حكومتهاي جائر و آخوندهاي خبيث بدتر از طاغوتيان وسيله‌اي براي اقامه جور و فساد و توجيه ستمگران و معاندان حق تعالي شد و مع الأسف به دست دشمنان توطئه گر و دوستان جاهل، قرآن اين كتاب سرنوشت ساز، نقشي جز در گورستانها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آنكه بايد وسيله جمع مسلمانان و بشريت و كتاب زندگي آنان باشد، وسيله تفرقه و اختلاف گرديد و يا به كلي از صحنه خارج شد، كه ديديم اگر كسي دم از حكومت اسلامي برمي‌آورد و از سياست كه نقش بزرگ اسلام و رسول بزرگوار صلي الله عليه وآله و سلم و قرآن و سنت مشحون آن است سخن مي‌گفت گوئي بزرگترين معصيت را مرتكب شده و كلمه آخوند سياسي موازن با آخوند بي دين شده بود و اكنون نيز است.

و اخيراً قدرتهاي شيطاني بزرگ به وسيله حكومتهاي منحرف خارج از تعليمات اسلامي كه خود را به دروغ به اسلام بسته‌اند براي محو قرآن و تثبيت مقاصد شيطاني ابر قدرتها، قرآن را با خط زيبا طبع مي‌كنند و به اطراف مي‌فرستند و با اين حيله شيطاني قرآن را از صحنه خارج مي‌كنند. ما همه ديديم قرآني را كه محمدرضا خان پهلوي طبع كرد و عده‌اي را اغفال كرد و بعضي آخوندهاي بي خبر از مقاصد اسلامي هم مداح او بودند و مي‌بينيم كه ملك فهد هر سال مقدار زيادي از ثروتهاي بي پايان مردم را صرف طبع قرآن كريم و محال تبليغات مذهب ضد قرآني مي كند و وهابيت اين مذهب سراپا بي اساس و خرافاتي را ترويج مي كند و مردم و ملتهاي غافل را سوق به سوي ابر قدرتها مي دهد و از اسلام عزيز و قرآن كريم براي هدم اسلام و قرآن بهره برداري مي كند. ما مفتخريم و ملت عزيز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است كه پيرو مذهبي است كه مي خواهد حقايق قرآني كه سراسر آن از وحدت بين مسلمين بلكه بشريت دم مي‌زند، از مقبره ها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگترين نسخه نجات دهنده بشر از جميع قيودي كه بر پاي و دست و قلب و عقل او پيچيده است و او را به سوي فنا و نيستي وبردگي و بندگي طاغوتيان مي كشاند، نجات دهد.

و ما مفتخريم كه پيرو مذهبي هستيم كه رسول خدا مؤسس آن به أمر خداوند تعالي بوده و اميرالمومنين علي بن ابي طالب - اين بنده رها شده از تمام قيود - مأمور رها كردن بشر از تمام اغلال و بردگيها است.

ما مفتخريم كه كتاب نهج البلاغه كه بعد از قرآن بزرگترين دستور زندگي مادي و معنوي و بالاترين كتاب رهاي بخش بشر است و دستورات معنوي و حكومتي آن بالاترين راه نجات است، از امام معصوم ما است.

ما مفتخريم كه ائمه معصومين، از علي بن ابي طالب گرفته تا منجي بشر حضرت مهدي صاحب زمان - عليهم آلاف التحيات و السلام - كه به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور است، ائمه ما هستند.

ما مفتخريم كه ادعيه حيات بخش كه او را "قرآن صاعد" مي‌خوانند از ائمه معصومين ما است. ما به مناجات شعبانيه امامان و دعاي عرفات حسين بن علي عليهما السلام و صحيفه سجاديه اين زبور آل محمد و صحيفه فاطميه كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالي به زهراي مرضيه است از ما است.

ما مفتخريم كه باقرالعلوم بالاترين شخصيت تاريخ است و كسي جز خداي تعالي و رسول - صلي الله عليه و آله - و ائمه معصومين عليهم السلام، مقام او را درك نكرده و نتوانند درك كرد، از ما است.

و ما مفتخريم كه مذهب ما جعفري است كه فقه ما كه درياي بي پايان است يكي از آثار اوست و ما مفتخريم به همه ائمه معصومين عليهم صلوات الله و متعهد به پيروي آنانيم.

ما مفتخريم كه ائمه معصومين ما - صلوات الله و سلامه عليهم - در راه تعالي دين اسلام و در راه پياده كردن قرآن كريم كه تشكيل حكومت عدل يكي از ابعاد آن است، در حبس و تبعيد به سر برده و عاقبت در راه براندازي حكومتهاي جائرانه و طاغوتيان زمان خود شهيد شدند.

و ما امروز مفتخريم كه مي خواهيم مقاصد قرآن و سنت را پياده كنيم و اقشار مختلفه ملت ما در اين راه بزرگِ سرنوشت ساز، سر از پا نشناخته، جان و مال و عزيزان خود را نثار راه خدا مي‌كنند.

ما مفتخريم كه بانوان و زنان پير و جوان و خرد و كلان در صحنه‌هاي فرهنگي و اقتصادي و نظامي حاضر و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالي اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند. و آنان كه توان جنگ دارند در آموزش نظامي كه براي دفاع از اسلام و كشور اسلامي از واجبات مهم است شركت و از محروميتهائي كه توطئه دشمنان و نا آشناي دوستان از احكام اسلام و قرآن بر آنها بلكه براسلام و مسلمانان تحميل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قيد خرافاتي كه دشمنان براي منافع خود به دست نادانان و بعضي آخوندهاي بي اطلاع از مصالح مسلمين به وجود آورده بودند خارج نموده اند. و آنان كه توان جنگ ندارند در خدمت پشت جبهه به نحو ارزشمندي كه دل ملت را از شوق و شعف به لرزه در ميآورد و دل دشمنان و جاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب مي لرزاند اشتغال دارند.

و ما مكرر ديديم كه زنان بزرگواري زينب گونه - عليها سلام الله - فرياد مي‌زنند كه فرزندان خود را از دست داده و در راه خداي تعالي و اسلام عزيز از همه چيز خود گذشته و مفتخرند به اين امر و مي دانند آنچه به دست آورده‌اند بالاتر از جنات نعيم است چه رسد به متاع ناچيز دنيا.

و ملت ما بلكه ملتهاي اسلامي و مستضعفان جهان مفتخرند به اينكه دشمنان آنان كه دشمنان خداي بزرگ و قرآن كريم و اسلام عزيزند درندگاني هستند كه از هيچ جنايت و خيانتي براي مقاصد شوم جنايتكارانه خود دست نمي كشند و براي رسيدن به رياست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمي شناسند و در راس آنان آمريكا اين تروريست بالذات دولتي است كه سرتاسر جهان را به آتش كشيده و هم پيمان او صهيونيست جهاني است كه براي رسيدن به مطامع خود جناياتي مرتكب مي شود كه قلم ها از نوشتن و زبانها از گفتن آن شرم دارند و خيال ابلهانه اسرئيل بزرگ، آنان را به هر جنايتي مي كشاند.

و ملتهاي اسلامي و مستضعفان جهان مفتخرند كه دشمنان آنها حسين اُردني اين جنايت پيشه دوره گرد، و حسن و حُسني مبارك هم آخور با اسرائيل جنايتكارند و در راه خدمت به آمريكا و اسرائيل از هيچ خيانتي به ملتهاي خود روي گردان نيستند.

و ما مفتخريم كه دشمن ما صدام عفلقي است كه دوست و دشمن او را به جنايت كاري و نقض حقوق بين المللي و حقوق بشر مي‌شناسند و همه مي‌دانند كه خيانتكاري او به ملت مظلوم عراق و شيخ نشينان خليج، كمتر از خيانت به ملت ايران نباشد.

 و ما و ملتهاي مظلوم دنيا مفتخريم كه رسانه‌هاي گروهي و دستگاه‌هاي تبليغات جهاني، ما و همه مظلومان جهان را به هر جنايت و خيانتي كه ابرقدرتهاي جنايتكار دستور مي‌دهند متهم مي‌كنند.

كدام افتخار بالاتر و والاتر از اينكه آمريكا با همه ادعاهايش و همه ساز و برگهاي جنگيش و آن همه دولتهاي سرسپرده‌اش و به دست داشتن ثروتهاي بي پايان ملتهاي مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانه‌هاي گروهي در مقابل ملت غيور ايران و كشور حضرت بقية الله - ارواحنا لمَقدمه الفداء - آن چنان وامانده و رسوا شده است كه نمي‌داند به كه متوسل شود و رو به هر كس ميكند جواب رد مي‌شنود و اين نيست جز به مددهاي غيبي حضرت باري تعالي - جلّت عظمته - كه ملتها را به ويژه ملت ايران اسلامي را بيدار نموده و از ظلمات ستمشاهي به نور اسلام هدايت نموده.

با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوي جايگاه ابدي سفر مي كنم، و به دعاي خير شما احتياج مبرم دارم و از خداي رحمن و رحيم مي‌خواهم كه عذرم را در كوتاهي خدمت و قصور و تقصير بپذيرد، و از ملت‌ اميدوارم‌ كه‌ عذرم‌ را در كوتاهي‌ها و قصور و تقصيرها بپذيرند، و با قدرت‌ و تصميم‌ اراده‌ به‌ پيش‌ روند و بدانند كه‌ با رفتن‌ يك‌ خدمتگزار در سدّ آهنين‌ ملت‌ خللي‌ حاصل‌ نخواهد شد كه‌ خدمتگزاران‌ بالا و والاتر در خدمتند، والله نگهدار اين‌ ملت‌ و مظلومان‌ جهان‌ است‌.

صداي دوست:

براي دسترسي به زندگينامه، رساله توضيح المسائل، اشعار و وصيتنامه امام پايگاه اطلاع رساني امام خميني را مطالعه كنيد.

به اميد ديدار
خدانگهدار

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

كاريكاتورهاي رسانه‌اي

يكي از كارهاي جنبي نمايشگاه رسانه‌هاي ديجيتالي، نصب تابلوهايي بود كه تصاوير كاريكاتور با موضوع رسانه و انسان رسانه‌اي داشت.


متن كامل »»»
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

مسؤولين فرهنگي كشور، امسال تصميم گرفتند كه نمايشگاه كتاب را به صورت مستقل برگزار كنند؛ در عوض نمايشگاه مستقلي را به سي دي و نرم افزار و اينترنت اختصاص دهند. اين نمايشگاه براي اولين بار و با عنوان "رسانه‌هاي ديجيتال" بعد از اتمام كار نمايشگاه كتاب، آغاز به كار نمود.

- پايگاه‌هاي اينترنتي و وبلاگها
- بازيهاي رايانه‌اي
- نرم افزارهاي چند رسانه‌اي
- نرم افزارهاي تلفن همراه

اينها چهار موضوعي بودند كه اين نمايشگاه به آنها پرداخته بود. به هر كدام از موضوعات يك سالن اختصاص داده شد. كار جالب و نويي بود. اينكه دولتمردان به وبلاگ، بازيهاي رايانه‌اي و نرم افزارهاي موبايل به عنوان يك موضوع مستقل، قابل تامل و قابل عرضه در نمايشگاه نگاه مي‌كنند جاي خوشحالي و اميدواري دارد.

محل نمايشگاه

مكان برگزاري نمايشگاه، همان محل نمايشگاه دائمي و بين المللي بود. براي تذكر عرض مي‌كنم كه امسال استثناءً از مصلي، براي نمايشگاه كتاب استفاده شد. زمان آن هم دو روز بعد از اتمام نمايشگاه كتاب بود.

استقبال مردم

به نظر مني كه موفق شدم دو روز اول و وسط در آن شركت كنم، خلوت و مناسب بود. مي‌گويم مناسب چون رفت و آمد بدون ازدحام و ترافيك بود، و هم داخل سالنها نسبتا خلوت بود. اما علت اين خلوتي چيست؟

- اولين علت جدا بود آن از نمايشگاه كتاب.
- شايد دومين علت، عدم آشنايي مردم و ضعف اطلاع رساني مسؤولين باشد.

راستش خود من هم دير متوجه شدم كه اين دو نمايشگاه - كتاب و نرم افزار - قرار نيست با هم برگزار شوند. آمادگي حضور در اين نمايشگاه را هم نداشتم. البته عنوان "رسانه‌هاي ديجيتال" را ديده بودم ولي معنايي كه از اين كلمه به ذهنم تبادر مي‌كرد چيزي نزديك به موضوعات الكترونيكي بود تــــــا اينترنت و بازيهاي رايانه‌اي.

هرچه بود براي بازديدكنندگان چندان بد نشد. ان شاءالله سال بعد، هم آقايان و هم مردم با آمادگي و اطلاعات بهتر و بيشتر به استقبال چنين نمايشگاه خوب و مفيدي خواهند رفت.

وبلاگ

سالن 14 و 15 كه در ابتداي مسير بازديدكنندگان قرار داشت، مربوط به اينترنت بود. در بخش وبلاگ، تركيب غرفه‌ها چندان براي من روشن نبود. چيزي كه من ديدم چند نوع غرفه بود:
- غرفه سرويسهاي وبلاگ يا همان ميزبانهاي وبلاگ؛ مانند پرشين بلاگ، بلاگفا، پارسي بلاگ، آفتاب لاگ.
- غرفه وبلاگهاي گروهي مانند وبلاگهاي گروهي قرآني، مهدويت، خبري، علمي، ادبي، هنري.
- غرفه‌هاي جنبي مانند مشاور بلاگ، قالبهاي وبلاگ، وبگذر.
- و غرفه‌هايي مانند ورزش بلاگ، فوتو بلاگ، مجمع وبلاگ نويسان مسلمان، دفتر توسعه وبلاگ ديني.

برنامه‌هاي جنبي

هر سالن از نمايشگاه داراي بخشي به اسم سالن همايش بود كه برنامه‌هاي آموزشي و گفتگو و سخنراني داشت. روز اول - بازديد عمومي - شاهد گفتگوي آقاي شيرازي - مديريت بلاگفا - و مسؤول آن سالن بودم.

در سالن بازيها قسمت بزرگي را تبديل كرده بودند به گيم نت كه پر از سيستم‌هاي مجهز به بازي بود. ظاهرا رايگان بود و هركس كه مايل بود مي‌توانست استفاده كند.

در همين سالن، فناوري جديدي را در صنعت سه بُعدي سازي ديدم كه سالهاست در خارج براي ساخت انيميشنهاي سه بعدي از آن استفاده مي‌شود. لباس مخصوصي را - كه مجهز به حسگرهاي متعددي است - بر تن فردي مي‌كنند. آن حسگرها به يك سيستم و نرم افزار مخصوص متصل است و حركتهاي آن فرد را بلافاصله تبديل به انيميشن مي‌كند. اين فناوري، هم باعث سرعت بخشيدن به كار طراحي مي‌شود و هم باعث طبيعي شدن حركتها. خوشحال كننده بود.

در سالن تلفن همراه با انواع و اقسام نرم افزارها - مانند فارسي ساز و برنامه‌هاي اسلامي - روبرو شدم. البته به كار من كه نمي‌آمد.

سالن نرم افزار يا همان سي دي هم از بخشهاي خوب و ديدني بود براي من. نرم افزارهاي آموزشي، اسلامي و ... .

حواشي

از حواشي نمايشگاه براي من، گرفتن عكسهاي زياد و جالب، تجديد ديدار با بعضي از فعالان در اين عرصه، گفتگو با بعضي از غرفه دارها، و يك گفتگوي دوستانه با آقا شيرازي بود. جوان خوشرو و متواضعي است كه خودش را فقط برنامه نويس مي‌داند.

به نظر من اين قشر از جامعه اينترنتي كه زحمت زيادي مي‌كشند و به نوعي در اين عرصه پيشگام و خط شكن هستند، نياز به مراعات بيشتري دارند. كمبود امكانات و قطعي خطوط اينترنت و ... عيب و نقص يك سالن اينترنتي است؛ اما تا حدي طبيعي و قابل تحمل است. چيزي كه طبيعي نيست، نداشتن تحمل شنيدن عيب و ايراد است و برخورد تند و نامناسب با مهمانان و كساني كه حضورشان در نمايشگاه باعث آبرو و اعتبار بيشتر آنجا خواهد شد. نبايد يك اسم و عنوان، يا يك لباس فرم، يا يك بي‌سيم، اخلاق ما را عوض كند و خيال كنيم كه بله، خبري است.

دادن مسؤوليت و اختيارات به جوانان خوب است؛ اما مراقب باشيم كه جواني برابر با جاهلي نشود و باعث رنجش بزرگان نگردد. باور كنيد غرفه‌داري كار سختي است. چند نفر از صبح تا شب بيايند و ساعتها در يك غرفه محدود و در آن سر و صدا و ازدحام بايستند و به هر كسي كه مي‌آيد پاسخ بدهند و براي انجام كارهاي ضروري و برآورده كردن مايحتاج دچار مشكل باشند، واقعا كار دشواري است.

يك پيشنهاد و توصيه دوستانه هم خدمت آن دوست عزيز داشتم و آن حضور فعال و پررنگ در نمايشگاه است. دعوت از چند وبلاگ نويس فعال كه حاضرند در اداره غرفه كمك كنند، برگزاري نشستها و كارگاه‌هاي آموزشي مي‌تواند باعث رونق غرفه گردد.

پاورقي:
اگر انتقاد کنيد فاشيست هستيد! - شيرازي
نمايشگاه رسانه‌هاي ديجيتال و باقي قضايا - روياي آريايي

قسمتي از وقتم هم صرف صحبت با غرفه داران شد. ياد مي‌گرفتم و گاهي پيشنهادي مي‌دادم. چيزي كه در نمايشگاه جالب است، آشنايي با پشت پرده پايگاه‌هاي و وبلاگهاست. بعضي از آنها جوان و نوجوان هستند. با "شبكه خبر دانشجو" و "شهر قرآن" كمي صحبت كردم. البته دنبال ايلنا - خبرگزاري قرآني - بودم كه متوجه شدم زير مجموعه شهر قرآن است. ايلنا پايگاه خبري خوبي دارد كه بايد بهتر و كاملتر شود. در اينترنت هر سال بايد از قالب و روشهاي جديد استفاده نمود و الا از مُد خواهي افتاد. از ايلنا كه كسي نبود؛ اما با بعضي از مسؤولين شهر قرآن - آمون - آشنا شدم و نكاتي را عرض كردم و شنيدم. بچه‌هاي خوبي بودند.

 

مطالب مرتبط:
- تصاويري از نخستين نمايشگاه رسانه‌هاي ديجيتال - پنجشنبه 10 خرداد 1386
- جشنواره شیش انگشتي رسانه‌هاي ديجیتال - سياه مشق، شنبه 29 ارديبهشت 1386

- دومين نمايشگاه رسانه‌هاي ديجيتال - دوشنبه 11 شهريور 1387
- پايگاه دومين نمايشگاه رسانه‌هاي ديجيتال
 

به اميد ديدار
خدانگهدار

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

امروز قصد نداشتم از خرمشهر بنويسم اما وقتي يكي از دوستان پرسيد "چيزي در اين باره نوشتي؟" و زماني كه به وبلاگ بعضي از دوستان - يك نگاه - سر زدم و ديدم آنها به اندازه خود نوشته‌اند با خود گفتم پس من چي؟

روايت آزادي خرمشهر

 ۲۵‬ سال از فتح خرمشهر مي‌گذرد. روزي كه برخلاف خواست دشمن به يكي از نقاط عطف تاريخ ايران تبديل گشت و در تقويم جمهوري اسلامي ايران به عنوان روز مقاومت و پيروزي ثبت شد.

واقعه به يادماندني آزادسازي خرمشهر در عمليات "الي بيت‌المقدس" و بازگرداندن آن به ميهن عزيز موجب حفظ تماميت ارضي كشور و اقتدار ملت در آن روزهاي پر از فشار و مصيبت، گرديد.

روز سوم خردادماه، سالگرد حماسه آزادي و فتح خرمشهر، پس از حدود يك سال و نيم اشغال اين شهر به دست نظاميان رژيم بعثي صدام است، يك خاطره به يادماندني تاريخي است.

فتح خرمشهر، موجب هيجان عظيم و به وجود آمدن احساسات و عواطف پاك در ميان ملت ايران شد و دل‌هاي همه ايرانيان و مسلمانان جهان را به يكديگر نزديك كرد و همدلي و وحدت عملي بين اقشار ملت را عينيت بخشيد.

از سوي ديگر، اين فتح بزرگ، موجب سرشكستگي رژيم صدام حسين و نيز تلخ كامي حاميان قدرتمند وي شد.

تدابير دفاعي دشمن

صدام و نظاميان بعثي، همه همت، توان و تدبير خود را براي حفظ اشغال خرمشهر، از آغاز تصرف آن، به كار گرفتند و اين شهر قشنگ را به زعم خود به يك دژ نفوذ ناپذير تبديل كرده بودند.

آنها با كشيدن حصارهاي دفاعي متعدد به دور اين شهر و احداث خاكريزهاي دفاعي گسترده، با تخريب خانه‌هاي مردم و ايجاد استحكامات گسترده، كه با تعبيه ميدان‌هاي مين و چيدن سيم خاردارهاي زيادي به دور آنان صورت گرفته بود، از پدافند قطعي خود براي حفظ اين شهر مطمئن شده و حتي فكر مقابله با عمليات احتمالي هوابرد و هلي برد از سوي نيروهاي ايراني را نيز كرده بودند و هرجا فضا و زمين مناسبي براي فرود آمدن نيروها از هوا بود، آن ناحيه را با كاشتن عمودي تيرآهن‌هاي متعدد، براي اقدام نظامي از آسمان ، ناممكن ساخته بودند. همه اين اقدامات، نشان از عزم جدي صدام، براي نگهداري و ادامه اشغال اين شهر داشت.

خرمشهر يا محمره!؟

رژيم بعثي عراق در آن زمان در نقشه‌هاي منتشره از سوي خود، نام اين شهر را نيز عوض كرده بود و اسم "محمره" را بر آن گذاشته بود تا ايرانيان را از رسيدن به شهر خرم خود، مايوس نمايد. صدام حتي پس از ‪ ۲۵‬ روز نبرد شبانه‌روزي رزمندگان اسلام در عمليات بيت‌المقدس و درست هنگامي كه آنان به دروازه‌هاي غربي خرمشهر نزديك مي‌شدند، همچنان به تقويت نيروهاي نظامي خود در اين شهر مي‌پرداخت و براي جلوگيري از پيروزي قطعي رزمندگان اسلام، سربازان جديدي را وارد اين شهر مي‌كرد، به گونه‌اي كه بيشترين نظاميان عراقي در جريان عمليات بيت‌المقدس، از داخل بندرخرمشهر به اسارت گرفته شدند. به دام افتادن حدود 12 هزار نفر از نظاميان بعثي در اين شهر، حكايت از اراده جدي صدام براي در اهتزاز نگه داشتن پرچم دشمن بر بالاي خانه‌هاي ويران اين شهر مرزي داشت.

خرمشهر كه در آخرين روز عمليات بيت‌المقدس از تصرف دشمن خارج شد، به صورت نماد موفقيت پرچمداران توحيد درآمد و مهري داغ به نشانه شكستي بزرگ بر پيشاني صدام و رژيم بعثي عراق گذاشت. اين عمليات و رشادت‌ها و افتخاراتي كه رزمندگان اسلام در شب‌ها و روزهاي آن آفريدند، اسطوره‌ها را به واقعيت بدل كرد و دسترسي به قهرمانان افسانه‌اي را در عمل امكان پذير ساخت. در اين نبرد نسبتا طولاني، شجاعت، از جان گذشتگي، فداكاري، صبر، مقاومت و چيزهاي دست نيافتني، همه در صحنه عمل رخ داد.

صدام پس از فتح خرمشهر در لاك دفاعي عميق‌تري نسبت به آنچه پيشتر انجام مي‌داد، فرو رفت. از اين به بعد بود كه او احساس كرد، جنگي را كه خود آغاز كرده است، تا انقلاب اسلامي را از پاي در آورد، هم‌اكنون موجب تزلزل حكومت وي شده و اشغال سرزمين ايران، امكان بازگرداندن لبه تيز جنگ را به سوي حاكم بغداد درپي دارد.

اراضي اشغالي

پس از فتح خرمشهر همچنان بيش از دو هزار و ۵۰۰ ‬كيلومتر مربع از خاك ايران، در اشغال نظاميان بعثي عراق باقي ماند. نفت شهر، شلمچه، طلاييه، ارتفاعات قلاويزان، ارتفاعات سومار و خمرين در غرب كشور از جمله مناطقي بود كه ارتش صدام آنها را پس‌ از عمليات بيت‌المقدس در اشغال خود نگه داشت و پس از مدتي به خاطر نگراني از حملات جديد رزمندگان مناطق اشغالي را رها كرد.

فتح خرمشهر، يكي از نتايج بزرگ عمليات بيت‌المقدس بود، ولي تنها دستاورد آن نبود در اين نبرد كه يكي از مهم‌ترين و گسترده‌ترين عمليات‌ها در دوران جنگ تحميلي است ، حدود پنج هزار و ‪ ۴۰۰‬ كيلومتر مربع از خاك كشور كه در جنوب استان خوزستان به اشغال صداميان درآمده بود، آزاد شد.

اين وسعت، چندين برابر مساحت برخي از كشورهاي همجوار ايران است كه دشمن در آن با حداكثر توان نظامي خود، يعني با شش لشكر شامل سه لشكر زرهي، يك لشكر مكانيزه و دولشكر پياده و ده تيپ مستقل، پدافند مي‌كرد.

دشمن در آرايش و گسترش يگان‌هاي خود در اين منطقه عملياتي، با استفاده از ‪ ۱۴۰۰‬ دستگاه تانك، ‪ ۱۲۰۰‬ دستگاه نفربر زرهي و ‪ ۵۰۰‬ عرابه توپخانه صحرايي و پدافند هوايي و حدود ‪ ۸۰‬ هزار نفر نيروي نظامي، اين ناحيه بزرگ را در كنترل خود داشت.

وجود موانع طبيعي در اطراف منطقه تحت اشغال، يعني رودخانه"كرخه نور" در شمال آن، روخانه "كارون" در شرق و رودخانه "اروند" در جنوب و آبهاي "هورالهويزه" در غرب منطقه اشغالي و نيز وجود دشت‌هاي وسيع مناسب براي مانور زرهي كه ستون فقرات ارتش صدام را تشكيل مي‌داد، شرايط بسيار مناسبي را براي نيروهاي اشغالگر پديد آورده بود كه با حمايت گسترده نيروي هوايي و آتش وسيع پشتيباني مي‌توانست احساس كند كه در قلعه خيبر نشسته و امكان نفوذ به جبهه وي، وجود ندارد.

اما چگونه اين منطقه وسيع از دست نيروهاي دشمن خارج شد؟ چه اتفاقي در بين نيروهاي ايراني افتاد كه آنان توانستند ظرف يكسال و اندي همه سرزمينهاي تحت اشغال دشمن را آزاد و عملياتي به بزرگي نبرد بيت‌المقدس را طراحي و اجرا كنند؟ آيا بر تعداد و تنوع تسليحات و تجهيرات آنان افزوده شد؟ آيا كشوري به آنان كمك نظامي كرد؟ آيا حاميان صدام دست از حمايت رژيم بعثي برداشتند ؟ آيا تحريم تسليحاتي ايران شكسته شد ؟ و آيا آمريكا، شوروي و اروپا، از حمايت گسترده تسليحاتي و واگذاري اطلاعاتي نظامي به صدام دست كشيدند؟

پاسخ همه اين پرسشهاي منفي است؛ ولي آنچه واقعيت دارد اين است كه توان رزمي رزمندگان اسلام، گسترش عظيمي پيدا كرد. براي درك اين موضوع، بايد به تحول فكري و فرهنگي عظيمي كه حضرت امام‌خميني(ره)، با آغاز جنگ از سوي صدام، در بين مردم ايران ايجاد كردند، انديشيد، كه حاصل آن را در فتح خرمشهر مي‌توان ديد. به همين دليل امام خميني، فتح خرمشهر را نه فقط فتح يك سرزمين مهم، بلكه "فتح ارزشها" ناميد.

امام خميني (ره)

امام خميني (ره)، در جريان تهاجم صدام به ايران، اقدامات اساسي زير را براي برخورد با دشمن انجام داد و ذهن مردم ايران را در اين زمينه متحول ساخت:

1-‬ ترس از جنگ و نگراني از حمله نظامي دشمن را با سخنان خود از دل مردم ايران بيرون راند.

2-‬ دفاع را بر همه مردان و زنان به عنوان واجب كفايي اعلام نموده و ميدان جنگ را در اختيار همه مردم ايران گذاشت و فرمود: " اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علي نصرهم لقدير الذين اخرجوا من ديارهم بغير حق الا ان يقولو ربنا الله" (سوره حج آيه ‪ ۴۰‬و ‪.(۳۹‬
به رزمندگان اسلام اجازه جنگ با دشمنان داده شد؛ زيرا آنها تحت ظلم واقع شدند و خداوند بر ياري آنها قادر است، (كساني كه به ناحق از خانه‌هايشان آواره شدند به خاطر آن كه مي‌گفتند پروردگار ماالله است). به اين ترتيب، توان رزمي ايران به يكباره افزايش يافت و مشاركت آحاد مردم در دفاع از كشور رخ داد.

3-‬ به همه رزمندگان اعلام كرد كه "شما مي‌توانيد"، تنها نصرت كنيد خدا را، تا نصرت كند شما را " و خدا مجاهدان راهش را بر قاعدين برتري بخشيده است. " فضل‌الله المجاهدين علي‌القاعدين اجرا عظيما"

4- ‬او اعلام كرد كه شما پيروزيد؛ حتي اگر كشته شويد؛ زيرا به فوز عظيم شهادت مي‌رسيد "و ما بنا الا احدي الحُسنيين"

5-‬ او از حضور همه استعدادها و همه اقشار مردم، بدون هيچ محدوديتي از نظر جسمي، سني، تحصيلاتي، قومي و ... در جبهه‌هاي جنگ استقبال كرد و راه ورود "نيروهاي داوطلب" را كه"بسيجي" خوانده مي‌شدند، براي مقابله با دشمن به جبهه‌ها باز كرد. براي همين نسل جديدي از فداكاران و سرداران بزرگ، وارد عرصه دفاع شدند و كار طرح ريزي نبردها و انجام عملياتها را به عهده گرفتند. سرداراني مانند شهيدان حسين خرازي، حسن باقري، مهدي باكري، صياد شيرازي، منفرد نياكي، احمد متوسليان، احمد كاظمي، محمود شهبازي، مجيد بقايي، ابراهيم همت، كلهر، محمد بروجردي، باكري‌ها و صدها شهيد گمنام و بزرگ ديگر.

در واقع امام خميني به خوبي نقطه آغاز حركت براي ايستادن در مقابل دشمن را "شخصيت‌سازي فرهنگي جامعه" تشخيص دادند و با انتقال آموزه‌هاي اسلام در اين زمينه به عنوان سير اساسي تحول در جبهه‌هاي نبرد گام بلندي را برداشته و دست به يك تحول عظيم فرهنگي در بين مردم زدند.

ايشان با تحميل جنگ از سوي دشمن، اين حادثه را به عنوان فرصتي براي آشنايي مردم با فرهنگ دفاعي اسلام تلقي كردند و ديدگاه‌هاي زيباي اسلام را در اين زمينه به طور مرتب براي آحاد مردم بيان داشتند.

اقدام ديگري كه ايشان انجام دادند، اين بود كه با بيان نكات يادشده ، تحولي را در فرهنگ خانواده‌هاي ايراني به وجود آوردند، به گونه‌اي كه آنان با فرستادن فرزندان خود به جبهه‌هاي جنگ، در جامعه شان والايي مي‌يافتند و به اعزام فرزندانشان براي مقابله با دشمن افتخار مي‌كردند. پدران و مادران خود مشوقان فرزندان خويش براي حضور در جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل شدند و اين يك تحول عظيم روحي و فرهنگي بود.

امام خميني به گونه‌اي سخن مي‌گفت و رفتار مي‌كرد كه جوانان ايراني، عاشق محيط جبهه‌ها مي‌شدند و كوچكترها كه به دليل كمي سن، در جبهه‌ها پذيرفته نمي‌شدند گريه مي‌كردند.

حسين فهميده

علاوه بر اينها، رهبر كبير انقلاب اسلامي، دست به يك " الگوسازي " موفق زد. ايشان حسين فهميده را كه در زمان تلاش دشمن براي اشغال خرمشهر، دست به يك فداكاري بزرگ زده بود را الگوي همه جوانان و ايرانيان معرفي كرد و فرمود: " رهبرما آن طفل سيزده ساله است كه نارنجك به خود مي‌بندد و به مقابله با تانك دشمن مي‌پردازد".

ايشان با معرفي اين الگوي ماندگار، عملا به مردم نشان داد كه اسلام و جامعه اسلامي در عمل از چه شخصيتهايي استقبال مي‌كند و به چه انسان‌هايي ارج مي‌نهد. ايشان از خودگذشتن، فداكردن جان و في سبيل‌الله حركت كردن را الگوي مناسب انسانها معرفي كرد و قهرماني را در تسلط انسانها بر خويشتن دانست. براي همين ايشان شهيد حسين فهميده را به عنوان يك الگوي "محبوب" و "مطلوب" به جامعه و مردم معرفي كرد.

بنابراين، تحول عظيم فرهنگي‌اي كه امام امت آفريد، موجب شد كه فداكارترين اقشار جامعه، در صحنه جنگ با دشمن حضور يابند و حماسه‌هاي بزرگ از جمله فتح خرمشهر را بيافرينند. در واقع ، فتح خرمشهر حاصل تركيبي از طرح ريزي و برنامه‌ريزي‌هاي درست ، ابتكارات خوب و حضور انسان هاي والايي بود كه حاضر بودند در راه خداوند، جان خود را بر دست گرفته و با او معامله كنند.

اكنون، جنگ تحميلي پايان يافته است؛ ولي خاطره دفاع مقدس به عنوان پايگاه هويت ملي، همچنان پابرجاست. به همين دليل فتح خرمشهر، تنها فتح يك سرزمين با ارزش نيست؛ بلكه فتح ارزش‌هايي كه اسلام با كلام امام خميني در بين ايرانيان آفريد.

سالگرد اين عمليات غرور آفرين و شگفت انگيز بر همه ظلم ستيزان مبارك باد.

گزارش از سيدحميد بحرينيان
ماخذ:‌ ايرنا

منابع ديگر:

تاريخچه خرمشهر - پايگاه اطلاع رساني خرمشهر
نقشه خرمشهر - 2
خونين شهر تا خرم شهر - آويني

تصاوير مسجد جامع خرمشهر - خبرگزاري مهر
تصاوير رود اروند در خرمشهر -1 - خبرگزاري مهر
تصاوير رود اروند در خرمشهر -2 - خبرگزاري مهر
تصاوير بازار ماهي خرمشهر - خبرگزاري مهر
تصاوير موزه جنگ خرمشهر - خبرگزاري ميراث فرهنگي

به اميد ديدار
خدانگهدار

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

اين يادداشت هم درباره معرفي يك طرح قرآني است. البته ترجيح مي‌دهم از متن معرفي خود اين نرم افزار را استفاده كنم:

«اين نرم افزار دومين محصول سايت قرآني المبين هست. در اين نرم افزار که در راستاي نشر معارف راستين و مقدس اسلام و تشيع تهيه و تنظيم گرديده به صورت رايگان تحت اختيار کاربران اينترنت قرار گرفته در نسخه موجود امکانات جديدي و ويرايشهاي جديدي صورت پذيرفته از جمله امکانات نرم افزار:

متن قرآن
ترجمه قرآن توسط حضرت آيت الله مکارم شيرازي

متن نهج البلاغه
ترجمه نهج البلاغه توسط استاد دشتي

جستجو در قرآن و نهج البلاغه

موضوع بندي آيات قرآن کريم. از جمله موضوعات به کار رفته در اين نرم افزار:

صفات خداوند
پيامبر اعظم (ص)
امير مؤمنان (ع)
اهل بيت عليهم السلام
مهدويت
قيامت
بهشت
جهنم
صفات مؤمنين و کفار
وظايف مسلمان

ارسال سؤال: يکي از امکانات بسيار مناسب نرم افزار قسمت ارسال سؤال مي‌باشد. در اين قسمت شما مي‌توانيد سؤالات خود را براي سايت ارسال نماييد.»

"مبين 2" يك نرم افزار ساده و سبك (2.48 MB) است كه به راحتي بر روي سيستم كاربر نصب و اجراء مي‌شود. شكل ظاهري آن نيز ساده مي‌باشد. البته در مواردي به اصلاح و ارتقاء نياز دارد كه حتما سازندگان آن در پي انجامش هستند.

نشاني دانلود

به اميد ديدار
خدانگهدار

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»