تبليغاتX
وبلاگ وبلاگ

سلام

- با اين كه علاقه دارم اينجا بنويسم و چند بار براي نوشتن تا دم صفحه كليد آمدم، اما نشد. فكر كنم به مرحله بي‌انگيزگي رسيدم. معمولا نزديك تولد وبلاگم مي‌شود اين حس را پيدا مي‌كنم :) اين حس كه - به قول سياسيون - دست آورد نوشتن يكساله و وقت گذاشتن چه بود؛ چه براي خودم و چه براي ديگران. (يك سالگي - ننوشتن وبلاگ)

- يكي از چيزهايي كه باعث افسردگيم مي‌شود، يكنواختي در زندگيم است. اين حالت زماني برايم پيش مي‌آيد كه كارم يكنواخت باشد و از محيط علمي و آموزشي دور بيفتم. سفر، مطالعه مطالب جديد، آشنا شدن با افراد و محيطهاي جديد و امثال اينها، مسكن و درمانگر افسردگي دوره‌اي من است. يكي دو ماه پيش كه بي‌حوصلگيم گل كرد، فرجي حاصل شد و با چهره‌اي جديد، محيط نو، و يك عالمه چيز كه مي‌توانستم بياموزم، روبرو شدم. در اينجا تمام تلاشم را مي‌كنم كه در مورد هر كدام فقط به اندازه يك پاراگراف بنويسم:

- پرفسور مولانا (*)

همان زماني كه مقاله "اسطوره دموكراسي" را نقل كردم، اوج مطالعه من درباره وي بود. چندين سال پيش با نام، چهره و صدايش از طريق مصاحبه‌هايش با صدا و سيما آشنا شدم. يكي از گزينه‌هاي تلويزيون ايران، در برنامه‌هاي موسميش، مصاحبه با استاد روابط بين الملل، پرفسور سيد حميد مولانا، به مناسبت انتخابات در آمريكاست. اين دانشمند تبريزي بعد از 50 سال تحصيل، تدريس و زندگي در آمريكا، مدتي است كه بازنشسته شده و به ايران بازگشته و چند ماه است كه به سمت مشاور رياست جمهوري نيز منصوب گشته. (*) اين شخصيت از دو جهت برايم مهم و باارزش شده است. اول دانش و معلوماتش است كه با قلم سليس، بيان شيوا و لهجه زيبايش در اختيار مخاطب مي‌گذارد؛ و دوم سمت و مسؤوليت ويژه و بحث برانگيزي كه بعد از سالها آموختن و زندگي در آمريكا، اكنون در ايران به او تفويض شده است. (* - *) حاصل مطالعه و تحقيقم درباره اين دانشمند، دستيابي به بيش از 120 مقاله و يادداشت و مصاحبه از ايشان است.

- فليكر، پايگاه عكاسان (*)

يك ماه است كه با "فليكر" آشنا شدم. Flickr سرور و ميزباني است كه هدف اصليش، دادن فضايي است به كاربران از سراسر جهان، براي ذخيره و جمع‌آوري عكس و فيلمهايشان. فضايي كه در اختيار كاربر قرار مي‌گيرد چيزي شبيه وبلاگ است؛ اما از نوع تصويري. حرف اول را در آن تصوير مي‌زند. به عبارت ديگر اين پايگاه، ميزبان "فتوبلاگ"ها است.

 

فليكر وابسته به شركت "Yahoo" مي‌باشد. بنابرين هر كسي كه در ياهو ايميل دارد، مي‌تواند بدون ثبت نام و با همان آي دي، وارد شود. فليكر همچون "YouTube" مي‌ماند. هم عكس ذخيره مي‌كند و هم فيلم؛ اما شهرت يوتيوب در ذخيره فيلم است و شهرت فليكر در ذخيره عكس. فضاي فليكر به دو صورت رايگان (با محدويت) و فروشي عرضه مي‌شود. فليكر، يك اجتماع عظيم و جهاني (Universal) از عكاسان و جهانگردان را ايجاد نموده؛ اجتماعي كه در آن نه فقط تصاوير به اشتراك (Share) گذاشته مي‌شوند؛ بلكه تجربيات، معلومات و احساسات هم عمومي خواهند شد. يادداشتي در اين باره نوشتم كه شايد مستقلا گذاشتم.

- معرفي وبلاگ

در راستاي سياست! گذشته‌ام مبني بر "معرفي وبلاگ"، بايد وبلاگ "فرانسه" (محمد حسين نعيمي، پژوهشگر در زمينه فرانسه)، "فرهنگ و ارتباطات" (دكتر حسام الدين آشنا) و پايگاه "شماها" (مجله تخصصي وبلاگ) را زودتر از اينها به محضرتان معرفي مي‌كردم كه مشمول همان حسي كه در آغاز يادداشتم گفتم شدند. بيش از يك سال است كه او را مي‌شناسم. وبلاگ فرانسه، همان طور كه ساده و بدون غلو، نويسنده‌اش را معرفي كرده، هر بار مرا با گوشه‌اي از فرانسه آشنا مي‌كند. آغاز آشناييم با دكتر آشنا از مجله "سپيده دانايي" آغاز شد تا به وبلاگش رسيد و بعد، گفتگويي كه درباره مجموعه "بزنگاه" در تلويزيون داشت. مطالعه وبلاگش در دستور كارم قرار دارد. شماها پايگاه تخصصي درباره وبلاگ‌نويسي است. آموزش وبلاگ‌سازي و مصاحبه با وبلاگ‌نويسان از بخشهاي متنوع و مفيد آن است. از ظاهر و محتوايش برمي‌آيد كه افراد زحمتكش، هنرمند و باانگيزه‌اي پشت آن قرار دارند.

- وبلاگ

با دو وبلاگ ديگر جديدا آشنا شدم كه خواندن آنها و توجه به نويسنده‌هايش برايم جالب است. "زهرا" و "بامدادي". بامدادي هر از گاهي كه بتواند طلوع كرده و خواننده‌اش را از نتيجه مطالعات و ترجمه‌هايش بهرمند مي‌كند. روزنوشتِ پربيننده زهرا - كه گاهي در روز چندبار به روز مي‌شود - با جسارت و اطلاعاتي كه دارد، هم رنگ مجله‌ها مي‌نويسد. گاهي زرد مي‌شود، گاهي سرخ و گاهي آبي :) من كه اهل بيرون رفتن و سفر و عكاسيم، و گاهي خانه و محل كار، برايم دست و پا گير و خفه مي‌شود، مهم و حياتي است كه از طريق وب و خواندن نوشته‌هاي ديگران، با خودشان و دنيايشان آشنا شوم. به آنان سلام كنم و سلام بشنوم. با آنها بخندم و برايشان نگران و دلتنگ شوم.

به اميد ديدار
خدانگهدار

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

حرم امام رضا عليه السلام

آقا جان! جشن ميلادت مبارك

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

Photography


متن كامل »»»
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

ديروز به همان روستا رفتم؛ اين هم سوغات سفر


متن كامل »»»
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

مقدمه: متن زير، مقاله ارزشمند ديگري از دكتر "نعمت الله فاضلي" در زمينه فرهنگ است كه بعد از كمي ويرايش و تيتربندي در اينجا قرار دادم. براي پرهيز از طولاني شدن، از آوردن بخشي از مقدمه، پرهيز نمودم.

مقدمه

دكتر نعمت الله فاضلياجازه دهيد بحث را با طرح مسئله آغاز كنيم و سپس به تبيين و تشريح آن بپردازيم. مسلما ايده آل آن است كه براي حل مسئله راه حلهايي نيز ارائه نماييم. اما من در اين مورد اخير راه حلي جز اينكه بگويم فهم مسئله خود مي‌تواند به حل آن كمك نمايد چيزي براي گفتن ندارم.

طرح مساله

مسئله، زوال همسايگي است. هر يك از ما اين احساس و تجربه را داريم كه روابط همسايگي رو به زوال است و روابط همسايگي موجود نيز به نظر زائد و مخل زندگي ما به نظر مي‌رسد. در گذشته همسايگي چنان اهميتي داشت كه گفته مي‌شد «همسايه خوب از خويشاوند بهتر است» و اينكه «همسايه از همسايه ارث مي‌برد» يا اينكه «تا چهل خانه همسايه آدمي است». ادبيات، متون ديني و عرف و فرهنگ شفاهي ما انباشته از ستايشها و سفارشهاي متعدد اخلاقي درباره روابط همسايگي است. اما علي رغم اين سفارشها و تجربه تاريخي طولاني در زمينه همسايگي، اكنون نهاد همسايگي در حال زوال است. پرسش اين است كه چرا و چگونه اين اتفاق رخ داده است؟


متن كامل »»»
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

پرفسور سيد حميد مولانا

مقدمه: متني كه در زير مطالعه خواهيد كرد، يادداشت پرفسور "مولانا" است كه چهار سال پيش، قبل از انتخابات رياست جمهوري آمريكا، تحت عنوان "ايدئولوژي جديد جنگ سرد" منتشر كرده‌اند. اين نوشته، با آن كه چند سال از آن مي‌گذرد، اما از دو جهت اكنون نيز قابل توجه است. اول نزديكي انتخاباتي ديگر در آمريكا، و دوم بحران اقتصادي كه از آمريكا شروع شده و به اروپا و ديگر نقاط جهان سرايت كرده، و بعضي اين را از نشانه‌هاي زوال ابرقدرت ديگر مي‌دانند.

دشمن بزرگ حقيقت، اغلب دروغ نيست بلكه اسطوره است. دروغ: عمدي، متداوم و تقلب آميز است ولي اسطوره: هميشه اصرارآميز، متقاعد و غيرواقعانه و دغل بار مي‌باشد. دموكراسي يك اسطوره است.


متن كامل »»»
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

Warningمي‌دوني مشكل چيه؟ مشكل اينه كه وقتي داري نوشته‌هاي منو مي‌خوني، يا درباره موضوعي كه تحقيق منه صحبت مي‌كنيم، مدام اعمال سليقه مي‌كني و نظرات شخصي خودت رو مطرح مي‌كني. ذهنت پر از پيشفرضه. پيشفرضهايي كه فقط براي خودت مسلّمه، و متاسفانه گاهي با تندي و بدون ملاحظه و با تعابير تندي به زبون مياري. زماني كه ازم مي‌خواي نظرم رو درباره نوشته‌هات بدم، يا زماني كه مقاله‌هات رو برام مي‌فرستي كه از لحاظ ويرايش و قالب و اسلوب مقاله نويسي نگاهش كنم، نبايد نظرات شخصيم رو درباره موضوعي كه به من هم ربطي نداره اعمال كنم. چه بسا از فلان چيزي كه نوشتي خوشم نياد؛ اما الان كه از من اينو نخواستي. متوجه شدي؟! ولي هر وقت - در اين مدت چند سال كه مي‌شناسمت - باهات چيزي رو در ميون گذاشتم و ازت خواستم مشورتي بدي، درست در مرحله اول و مقدماتي بحث، گير مي‌كني و جلوتر نمي‌ري. همين عصري نگفتم منو دوباره پشيمون نكن كه اين موضوع رو باهات در ميون گذاشتم؟ چندين بار مجبور شدم تكرار كنم كه بحث شناخته؛ نه خوبي و بدي فلاني. اين يك موضوع علمي هست، و در مباحث علمي، ماهيت شناخت، مُنفك از خير و شر موضوعه. متاسفانه دو خط جلوتر، بازم مي‌گي نه، فلاني بَده. شما فكر مي‌كني بده؛ به من چه كه مدام تكرار مي‌كني. هر وقت به اونجاي بحث رسيديم كه نظر شخصيت رو خواستم بدونم، ابراز نظر كن. اين بار اينجا نوشتم تا دفعه بعد كه شما از من توقعي داشتي، يا اگر خيال مشورت با شما به فكرم خطور كرد، يادم بياد آخرين بار، كي بود و چه اتفاقي افتاد.

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

اين نقش و نگار (مينياتور) را كه مي‌بينيد كار دست هنرمندان اصفهاني است كه بر روي تخم شترمرغ (ايراني) نقش بسته. شنيده‌ام تخم تزيين شده تا 1000 دلار هم به فروش مي‌رسد. نقاشي بر روي تخم شترمرغ، در خارج هم مرسوم است. بسته به دست هنرمند و نقاش، گاهي اين نقوش به كمال و اوج زيبايي مي‌رسند.


مينياتور شكارگاه


متن كامل »»»
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»