در حالي كه بعضي از شركتهاي نرمافزاري، اقدام به تخصصگرايي در امر برنامهسازي ميكنند، بعضي ديگر پا را فراتر گذاشته و نرمافزارهاي چندكاره و فراگير ميسازند. روزگاري بود كه برنامهنويسي، در يد قشر خاصي از مردم و شركتها قرار داشت؛ اما امروز اين عرصه بيكران، جولانگاه كمپانيهاي بزرگ و جهاني، شركتهاي كوچك و چندنفره، و نوجوانان تازهنفسي كه با هك كردن ديگران، ابراز وجود ميكنند، شده است. در اين بازار مكاره، چه چيز بهتر فروش ميرود؟ نرمافزارهاي تك كاره؛ اما تخصصي و پيشرفته؟ يا برنامههاي چندكاره كه به صورت پَك و بسته نرمافزاري عرضه بازار ميشوند؟
Nero
همه، Nero را به عنوان نرمافزاري براي رايت (Write) اطلاعات، ميشناسيم. در پايگاههاي عرضه نرم افزار، Nero زير مجموعه بخش سي دي و دي وي دي قرار دارد. با اين حال، چند سالي است كه سازنده اين نرمافزار، اقدام به فراگير كردن محصول خود نموده و علاوه بر ارتقاي Nero در زمينه رايت نسخههاي جديد لوح فشرده (CD, DVD, Blue-ray)، نرمافزارهاي جديد و عجيب و غريبي را - كه ارتباط چنداني با رايت ندارد - تحويل جامعه كاربران داده. به طوري كه شما با خريد پك كامل Nero، نرمافزار ويرايش صدا و عكس، نمايش تلويزيون و ... را هم صاحب ميشويد.
داخل پرانتز: جاي يخچال و جاروبرقي و ماكروفر و نمكي و آب حوضي خالي است.
نميدانم انگيزه اين گونه برنامهسازان چيست. در دست گرفتن بخش بيشتري از بازار، بالابردن شانس فروش، رقابت با شركتهاي مشابه، از دور خارج كردن شركتهاي كوچك و تك محصول، و يا محض رضاي خدا و براي آسايش خلق كه همه چيز را يك جا داشته باشند.
شايد بشود اين موضوع را تشبيه كرد به قضيه مغازه كوچك و فروشگاه مجهز و همهكاره، كه در اين صورت نفع مشتريان، در اين است كه به جاي صرف وقت زياد براي رفتن به چند مغازه، به يك سوپر ماركت بزرگ بروند و همه چيز را در يك جا بخرند. اما قضيه به اين راحتيها هم نيست.
1- در فروشگاه، مشتري، حق انتخاب دارد كه اين يكي را بخرد و آن يكي را نه. آيا در بستههاي نرمافزاري نيز اين حق انتخاب براي مشتري محفوظ است؟
2- از آن گذشته، وقتي من نرمافزار Cool Edit را دارم كه برنامهاي خوشدست، پرسابقه و حرفهاي در ويرايش و افكتگذاري و تدوين صدا است، چه نيازي به خريد برنامه ويرايش صداي Nero - كه به پاي آن نميرسد - دارم؟
درست است كه Nero، در امر رايت، خوشنام است و مورد علاقه خيليها؛ اما به نظر ميرسد كه سازندگانش، قصد نوعي كلاهبرداري يا اخاذي را از علاقمندانش دارند. اگر من ميتوانم Nero را مثلا با 10 دلار بخرم، چه لزومي دارد، بستهاي را بخرم كه هم هزينه چند برابري دارد، هم حجم چند برابر، و هم به احتمال زياد، بعضي از برنامههايش برايم كارايي ندارد.
پاورقي:
- از نرمافزار Nero فقط به عنوان مثال دم دستي، استفاده كردم.
- نميدانم كار شركت Nero است يا برنامهسازان خوش ذوق ديگر، كه اقدام به تهيه نسخه سبكي از آن كردهاند به نام "Nero Micro" كه فقط نرمافزار رايت Nero را در خود جاي داده و بَري از هر گونه حاشيه و زوايد است. شخصا ترجيح ميدهم از آن استفاه كنم كه خوشدست و سبكتر است. در كنار ساخت بستههاي سنگين، اين كار ارزندهاي است كه برنامهسازان ميتوانند انجام دهند.
- در يادداشت ديگري ميتوان به نمونههاي موفق بستههاي نرمافزاري اشاره كرد؛ همچون مجموعه "مايكروسافت آفيس".
آب خوردن با اعمال شاقه
توي ميدون، آب سردكن گذاشتند؛ اما چنان مهر و مومش كردند، كه نه با دهان، نه با دست، و نه با ليوان ميشه ازش آب گرفت و نوشيد. درسته كه براي حفاظت از اموال دولت، بايد حفاظ و محافظي گذاشت، اما نه اين طور كه نقض غرض بشه و ديگر نشه از اون استفاده كرد.
عكاس اجتماعي
اين تصوير را ديروز در سطح شهر گرفتم و در آلبومم گذاشتم. در اثناي بازديد از تصاوير عكاسان ديگه، به يكيشون گفتم كه فلان سوژه در كارهات تكراريه. مثل اين كه بهش برخورد و آمد و گير داد به همين عكسم كه: خيلي زشته از كسي كه خبر نداره براي خنده ازش عكس بگيري. تازه، اين تصوير، فاقد استيل فتوگرافيه.
در خارج از كشور زندگي ميكنه و عكاس وارديه و من هم به تصاويرش علاقه دارم. بيشتر از اشياء، عكس ميگيره و گاهي، كاراش به سورئال نزديك ميشه. اصل حرفش درست بود. نبايد براي خنده از ديگران عكس گرفت. من هم بهش حق دادم؛ اما درباره سبك و استيل عكاسي بايد بگم كه فرق هست ميون عكاسي اجتماعي و عكاسي از در و ديوار.
وقتي كه امثال ايشون تو اتاق گرم و نرمشون دارند از جام مي و فنجون قهوه لب پنجره، يا از لاو و لباس زير و روشون 20 عكس ميگيرند كه شايد يكيش خوب بشه و بعد، همون عكس منتخب رو كلي ويرايش و آرايش ميكنند و در ملأ عام ميذارند تا چند نفر بيان و بگن: "واااي! چه عكسي! محشره!"، عكاس اجتماعي، در ظل تابستون و چله زمستون، از خونه ميزنه بيرون، كه در شادي و غم مردم حضور داشته باشه؛ گريههاشون رو ببينه، خندههاشون رو ضبط كنه، دردشون رو تحمل كنه، مشكلاتشون رو درك كنه، و با هنرمندي، لحظهها رو شكار كنه؛ لحظههايي كه تا ابد، ممكن نيست تكرار بشه.
مشكلاتشون رو نشون بده كه چي بشه؟ كه شايد فلان مسؤول ببينه و متاثر بشه و با خودش بگه: اين چه كاريه كه ما كرديم؟ اون طرف آب رو آزاد كرديم توي حوض كه نمايش بديم شهر ما قشنگه؛ اين طرف آب شرب رو در بند كرديم و آدمي مثل همين كه در تصوير هست، به سختي ازش استفاده ميكنه.
البته به اين دوست عكاس كه با حسن نيت، تذكر اخلاقي دادند؛ عرض ميكنم، عكاس اجتماعي هم قواعد و اخلاقيات خودش رو داره. مثلا اين كار رو غير اخلاقي ميدونه كه عكسي بگيره كه 1- چهره طرف ديده بشه، و 2- اون رو بدون اجازه نمايش بده. مگر اين كه كسي مثل شما پيدا بشه تا از باسن يه نفر، بتونه تشخيص هويت بده.
امروز از خواندن اين يادداشت در وبلاگ "دير تش باد" متاثر شدم. اين يادداشت، حاوي نامه "اليزابت كرايسي" مادر آمريكايي، به معلم و دانش آموزان مدرسه "كالو" در جنوب ايران است؛ مدرسهاي كه معروف به "كوچكترين مدرسه دنيا" شده:
«11 مارچ 2009
حميده، پريسا، حسين و مهدي زارعي عزيز!
سلام! اسم من اليزابت كرايسي است. من مادر 4 فرزند هستم. ما در كنوشا، ويسكانسين در ايالات متحده آمريكا زندگي میكنيم. ما زمستان سرد و برفي را پشتسر گذاشتيم. من بیصبرانه مشتاق بهار هستم تا زمين را گرم كند و دوباره درختان زيبا و سبز را بروياند.
من شما و معلمتان را در 3 اكتبر 2008 در شبكه سیانان در گزارشي كه آسيه نامدار تهيه كرده بود، ديدم. او گفت كه افراد زيادي براي شما تداركات و هداياي زيادي فرستادهاند. بسيارخوب! داشتن يك قلب مشتاق و آماده براي يادگيري بسيار مهمتر از داشتن امكانات است – و يك معلم خوب میتواند تفاوت بسيار بيشتري از يك كامپيوتر ايجاد كند ...»


