تبليغاتX
وبلاگ وبلاگ

سلام

روزه مسافر

شكرت خدا كه روزه رو از گردن مسافر برداشتي. روز اول كه مي‌خواستيم بريم، متفق القول شديم كه بعد از نماز ظهر حركت كنيم تا روزمون سرجاش باشه. نماز رو خونديم و راه افتاديم. اما چشمتون روز بد نبينه. سه نفر آدم گشنه و تشنه، تو هواي گرم و ظل آفتاب، از اين روستا به اون روستا، آسفالت و خاكي.

دم دماي افطار بود كه از سردرد به حالت تهوع افتادم. بعد از اذان دم مغازه‌اي واستاديم و چندتا چايي خورديم. راننده هم كه از اول سفر صداش در نيومده بود و خيلي جدي و خشك، رانندگي مي‌كرد، بعد از روشن كردن اولين سيگارش، نطقش باز شد.

اين شد عبرت واسه ما. براي همين، دفعه بعد سحري رو خورديم و با يه فلاكس چاي تازه دم راه افتاديم. آي خوش گذشت. بازم شكرت خدا :)

خلايق هرچه لايق

شكرت خدا كه دنياي رو با تمام شلوغ پلوغيش، "هردن بيلي" نساختي كه هر كي به هر چي مي‌خواد برسه. انصافا ما لياقت بعضي چيزا رو نداريم.

حكايت قشنگي رو شنيدم كه قريب به مضمون نقل مي‌كنم: پيامبر اسلام داشت با چند نفر صحبت مي‌كرد كه يكي وارد شد. حضرت حرفش رو ادامه نداد. طرف كه انگار بهش برخورده بود گفت: آقا صحبت شما بد بود يا من آدم بدي هستم؟ پيامبر جواب داد: نه تو بدي، نه حرف من؛ عسل خوبه ولي براي بچه ضرر داره. قضيه اينه كه دهن بعضي از ماها براي بعضي از چيزا بوي شير ميده.

 

الحَسود لايَسود

چقدر اين جمله قشنگه و حكيمانه: "هَلكَ امرء لَم يَعرف قَدره". به تعابير ديگه هم ديدمش. معناش ميشه اين: آدمي كه قدر و ارزش خودش رو ندونه هلاك مي‌شه. آدمي كه قدر خودش رو ندونه، يا بالاتر ميره و گرفتار غرور مي‌شه و ديگران رو آدم حساب نمي‌كنه؛ و يا خودش رو دست كم مي‌گيره و هر كس و ناكسي رو از خودش بالاتر. نتيجه چي مي‌شه؟ مي‌شه حسادت به اين و اون. مي‌شه توهمات و خيالات. در "اطمينان كامل" به طنز مطلبي رو تذكر دادم. مثلا كسي مياد و وبلاگ منو مي‌خونه و حسادتش گل مي‌كنه كه آي چرا فلاني واسه تو پيام داد؟ چرا تو واسه فلاني پيام دادي؟ چرا در بهش گفتي عزيز؟ چرا اون به تو گفت جان؟ پيچك مرده يا زن؟ دوست خارج از وطن مونثه يا مذكر؟ به قول بعضيا: اي مَصّبتو شُكر.

از نخ تا زنجير

كسي شيطان رو به خواب ديد كه طنابهايي در دستشه و  داره ميره.
- گفت: شيطان جان اينها چيه؟
- بَندهايي هست كه به گردن مردم انداختم و به دنبال خودم مي‌كشم.
چشمش به زنجير ضخيمي افتاد. به خيال اينكه واسه خودشه پرسيد:
- اون زنجير كلفته واسه كيه؟
- اين براي فلان عالمه كه به زحمت مي‌كشمش. تا حالا چند بار پارش كرده.
- پس مال من كدومه؟
- مال تو!؟ تو كه طناب نمي‌خواي. خودت دنبالم مياي.

آفرين به تو شيطان كه مي‌دوني هر كسي رو چطوري از راه به در كني و دنبال خودت بكشي.

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

نمي‌دونم اين داستان رو قبلا گفتم يا نه. چند سال پيش از خدا خواستم ماه رمضانم رو طور ديگه كنه؛ اجازه بده كاري كنم غير از روزه گرفتن و نخوردن و گشنه موندن؛ كاري كنم به درد بخور. همون سالي كه اين دعا رو كردم، خانه سالمندان و كودكان بي‌سرپرست در نظرم بود كه نشد. نمي‌دونم همون سال بود يا سال بعدش، كه آخر ماه رمضان بهم زنگ زدند و گفتند: آماده هستي فرداي عيد قربان، براي عكاسي بري؟ داشتم بال درمي‌آوردم. اولين بار بود كه قرار بود براشون تصويربرداري كنم و نمي‌دونستم دقيقا چي مي‌خوان و آيا سبك كار منو پسند مي‌كنند يا نه. يك روز پراضطراب و پربار رو پشت سر گذاشتم، و نتيجه سفر، بسيار راضي كننده. همكاري ما ادامه داشت تا امسال، كه ازم خواستند در ماه رمضان برم. كمي اكراه داشتم. دلم نميومد در اين ماه به سفر برم و روزه‌ها قضا بشه؛ اما جاش نبود كه بگم نه.

خدايا! خودت اجازه دادي كه ترو "الهي و خداي من" صدا كنم؛ و الا من كجا و اين حرفا كجا. اگر نباشه اذن خودت، غلط كنم كه به تو "تو" بگم. خداي من! شب قدره و درهاي رحمتت به روي من بازه تا سحر؛ و بعد از سحر، مي‌رم به سومين سفر. دلخوشيم به اينه كه واسه بنده‌هاي تو دارم كاري مي‌كنم. با اينكه فاصله تو نزديكتر از رگ گردنم به منه، ولي فاصله من از تو خيلي دوره. "تو با مني اما، من از تو مهجورم". كمكم كن كه پامو از گليمم درازتر نكنم؛ دست به مال ديگري نبرم؛ چشم به چيزي كه مال من نيست ندوزم؛ از شر زبونم ديگران رو در امان بدار، و منو از شر زبون اونها. كمكم كن كه در امانت خيانت نكنم. كمكم كن كه غلط زيادي نكنم.

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

نامه دوست خارج از وطن:

«امشب هم می رم برای افطار کمک به بچه ها. جات خالی
اون سری مسجد ترکها غذا دادند و چند تا قابلمه پلو دادند با خورشتی شبیه "واویشکا". نمیدونم شما درست می کنین یا نه. بچه های عرب هم عادت نداشتند و هی می گفتند اینا دیگه چین؟ ما اصن رمضان برنج نمی خوریم. نمیدونستن که باید خورشت رو بریزن روی پلو. اما حدس زده بودند خب. بامزه بود.
یه چیز جالب این افطاریها اینه که نمی دونی امشب قراره چی بخوری و قابلمه ها که می رسن دونه دونه باز می کنی و بو می کنی و با دهن روزه کلی خوشخوشانت می شه. راستی سنی ها از ما 10 -15 دقیقه زودتر افطار می کنن. هی به من می گن چرا نمیخوری می گم چرا الان می خورم. این سری "خرمای فلسطین" خریده بودند بچه ها. تا به حال من "خرمای اسراییل" خورده بودم که بسیار خوشمره است. از خرمای ما هم خوشمزه تر، و کلیویی 13 یورو یعنی سه برابر خرمای معمولی. اما ما که تحریم کردیم و نمی خریم. این بار یکی از بچه ها از انجمن همبستگی با فلسطین خرید و افطار خوردیم. جات خالی. شاید یه کمی بخرم. کمکی هم می شه به فلسطینی ها.
عباداتت قبول»

ممنونم ازت كه اجازه دادي. عبادت شما هم قبول باشه.

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سفر  
سلام

بعضيا چون حرفي ندارند نمي‌نويسند؛ بعضيا از بس حرف دارند نمي‌دونند چي بنويسند. فعلا شرايط من اين طوره. چند سفر مهم، پربار و پرعكس داشتم. يواش يواش دارم كثير السفر مي‌شم. نقدا كه چند روزي روزه بدهكار شدم. به جاهايي كه قبلا رفته بودم، سر زدم و ديدارها تازه شد. چشمم به جاهايي روشن شد كه تا حالا نديده بودم. تجربه‌ام به اندازه گستره كاريم، بيشتر شده. بعضي از آرزوهام به عنوان عكاس و گردشگر، مستجاب شد؛ مثلا تونستم تن داغ و نرم صحرا رو لمس كنم. حس قشنگي داره خشكي زدن صورت و لبهام. چشمهام از بس كه بي خوابي و خاك خورده سوزش گرفته. در عوض چه لذتي داره شب موندن در روستا، با اون آسمون پاكش و شنيدن صداي حيوانات. به يكي از روستائيان كه از محروميتها مي‌گفت، گفتم: شما اگر روي زمين چيزي نداريد، در عوض آسمونتون پر از ستاره هست.


مزرعه ذرت


متن كامل »»»
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام
 
 خيليها قانون رو زماني اجرا مي‌كنند كه مجري قانون هم بالا سرشون باشه. مثال دم دستي و واضحش، قوانين رانندگي هست كه تا پليس سرچهار راه و توي خيابون و اتوبان نباشه - بلانسبت شما - عين آدم رانندگي نمي‌كنيم. هر كس در حد و اندازه خودش. يكي از چراغ قرمز رد مي‌شه، يكي بدجايي پارك مي‌كنه، يكي يك طرفه مي‌ره و ... . اين كه رعايت قانون براي مردم ملكه بشه، و قانون رو به خاطر خود قانون رعايت كنند، نه از ترس مجري قانون و جريمه‌هاش، آرزوي عقلاء و بزرگان هر مملكتي هست. فرقي هم نمي‌كنه چه نوع قانوني باشه. قوانين وضعي و قراردادي بين انسانها و ممالك و كشورها، يا قوانين الهي كه بين انسان و خدا وضع شده.
 
 در آموزه‌هاي ديني و مذهبي، مشابه اين تعابير رو فراوان مي‌بينيم: «عالم، محضر خداست؛ در محضر خدا معصيت نكنيم»، «خداوند حاضر و ناظر بر اعمال ماست». در دعاي روز چهارم ماه رمضان، اين تعبير آمده: «يا ابصر الناظرين» اي بيناترين بيننده‌ها. ما هم چشم داريم؛ با اين حال خيلي چيزها هست كه از چشممون پنهون مي‌مونه. اما حكايت خدا جداست؛ او ابصر الناظرين هست؛ از همه ناظرين، بيناتره؛ چيزي مافوق چشم و دوربين مخفي و دوربينهاي مدار بسته.
 
 در دعاي ابوجمزه ثمالي مي‌خونيم: «‏فَلَو اطَّلَعَ الْيَوْمَ عَلَي ذَنْبي غَيْرُكَ مَا فَعَلْتُهُ». عجيبه كه حضور يك بچه، مانع انجام خلاف، گناه و معصيت مي‌شه.
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

هيچ وقت نتونستم خودم رو كاملا قانع كنم كه دست از ايكس پي (XP) بكشم و به سراغ ويندوز ويستا (Vista) برم؛ مخصوصا كه آراء و نظرات درباره اون، بسيار مختلف و متناقض بوده. بعضيا ويستا رو ويندوز بسيار خوب، و بعضي بسيار بد مي‌دونند. حالا و بعد از گذشت چند سال از تولدش، اشتياق مردم به باقي موندن بر ايكس پي، و عدم تمايل نسبت به خريد ويندوز گرون، و نصب سيستم عامل سنگين و يوقور ويستا، نشون ميده كه آش دهن سوزي نبوده.

اما حكايت ويندوز 7 (Seven) فرق مي‌كنه. با آن كه ظاهر زيبايي همچون ويستا داره؛ به سنگيني اون نيست و مي‌شه روي دستگاه‌هاي نه چندان قوي هم نصبش كرد. دو تا از دوستاي متخصصم نصبش كردند و اون قدر وسوسم كردند كه به محض شنيدن ورود نسخه نهائيش (Final) عزمم رو جزم كردم كه من هم تجربش كنم. باري به هر جهت، شب گذشته بسم الله گفتم و از ويندوز و اطلاعات موجودم، بكاپ گرفته و نصبش كردم.

حاصل كار

- مراحل نصب ويندوز 7 چندان تفاوتي با نصب ايكس پي نداره.
- اولين مشكل اصلي و مهم اينه كه بعضي از سخت افزارها كه چند سالي از دوره ساختشون مي‌گذره، درايور نصب بر روي ويندوز 7 رو در خودشون پيش بيني نكردند. پس بعد از نصب ويندوز، شما با مشكل اساسي و مهمي روبرو مي‌شيد كه معرفي سخت افزارهاست. البته خوبي اين ويندوز اينه كه در شناختن سخت افزارها، قوي و كارآمد هست. كافيه شما سي دي سخت افزار رو بهش نشون بديد؛ خودش به دنبال درايور مناسب گشته و نصبش مي‌كنه.
- براي مني كه با ويستا كار نكردم، ويندوز 7، يعني ورود به محيطي با ظاهر فريبنده و زيبا؛ در عين حال عجيب و غريب.
- تنظيمات ويندوز 7 با ايكس پي، بالاي 50 درصد تفاوت داره. بنابرين براي من كه با چشم بسته ويندوز ايكس پي رو تنظيم و راهبري مي‌كردم، تنظيم همه چيز در ويندوز 7، گنگ و سخت شد؛ تا حدي كه عوض كردن تصوير دستكتاپ هم كار دشواري شده بود.
- مشكل مهم ديگه اينه كه بعضي از برنامه‌ها و فراميني كه در ايكس پي اجرا مي‌شدند، در ويندوز 7 قابل اجرا نيستند. بنابرين بايد از نرم افزارهايي استفاده كنيد كه با اين ويندوز سازگاري دارند، يا بايد منتظر بشيم كه چنين برنامه‌هايي ساخته بشند.
- رم (Ram) مورد نياز ويندوز 7 بيشتر از ايكس پي هست. پس نصبش رو به كساني كه رم كم، حتي يك گيگ دارند، توصيه نمي‌كنم.

نكته آخر

نكته آخر اينكه "سري كه درد نمي‌كنه، ويندوز سِون نصب نمي‌كنه". ما كه عطايش رو به لقايش بخشيديم و رجوع كرديم به ويندوز ايكس پي. حقيقت اينه كه استفاده از ويندوز 7، نياز به آموزش، يك رايانه جديد و سرحال، و مجموعه كاملي از نرم افزارهاي سازگار داره.

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»


متن كامل »»»
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»