|
سلام مدتي است كه در صدد ارتقاء دوربين عكاسي يا خريد دوربين جديد هستم. براي آشنايي با دوربينهاي جديد و كسب اطلاع از قيمتشان، متوسل به خواندن بروشور و وبگردي شدهام. هفته پيش به نمايشگاه دوربين و تجهيزات جانبي رفتم كه موفق به خريد 6 كنسرو لوبيا، يك شيشه ترشي و يك بسته بزرگ پفك شدم. اينترنت هم يك نمايشگاه بزرگ است كه اگر نداني كجايش را بگردي، چيز ديگري نصيبت ميشود. دي جي كالا "دي جي كالا" (DigiKala) پايگاه ايراني و فارسي زباني است كه اطلاعات مفصل و مرتبي درباره چند كالاي معروف ديجيتالي (دوربين عكاسي و فيلمبرداري، گوشي موبايل، رايانه، لب تاپ و ...) در اختيار خواننده ميگذارد. |
ويژگي مهم "دي جي كالا"، اين است كه به كاربر اجازه ميدهد اطلاعات 5 كالا را در كنار هم قرار داده و آنها را مقايسه كنيد؛ مثلا فلان مدل از دوربين كنون (Canon) را با فلان مدل از دوربين نيكون (Nikon) مقايسه كند. در اين حالت، اطلاعات هر كالا، در ستوني مستقل و در كنار كالاهاي ديگر، قرار ميگيرد. نكته جالب ديگر، ذكر نقات قوت و ضعف هر يك از كالاهاست. مثلا نقاط قوت دوربين "Canon PowerShot SX20 IS" از نظر نويسنده، به اين شرح است: • استفاده از حسگر 12.1 مگاپيکسلي به همراه پردازنده تصوير DIGIC4 کانن "دي جي كالا" در معرفي خودش ميگويد: "نقد و بررسي و فروش اينترنتي كالاي ديجيتال". |
گفتگو با "اسماعيل ميرفخرايي":
يک گفتوگو کننده بايد صاحب تفکر، ايده و ذهن بداهه پرداز باشد و تفکراتش در راستاي تفکرات سازماني باشد که براي آن کار ميکند. يک گفتوگو کننده در درجه نخست، بايد عاملي از سياستهاي رسانه اي باشد که در آن کار ميکند. ضمن اينکه هر کس بايد تنها در حوزه تخصصي خود کار کند، مثلاً من حوزه کارم را جدا کردم، گفتم ميخواهم فقط در محدوده برنامههاي علمي کار کنم. در مورد ورزش هم همينطور است. البته الان ورزش با سياست درآميخته، ولي باز هم تو ميتواني در اين حوزه خرجت را سوا کني تا کمتر دچار صدمه شوي.
چه خوش بي مهرباني هر دو سر بي
كه يك سر مهرباني دردسر بي
بعضي از رابطهها بدون اينكه بدوني، يك طرفه ميشه. تويي كه بايد شروع به حرف زدن كني؛ حرفاي خوب و جذاب و شاد بزني؛ به درددلها و مصيبتها و غم و غصهها گوش بدي؛ ابراز محبت و مهرباني كني؛ ناراحتي و عصبانيتش رو تحمل كني. براي گرم كردن مجلس، از شعر، عكس، خاطره، سفرنامه و ... استفاده كني. وقتي به خودت مياي، ميبيني اين تويي كه ميدوندار رابطه هستي. اگر روزي غير از اين بشه؛ مثلا حال و حوصله نداشته باشي؛ كسالتي، دردي، مرضي داشته باشي؛ خالي از حرف باشي؛ حوصله پرسش و پاسخ دوستت رو نداشته باشي؛ اينجاست كه معلوم ميشه ترو تا وقتي ميخواد كه ميگي و ميخندي. اگر دوستت جا زد، و به جاي صحبت و همراهي، گفتش: تو كه حرف نميزني؛ تو كه حوصله نداري؛ پس بهتر من برم"؛ اينجاست كه ثابت ميشه، تو هستي كه رابطه رو اداره ميكني. و اين رابطه تا وقتي برقراره كه براش صرف كنه. انگار كه اين ارتباط براي اون يه زنگ تفريحه؛ يه سرگرمي؛ و به اندازه ديدن يه فيلم مفرح ارزش داره. و اگر غير از اين شد، پس بهتره كه بره.
اگر مجنون دل شوريدهاي داشت
دل ليلي از اون شوريدهتر بي*
* شاعر: بابا طاهر
آخ كه چه ميكشي از دست اين بندههات! بهت حق ميدم كه هر بلايي بخواي سرشون بياري. آخه آدمم اين قدر زبون نفهم! نميدونم شما چطور راضي شدي به خلقتش. طفل معصوم، فرشتهها لابد چيزي ميدونستند كه اولش گفتند نـــه. ابليس لاكردار با اون سابق عبادتش، حاضر نشد با آدم كنار بياد. زبون بسته هي گفت نه، شما گفتي آره؛ از اون انكار و از شما اصرار. ببين چي شد كه دست از شما و بهشت كشيد؛ ولي جلوي اين يكي، سر خم نكرد. شايد ميدونست كه روزي تخم و تركه همون آدم، خودش رو درس ميدن. از اينها گذشته، موندم چرا با همه مشورت كردي، الا خودم!؟ آخه قربونت برم
خلقت من در جهان يك وصله ناجور بود
من كه خود راضي به اين خلقت نبودم، زور بود*
نميخوام كفر بگما؛ استغفر الله؛ زبونم لال. لابد يه چيزي ميدوني كه من ازش بيخبرم. گناه ديگران رو نميشورم؛ ولي تا جايي كه از حال و روز خودم با خبرم، بود و نبود من يكي، كأن لم يكنه و بيفايده. تو هم كه اهل كار باطل و بي هدف نيستي. هستي!؟ نيستي ديگه. تو اهل فضلي خدا، نه هزل؛ بيا و در حق من يكي، بزرگي كن.
الهي ... اَنتَ كما اُحبّ؛ فَاجعَلني كما تُحِبّ. خداي من! تو چناني كه من ميخواهم؛ مرا چنان كن كه تو ميخواهي. "از مناجات حضرت امير عليهالسلام، مفاتيح الجنان"
* شاعر: ميرزاده عشقي
يكي از نقشهايي كه راديو و تلويزيون در ايران بازي ميكند، نقش سخنگوي دولت است. البته اين حداقل قضيه است؛ چون اكثر اوقات نقش وكيل مدافع، جاده صاف كن، و جان فداي دولت را نيز ايفا كرده. جريانات قبل، حين و بعد از انتخابات رياست جمهوري، شاهد بر اين مدعاست. اگر قرار است چيزي را گران كنند، مصاحبهها با نمايندههاي موافق و كارشناسان دولتي و گزارشهاي مردمي آغاز ميشود. خبرنگار ايراني در تركيه گزارش ميدهد كه قيمت بنزين در آنجا چقدر است. در انگليس از قيمت بالاي آب و برق، گزاراشهاي مكرر تهيه ميكنند؛ حتي به در خانه مردم آنجا رفته و قبض آب و برق آنها را نشان ما ميدهد.
اين در حالي است كه فوجي از مخالفين - نمايندهها، اساتيد و كارشناسان و مردم - در جامعه وجود دارند كه كم پيش ميآيد صدايشان از صدا و سيماي ممكلت خودشان پخش شود. با تمام ارادتي كه خدمت اين نظام دارم، از اين يك جانبه گرايي كه منجر به سانسور و كتمان حقيقت شده، ابراز نگراني ميكنم. اين به منزله بستن شير اطميناني است كه در روز مبادا مانع انفجار ميشود.
پايان سلطه
تا جايي كه اطلاع دارم اين اختصاصي به حكومت اسلامي ندارد، و در رژيم پهلوي نيز صدا و سيما در انحصار حكومت بوده. انگار كه سرنوشتش از ازل چنين رقم خورده. اما در عصر جديد و با تولد رسانههاي نوين و ارزان و آزاد، به نظر ميآيد كه زمان سلطه صدا و سيما بر افكار عمومي، به پايان خود نزديك ميشود. از طرفي هر چه اين روند خودسرانه راديو و تلويزيون، پيش ميرود، اعتماد مردم از آنها سلب شده، و باعث حضور رقباي قدر قدرت رسانه، همچو بي بي سي - كه يار ديرين ايرانيان است - ميشود.