تبليغاتX
وبلاگ وبلاگ
سلام

نمي‌دونم اين داستان رو قبلا گفتم يا نه. چند سال پيش از خدا خواستم ماه رمضانم رو طور ديگه كنه؛ اجازه بده كاري كنم غير از روزه گرفتن و نخوردن و گشنه موندن؛ كاري كنم به درد بخور. همون سالي كه اين دعا رو كردم، خانه سالمندان و كودكان بي‌سرپرست در نظرم بود كه نشد. نمي‌دونم همون سال بود يا سال بعدش، كه آخر ماه رمضان بهم زنگ زدند و گفتند: آماده هستي فرداي عيد قربان، براي عكاسي بري؟ داشتم بال درمي‌آوردم. اولين بار بود كه قرار بود براشون تصويربرداري كنم و نمي‌دونستم دقيقا چي مي‌خوان و آيا سبك كار منو پسند مي‌كنند يا نه. يك روز پراضطراب و پربار رو پشت سر گذاشتم، و نتيجه سفر، بسيار راضي كننده. همكاري ما ادامه داشت تا امسال، كه ازم خواستند در ماه رمضان برم. كمي اكراه داشتم. دلم نميومد در اين ماه به سفر برم و روزه‌ها قضا بشه؛ اما جاش نبود كه بگم نه.

خدايا! خودت اجازه دادي كه ترو "الهي و خداي من" صدا كنم؛ و الا من كجا و اين حرفا كجا. اگر نباشه اذن خودت، غلط كنم كه به تو "تو" بگم. خداي من! شب قدره و درهاي رحمتت به روي من بازه تا سحر؛ و بعد از سحر، مي‌رم به سومين سفر. دلخوشيم به اينه كه واسه بنده‌هاي تو دارم كاري مي‌كنم. با اينكه فاصله تو نزديكتر از رگ گردنم به منه، ولي فاصله من از تو خيلي دوره. "تو با مني اما، من از تو مهجورم". كمكم كن كه پامو از گليمم درازتر نكنم؛ دست به مال ديگري نبرم؛ چشم به چيزي كه مال من نيست ندوزم؛ از شر زبونم ديگران رو در امان بدار، و منو از شر زبون اونها. كمكم كن كه در امانت خيانت نكنم. كمكم كن كه غلط زيادي نكنم.

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

نامه دوست خارج از وطن:

«امشب هم می رم برای افطار کمک به بچه ها. جات خالی
اون سری مسجد ترکها غذا دادند و چند تا قابلمه پلو دادند با خورشتی شبیه "واویشکا". نمیدونم شما درست می کنین یا نه. بچه های عرب هم عادت نداشتند و هی می گفتند اینا دیگه چین؟ ما اصن رمضان برنج نمی خوریم. نمیدونستن که باید خورشت رو بریزن روی پلو. اما حدس زده بودند خب. بامزه بود.
یه چیز جالب این افطاریها اینه که نمی دونی امشب قراره چی بخوری و قابلمه ها که می رسن دونه دونه باز می کنی و بو می کنی و با دهن روزه کلی خوشخوشانت می شه. راستی سنی ها از ما 10 -15 دقیقه زودتر افطار می کنن. هی به من می گن چرا نمیخوری می گم چرا الان می خورم. این سری "خرمای فلسطین" خریده بودند بچه ها. تا به حال من "خرمای اسراییل" خورده بودم که بسیار خوشمره است. از خرمای ما هم خوشمزه تر، و کلیویی 13 یورو یعنی سه برابر خرمای معمولی. اما ما که تحریم کردیم و نمی خریم. این بار یکی از بچه ها از انجمن همبستگی با فلسطین خرید و افطار خوردیم. جات خالی. شاید یه کمی بخرم. کمکی هم می شه به فلسطینی ها.
عباداتت قبول»

ممنونم ازت كه اجازه دادي. عبادت شما هم قبول باشه.

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام
 
 خيليها قانون رو زماني اجرا مي‌كنند كه مجري قانون هم بالا سرشون باشه. مثال دم دستي و واضحش، قوانين رانندگي هست كه تا پليس سرچهار راه و توي خيابون و اتوبان نباشه - بلانسبت شما - عين آدم رانندگي نمي‌كنيم. هر كس در حد و اندازه خودش. يكي از چراغ قرمز رد مي‌شه، يكي بدجايي پارك مي‌كنه، يكي يك طرفه مي‌ره و ... . اين كه رعايت قانون براي مردم ملكه بشه، و قانون رو به خاطر خود قانون رعايت كنند، نه از ترس مجري قانون و جريمه‌هاش، آرزوي عقلاء و بزرگان هر مملكتي هست. فرقي هم نمي‌كنه چه نوع قانوني باشه. قوانين وضعي و قراردادي بين انسانها و ممالك و كشورها، يا قوانين الهي كه بين انسان و خدا وضع شده.
 
 در آموزه‌هاي ديني و مذهبي، مشابه اين تعابير رو فراوان مي‌بينيم: «عالم، محضر خداست؛ در محضر خدا معصيت نكنيم»، «خداوند حاضر و ناظر بر اعمال ماست». در دعاي روز چهارم ماه رمضان، اين تعبير آمده: «يا ابصر الناظرين» اي بيناترين بيننده‌ها. ما هم چشم داريم؛ با اين حال خيلي چيزها هست كه از چشممون پنهون مي‌مونه. اما حكايت خدا جداست؛ او ابصر الناظرين هست؛ از همه ناظرين، بيناتره؛ چيزي مافوق چشم و دوربين مخفي و دوربينهاي مدار بسته.
 
 در دعاي ابوجمزه ثمالي مي‌خونيم: «‏فَلَو اطَّلَعَ الْيَوْمَ عَلَي ذَنْبي غَيْرُكَ مَا فَعَلْتُهُ». عجيبه كه حضور يك بچه، مانع انجام خلاف، گناه و معصيت مي‌شه.
نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

فَمَنْ يَكُونُ أَسْوَأَ حَالاً مِنِّي ‏إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَي مِثْلِ حَالِي إِلَي قَبْرِي (قَبْرٍ) لَمْ أُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتِي وَ لَمْ أَفْرُشْهُ بِالْعَمَلِ الصَّالِحِ لِضَجْعَتِي؛ ‏

كي بدبخت‌تر از منه اگه با همين وضعيتي كه دارم، راهي سينه قبرستون بشم؛ قبري كه براي خوابيدن آمادش نكردم، و با خلوص عمل و كار درست، فرشش نكردم.

وَ مَا لِي لاَ أَبْكِي وَ لاَ أَدْرِي إِلَي مَا يَكُونُ مَصِيرِي، ‏وَ أَرَي نَفْسِي تُخَادِعُنِي، وَ أَيَّامِي تُخَاتِلُنِي، وَ قَدْ خَفَقَتْ عِنْدَ (فَوْقَ) رَأْسِي أَجْنِحَةُ الْمَوْتِ‏.

براي چي گريه نكنم در حالي كه نمي‌دونم قراره به كجا برده بشم؛
در حالي كه مي‌بينم نفس سركشم با من از سر نيرنگ و خدعه در اومده؛
در حالي كه مي‌بينم روزگار با من سر ناسازگاري داره؛
و در حالي كه مي‌بينم بالهاي مرگ، روي سرم باز شده.

فَمَا لِي لاَ أَبْكِي، أَبْكِي لِخُرُوجِ نَفْسِي، أَبْكِي لِظُلْمَةِ قَبْرِي، أَبْكِي لِضِيقِ لَحْدِي، أَبْكِي لِسُؤَالِ مُنْكَرٍ وَ نَكِيرٍ إِيَّايَ، ‏أَبْكِي لِخُرُوجِي مِنْ قَبْرِي عُرْيَاناً ذَلِيلاً حَامِلاً ثِقْلِي عَلَي ظَهْرِي

پس براي چي گريه نكنم!
گريه مي‌كنم براي وقتي كه جونم از تنم بيرون ميره؛
گريه مي‌كنم براي وقتي كه چشم توي ظلمت و تاريكي قبر باز مي‌كنم؛
گريه مي‌كنم براي اون زمان كه تنگي و فشار قبرم رو روي تنم حس مي‌كنم؛
گريه مي‌كنم براي پرسشهاي مكرر فرشته‌هاي منكر و نكير، و گنگي و لكنت زبون خودم؛
گريه مي‌كنم براي اون لحظه كه لخت و عور منو از قبر بيرون بكشند، در حالي كه با ذلت و خاري سنگيني غلطهايي رو كه تو دنيا كردم روي دوشم حس مي‌كنم.

أَنْظُرُ مَرَّةً عَنْ يَمِينِي وَ أُخْرَي عَنْ شِمَالِي، إِذِ الْخَلاَئِقُ فِي شَأْنٍ غَيْرِ شَأْنِي، لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ، ‏وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ وَ ذِلَّةٌ.

به اطرافم چشم مي‌دوزم، تا راه و نشونه‌اي پيدا كنم؛ تا شايد در اون جاي غريب و وحشتناك، جمال آشنايي به چشمم بخوره و اسباب آرامشم بشه؛ اما همه او خلائق، مثل منِ حيران، به فكر خودشونند و توجهي به هم ندارند. در اون ميون، چهره‌هايي رو مي‌بينم كه شاد و خندان هستند؛ اما بعضي غباري از نكبت و ذلت روي صورتشون نشسته.

بخشي از دعاي امام سجاد، معروف به دعاي ابو حمزه ثُمالي
ترجمه: نقل به مضمون

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

مجموعه بزنگاهضرغامي عزيز! شما ديگه چرا؟! اگر "بزنگاه" رو به جاي ماه رمضان، عيد نوروز پخش مي‌كردي، بهتر نبود؟ اگر "مامور بدرقه" رو به جاي شبهاي ماه روزه، در شبهاي ديگه پخش مي‌كردي، مناسبت‌تر نبود؟ بابا جان! "رضا عطاران" رو ديگه همه مي‌شناسيم و مي‌دونيم كه چطور و با چه چيز‌هايي شوخي مي‌كنه. ورد زبونش ترانه‌هايي كذاييه و يه پاش هم توي مستراح. خب چرا از اين بنده خدا مي‌خواي كه تو اين ماه برات فيلم بسازه؟! لطيفي، حاتمي كيا، تبريزي، عياري، ... رو گذاشتي كنار و يك كسي رو آوردي كه تو فيلماش براي مردم جوك تعريف مي‌كنه؟

مجموعه مامور بدرقهچندين ساله كه عده‌اي از مردم و منتقدين، نسبت به لوس بازي و لودگي و شوخي‌هاي هرزه بعضي از سريالهات تذكر دادند. من كه مي‌دونم، فردا گزارشگرهاي صدا و سيما رو بسيج مي‌كني توي كوچه و خيابون كه با ترفندهاي رسانه‌اي، از مردم نظر مثبت بگيرند. خب معلومه كه مردم به جوك مي‌خندند؛ اما سوالم اينه آخه تو كه تعهد و سواد و هنرت رو قبلا نشون دادي چرا؟! عزيزم يه روزي بايد جواب پس بدي. كاش تو و دوستانت - كه مي‌دونم قصد خيليهاتون خدمت و كمك به مردمه - از "كمكم كن" عبرت بگيريد؛ شايد همين امسال آخرين فرصت خدمت و زندگيتون باشه. كاش از "صاحبدلان" درس بگيريد؛ و هر سال قرآن رو جور ديگه بخونيد.

مطالب مرتبط:
» سريال‌هاي رمضان و مشکل بودجه دولتي ... - خبرنگار افتخاري نيويورک تايمز
» اعتراض شوراي نظارت به سريال "بزنگاه" - نو انديش
» تصوير اعتياد در سريالهاي ماه رمضان امسال - سينماي ما
» گلايه‌اي از رضا عطاران - روزن نت
» درس بزرگ اعراب به صدا و سيماي دولتي ايران - فرارو (13 شهريور 1387):

اين در حالي است که بسياري از صاحب نظران، پخش آثار کمدي از سيماي دولتي جمهوري اسلامي، که با شوخي هاي بي مزه و لودگي هاي مشمئز کننده، سعي در خندانيدن مخاطب دارند، را مناسب ماه بندگي، خودسازي و عبادت نمي دانند ... اينان تصور کرده اند که شادي رمضان، از همان سنخ شادي تعطيلات نوروز است.

به اميد ديدار
خدانگهدار

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

1- دعاي روز سوم ماه رمضان

اللّهمّ ارزقني فيه الذهنَ و التنبيهَ، و باعِدني فيه مِن السفاههِ و التمويه، و اجعل لي نصيباً مِن كل خَير تنزل فيه، بجُودكَ يا أجودَ الأجودين.

خدايا روزي كن مرا در اين روز هوش و خود آگاهي را و دور بدار مرا در اين روز از ناداني و گمراهي و قرار بده مرا بهره و فايده از هر چيزي كه فرود آوري در اين روز به بخشش خودت اي بخشنده ترين بخشندگان.

2- روزه و گناه

حضرت علي عليه الصلاة و السلام فرمود:
وكَم مِن صائم ليسَ له مِن صِيامه إلاّ الجوع و الظَمَأ
 
چه بسيار روزه‌داراني كه از روزه خود جز گرسنگي و تشنگي بهره‌اي نبردند.
نهج البلاغه، حكمت 145

3- احكام روزه: دروغ بستن به خدا

اگر روزه دار با گفتن يا نوشتن يا با اشاره و مانند اينها به خدا، پيغمبر و جانشينان آن حضرت، مطلبي را به دروغ و عمداً نسبت دهد - اگر چه فورا بگويد دروغ گفتم يا توبه كند - روزه‌اش باطل است. احتياط واجب آن است كه حضرت زهرا - سلام الله عليها - و ساير پيغمبران و جانشينان آنان هم در اين حكم فرقي ندارند. اما اگر چيزي را به اعتقاد اين كه راست است، نقل كند و بعد بفهمد كه دروغ بوده، روزه‌اش باطل نمي‌شود.

4- نكته: روزه و گناه

گناهان نسبت به روزه، دو گروهند. بعضي روزه را باطل كرده و ثوابش را از بين مي‌برند، و بعضي روزه را باطل نمي‌كنند؛ اما ثوابش را كم كرده يا باطل مي‌كنند. اگر چيزي را به دروغ به خدا نسبت بدهي، اين دروغ گفتن، اصل روزه‌ات را باطل مي‌كند. اما اگر دروغ بگويي، از هر نوع ديگرش، روزه‌ات صحيح است؛ ولي معلوم نيست كه در پايان روز، ثوابي از آن روزه، برايت باقي مانده باشد. به همين دليل است كه امام علي عليه السلام فرمودند: چه بسيار روزه‌داراني كه از روزه خود جز گرسنگي و تشنگي بهره‌اي نبردند.

5- واژه گناه در قرآن

6- حرام، به معني ممنوع است؛ چنان كه لباس احرام لباسي است كه انسان در حج و عمره مي‌پوشد و از يكسري كارها ممنوع مي‌شود؛ و ماه حرام ماهي است كه جنگ در آن ممنوع مي‌باشد؛ و مسجد الحرام يعني مسجدي كه داراي حرمت و احترام خاصي بوده، و ورود مشركين به آن ممنوع است. اين واژه حدود 75 بار در قرآن آمده است.
7- خطيئه، غالباً به معني گناه غير عمدي است. و گاهي در معني گناه بزرگ نيز استعمال شده است، چنان كه آيه 81 سوره بقره و 37 سوره الحاقه بر اين مطلب گواه مي‌باشد. اين واژه در اصل حالتي است كه براي انسان بر اثر گناه پديد مي‌آيد و او را از طريق نجات، قطع مي‌كند، و راه نفوذ انوار هدايت به قلب انسان را مي‌بندد. (الميزان، ج‏1 ص‏218) اين واژه 22 بار در قرآن آمده است.
8- فسق، در اصل به معني خروج هسته خرما از پوست خود مي‌باشد، و بيانگر خروج گنهكار از مدار اطاعت و بندگي خدا است كه او با گناه خود، حريم و حصار فرمان الهي را شكسته و در نتيجه بدون قلعه و حفاظ مانده است. اين واژه 53 بار در قرآن آمده است.
9- فساد، به معني خروج از حدّ اعتدال است كه نتيجه‌اش تباهي و به هدر رفتن استعدادها است. اين واژه 50 بار در قرآن آمده است.

 

10- فجور، به معني دريدگي و پاره شدن پرده‌ي حيا و آبرو و دين است كه باعث رسوايي مي‌گردد و 6 بار در قرآن آمده است. (مفردات راغب، ص 373)
11- منكر، در اصل از انكار به معني ناآشنا است؛ چرا كه گناه با فطرت و عقل سالم، هماهنگ و مانوس نيست، و عقل و فطرت سالم، آن را زشت و بيگانه مي‌شمرد. اين كلمه 16 بار در قرآن آمده و بيشتر در عنوان نهي از منكر، طرح شده است.
12- فاحشه، به سخن و كاري كه در زشتي آن ترديدي نيست گويند. در مواردي به معني كار بسيار زشت و ننگين و نفرت‌آور به كار مي‌رود. اين واژه 24 بار در قرآن آمده است.
13- خبث، به هر امر زشت و ناپسند، خبيث گويند در مقابل «طيّب» به معناي پاك و دل‌پسند. اين واژه در 16 مورد از قرآن بكار رفته است.
14- شرّ، به معني هر زشتي است كه نوع مردم از آن نفرت دارند، و بر عكس، واژه «خير» به معني كاري است كه نوع مردم آن را دوست دارند. اين واژه غالباً در مورد بلاها و گرفتاري‌ها استعمال مي‌شود؛ ولي گاهي نيز در مورد گناه به كار مي‌رود؛ چنان كه در آيه 8 سوره زلزال به معني گناه به كار رفته است.

گناه شناسي، محسن قرائتي

به اميد ديدار
خدانگهدار

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

1- دعاي روز دوم ماه رمضان

اللّهمّ قَرّبني فيه الي مَرضاتك، و جَنّبي فيه مِن سَخَطك و نَقماتك، و وَفّقني فيه لِقرائة آياتك، برحمتك يا ارحم الرحمين.

خدايا نزديك كن مرا در اين روز به سوي خوشنوديت و بركنارم دار در اين از خشم و انتقامت و توفيق ده مرا در اين براي خواندن آيات قرآن برحمت خودت اي مهربانترين مهربانان

2- عبادت مناسب با حس و حال

حضرت علي عليه الصلاة و السلام فرمود:
إنّ للقلوبِ إقبالاً و إدباراً؛ فإذا أقبلَت فاحملِوها علي النَوافل، و إذا أدبرَت فاقتصِروا بها علي الفَرائض.

همانا دلها را روي آوردن و روي برگرداندني است؛ پس آن گاه كه دل روي آورد آن را به مستحبات واداريد، و آن گاه كه روي برگرداند به واجبات بسنده داريد.
نهج البلاغه، حكمت 312

3- احكام روزه: تعريف روزه

روزه يعني "نيت" امساك از چيزهاي مخصوص، در زمان مخصوص. به عبارت ديگر، روزه يعني به "نيت" اطاعت از خدا، از چيزهايي كه آن را باطل مي‌كند، از طلوع تا غروب خورشيد، خودداري كنيم.
 

4- نكته: نيت

با توجه به اين تعريف، چيزي كه در روزه محوريت دارد، نيت روزه گرفتن است كه بايد در طول روز حفظ شود. اگر فرد روزه دار، در بين روز، تصميم بگيرد روزه نباشد، با همين تصميم، روزه‌اش باطل مي‌شود. اما اگر نيت خوردن كند، تا وقتي كه چيزي نخورده روزه‌اش باطل نمي‌شود. و همچنين اگر اشتباهاً چيزي را بخورد، روزه‌اش باطل نخواهد شد. اين مثال مشخص مي‌كند كه ميان عمل و نيت انجام آن تفاوت است، و مهمتر از انجام دادن و انجام ندادن عمل، نيت و تصميم ماست. نيت، در عبادات ديگر هم نقش كليدي دارد، مثلا يكي از واجبات وضو است، و يكي از اركان پنجگانه نماز.

5- معناي گناه

گناه به معني خلاف است و در اسلام هر كاري كه بر خلاف فرمان خداوند باشد، گناه محسوب مي‌شود.
گناه هر چند كوچك باشد چون نافرماني خداست، بزرگ است.
رسول اكرم صلي الله عليه وآله در سخني به ابوذر فرمودند:
«لاتنظر الي صغر الخطيئة؛ ولكن انظر الي من عصيته» (مجموعه ورام، ج‌2 ص‌53)
«كوچكي گناه را ننگر؛ بلكه بنگر چه كسي را نافرماني مي‌كني!.»

واژه گناه در قرآن

در زبان قرآن و پيامبر صلي الله عليه و آله و امامان عليهم السلام با واژه‌هاي مختلف، از گناه ياد شده است، كه هر كدام گويي از بخشي از آثار شوم گناه پرده بر مي‌دارد و بيانگر گوناگون بودن گناه است.
واژه‌هايي كه در قرآن در مورد گناه آمده، عبارتند از:

1- ذنب 2- معصيت 3- اثم 4- سيئه 5- جرم 6- حرام 7- خطيئه 8- فسق 9- فساد 10- فجور 11- منكر 12- فاحشه 13- خبث 14- شر 15- لمم 16- وزر و ثقل 17- حنث

 

1- ذنب، به معني دنباله است؛ چون هر عمل خلافي يك نوع پي‌آمد و دنباله به عنوان مجازات اخروي يا دنيوي دارد. اين واژه، در قرآن 35 بار آمده است.
2- معصيت، به معني سرپيچي و خروج از فرمان خدا و بيانگر آن است كه انسان از مرز بندگي خدا بيرون رفته است. اين واژه در قرآن 33 بار آمده است.
3- اثم، به معناي سستي و كندي و واماندن و محروم شدن از پاداش‌ها است؛ زيرا در حقيقت گنهكار يك فرد وامانده است و مبادا خود را زرنگ پندارد. اين واژه در قرآن 48 بار آمده است.
4- سيئه، به معني كار قبيح و زشت است كه موجب اندوه و نكبت گردد؛ در برابر «حسنه» كه به معني سعادت و خوشبختي است. اين واژه 165 بار در قرآن آمده است.
كلمه «سوء» از همين واژه گرفته شده كه 44 بار در قرآن آمده‌است.
5- جُرم، در اصل به معني جدا شدن ميوه از درخت و يا به معني پست است. جريمه و جرايم از همين ماده مي‌باشد. جرم عملي است كه انسان را از حقيقت، سعادت، تكامل و هدف جدا مي‌سازد. اين واژه 61 بار در قرآن آمده است.

گناه شناسي، محسن قرائتي

به اميد ديدار
خدانگهدار

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

1- دعاي روز اول ماه رمضان

اللّهمّ اجعَل صِيامي فيه صِيامَ الصائمين، و قيامي فيه قيامَ القائمين، و نَبّهني فيه عن نَومةِ الغافلين، و هَب لي جُرمي فيه يا إله العالمين، و اعفُ عنّي يا عافياً عَن المُجرمين.

خدايا قرار بده روزه مرا در اين روز، روزه روزه داران واقعي و قيام و عبادتم را قيام شب زنده داران، و بيدارم نما در اين روز اي معبود جهانيان و درگذر از من اي بخشنده جنايت كاران.

2- اخلاص در عبادت

حضرت علي عليه الصلاة و السلام فرمود:
مَن لمَ يَختلف ْسِرّه و عَلانيته و فِعله و مَقالته، فقد أدّي الأمانة َو أخلصَ العِبادةَ.

هر كه نهان و آشكارش، و كردار و گفتارش دوگانه نباشد، حق امانت را گزارده و عبادت را خالص گردانيده است.
نهج البلاغه، نامه 26

3- احكام روزه: مُبطلات

چيزهايي كه باعث باطل شدن روزه مي‌شود:
- فروبردن تمام سر در آب
- دروغ بستن به خدا، پيامبر و ائمه
- رسيدن دود، بخار و غبار غليظ به حلق
- خوردن و آشاميدن
- استفراغ
- جماع و استمناء
- باقي ماندن بر جنابت تا سحر
- اماله كردن (شياف)

4- نكته: روزه تمرين جسم

روزه، همانند عبادتهاي ديگر، با جسم و روح انسان سر و كار دارد. بخشي از روزه - كه همان سطح ظاهري آن است -  جسم را - كه كالبد و قالب روح است - مورد خطاب قرار داده و سعي مي‌كند آن را تمرين دهد. سر، زبان، حلق، شكم و زير شكم، قسمتهاي از بدن شخص مكلف است كه بايد با تمرين روزه، تحت كنترل قرار گيرد. يك ماه تمرين در سال، از سن تكليف تا زماني كه توانش را داري، نشان اهميت اين موضوع - يعني كنترل بدن و قواي جسماني - است.

5- گناه، آفت دين

دو باغ را كنار هم در نظر بگيريد كه از نظر آب و هوا و نوع گياهان و درختان يكسانند. باغبان يكي از آنها به آفات و آسيب‌هايي كه باغ را تهديد مي‌كند توجه دارد، قهراً آن باغ از طراوت و شادابي و ميوه و گل و شكوفه برخوردار است، ولي باغبان ديگر به آفات و آسيب‌ها يا توّجه ندارد و يا بي‌خبر است، در نتيجه باغي پژمرده و ميوه‌هايي كرم خورده خواهد داشت.

انسان نيز چنين است، كه اگر توجه به آفات روحي و جسمي خود نكند، عنصري وازده و خطرناك خواهد شد، ولي اگر با توجه و دقت مراقب خود باشد، فردي وارسته و شايسته خواهد گرديد.

آفات و آسيب‌ها در مورد انسان، همان عيوب و گناهان است كه تمام انبيا و كتاب‌هي آسماني، بشر را از آلودگي به آن، بر حذر داشته‌اند، و با هشدارها و تاكيدات خود انسان‌ها را به پاكي و اجتناب از گناه، دعوت نموده‌اند.

 

حضرت رسول اكرم صلي الله عليه وآله در شأن ماه رمضان سخن مي‌گفت. علي عليه السلام بپاخاست و پرسيد: «بهترين اعمال در اين ماه چيست؟» رسول اكرم صلي الله عليه وآله در پاسخ فرمودند: «الوَرَعُ عن مَحارم اللَّه - بهترين عمل در اين ماه، پرهيز از گناه است.»

اميرمؤمنان علي عليه السلام در سخني مي‌فرمايند: «آفَةُ النَّفسِ اَلوَلَه بالدّنيا - آفت روح (پاك) انسان، حرص و دلبستگي به دنيا است.» (غرر الحكم، ج‌1، ص‌305 تا 309)

و امام صادق عليه السلام مي‌فرمايند: «آفَة الدّين الحَسدُ و العُجبُ و الفَخر - آفت دين، حسادت وخود پسندي و تكبراست.» (كافي، ج‌2، ص‌307)

گناه شناسي، محسن قرائتي

به اميد ديدار
خدانگهدار

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

امام علي عليه السلاماگر بيمارستان، شما را جواب كند و پزشك به عزيزانت بگويد كه اميدي نمانده، چه حس و حالي پيدا مي‌كني؟ اگر با خبر شوي كه تا يك روز ديگر مي‌ميري، چه چيزي از ديگران مي‌خواهي؟ چه صحبتي با پدر و مادرت داري؟ به خواهر و برادرت چه مي‌گويي؟ به همسر و فرزندان چه سفارش مي‌كني؟

دنيا در نظر علي عليه‌السلام

داستان آهن تفتيده و برادرش عقيل را كه شنيده‌ايد. در آخر آن خطابه چنين فرمايش مي‌كند:

وَ اللهِ لَوْ أُعْطِيتُ الاََْقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلاَكِهَا، عَلَي أَنْ أَعْصِيَ اللهَ فِي نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جِلْبَ شَعِيرَةٍ مَا فَعَلْتُهُ
وَ إِنَّ دُنْيَاكُمْ عِنْدِي لاَََهْوَنُ مِنْ وَرَقَةٍ فِي فَمِ جَرَادَةٍ تَقْضَمُهَا
مَا لِعَلِيٍّ وَ لِنَعِيمٍ يَفْنَى، وَ لَذَّةٍ لاَ تَبْقَى. نَعُوذُ بِاللهِ مِنْ سُبَاتِ الْعَقْلِ، وَ قُبْحِ الزَّلَلِ وَ بِهِ نَسْتَعِينُ.

به خدا سوگند! اگر اقليمهاي هفتگانه با آنچه در زير آسمانها است ‏به من دهند كه خداوند را با گرفتن پوست جويي از دهان مورچه‌‏اي نافرماني كنم هرگز نخواهم كرد،
و اين دنياي شما از برگ جويده‌اي كه در دهان ملخي باشد، نزد من خوارتر و بي‌ارزشتر است.
"علي" را با نعمتهاي فناپذير و لذتهاي نابود شدني دنيا چه كار! از به خواب رفتن عقل ‏و لغزشهاي قبيح به خدا پناه مي‌بريم و از او ياري مي‌جوئيم. (نهج ابلاغه، خطبه 224)

به اميد ديدار
خدانگهدار

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

شب قدر را مي‌توان اوج زمان دعا دانست. شب قدر تا طلوع فجر، زمان رفت و آمد فرشته‌ها به زمين است. "تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْر. سَلامٌ هِيَ حَتَّي مَطْلَع الْفَجْر". يكي شب قدر است و يكي هم روز عرفه كه سفارش زيادي به دعا كردن و استغفار و طلب بخشش شده است. اين ايام، زمان ريست كردن كُنتر اعمال است؛ يعني اگر عرضه داشته باشيم و تنبلي نكنيم، مي‌توانيم حساب خود را صفر كرده و از نو شروع كنيم.

فقط قبل از آن كه به شبهاي قدر برسي، مراقب خودت باش كه سر به زنگا حس و حالش را داشته باشي. بي‌توفيقي كه شاخ و دم ندارد. درست همان شب خوابت مي‌آيد، يا بيداري و حس دعا كردن نداري؛ يا دعا مي‌كني اما زوركي. هرچه زور مي‌زني كانكت نمي‌شود. با اين حس و حال كه آبي گرم نمي‌شود. دليلش اين است كه از قبل آماده چنين شبي نشدي. خط نمي‌دهد، No Response، جواب نمي‌دهد. هواپيما كه مي‌خواهد از زمين بلند شود، آهسته در باند راه مي‌افتاد تا به سرعت لازم براي پريدن برسد. يك دفعه و بي‌مقدمه كه نمي‌شود پريد. ببينيد امام سجاد چه مي‌گويد:

اللَّهُمَّ إِنِّي كُلَّمَا قُلْتُ قَدْ تَهَيَّأْتُ وَ تَعَبَّأْتُ (تَعَبَّيْتُ) وَ قُمْتُ لِلصَّلاَةِ بَيْنَ يَدَيْكَ ‏وَ نَاجَيْتُكَ أَلْقَيْتَ عَلَيَّ نُعَاساً إِذَا أَنَا صَلَّيْتُ وَ سَلَبْتَنِي مُنَاجَاتَكَ إِذَا أَنَا نَاجَيْتُ. ‏مَا لِي كُلَّمَا قُلْتُ قَدْ صَلَحَتْ سَرِيرَتِي وَ قَرُبَ مِنْ مَجَالِسِ التَّوَّابِينَ مَجْلِسِي‏ عَرَضَتْ لِي بَلِيَّةٌ أَزَالَتْ قَدَمِي وَ حَالَتْ بَيْنِي وَ بَيْنَ خِدْمَتِكَ‏ سَيِّدِي.

خداي من! هر وقت كه مي‌گويم الان ديگر آماده شدم و مهيّا هستم و بلند مي‌شوم براي نماز و مناجات با تو، يك دفعه چرتم مي گيرد، كسل مي‌شوم، خسته مي‌شوم. انگار كاري مي‌كني كه توفيق مناجاتت را از من بگيري. چه شده مرا كه هر بار توانستم وارد مجالس ذكر و دعا شوم و گفتم ديگر الان حسش هست، حالش را دارم، يك اتفاقي مي‌افتد كه پايم سست مي‌شود، و ميان من و تو فاصله و حائلي قرار مي‌گيرد.

اگر ايشان كه لقب زين العابدين دارد چنين بگويد، كلاه ما پس معركه است. البته آقا حرف دل ما را گفته. شايد با اين حرفها دارد مي‌گويد كه گره كار كجاست.

لَعَلَّكَ عَنْ بَابِكَ طَرَدْتَنِي وَ عَنْ خِدْمَتِكَ نَحَّيْتَنِي؛ أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي مُسْتَخِفّاً بِحَقِّكَ فَأَقْصَيْتَنِي؛‏ أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي مُعْرِضاً عَنْكَ فَقَلَيْتَنِي؛ أَوْ لَعَلَّكَ وَجَدْتَنِي فِي مَقَامِ الْكَاذِبِينَ (الْكَذَّابِينَ) فَرَفَضْتَنِي؛ ‏أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي غَيْرَ شَاكِرٍ لِنَعْمَائِكَ فَحَرَمْتَنِي؛ أَوْ لَعَلَّكَ فَقَدْتَنِي مِنْ مَجَالِسِ الْعُلَمَاءِ فَخَذَلْتَنِي؛‏ أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي فِي الْغَافِلِينَ فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيَسْتَنِي؛ ‏أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي آلِفَ مَجَالِسِ الْبَطَّالِينَ فَبَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ خَلَّيْتَنِي؛ أَوْ لَعَلَّكَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعَائِي فَبَاعَدْتَنِي؛‏ أَوْ لَعَلَّكَ بِجُرْمِي وَ جَرِيرَتِي كَافَيْتَنِي؛ أَوْ لَعَلَّكَ بِقِلَّةِ حَيَائِي مِنْكَ جَازَيْتَنِي.

نكند مرا از در خانه‌ات رانده‌اي؟ نكند ديدي كه حقت را ادا نكردم دورم كردي؟ نكند چون ديدي قبلا رو از تو برگرداندم، يا متوجه شدي كه دروغگو هستم، اهل تشكر و شكر نعمت نيستم، ديدي كه به جاي آدمهاي درست و حسابي با كساني بودم كه به هر چيزي فكر كردند جز تو، ديدي كه وقتم را به بطالت گذراندم، شايد ديگر دوست نداري صدايم را بشنوي؟ شايد داري به خاطر جُرم زياد و بي‌حيائيم مجازاتم مي‌كني؟

صحبت خودموني

آقا جان فكر غذايي كه مي‌خوري باش. ببين چه نوني سر سفرت مياري. "فَانظُر الي طَعامك". نكنه پولش ناخالصي داشته باشه. پول حرام، يا خرج شراب شور مي‌شه يا شاهد (ساقي) کور.
آي فروشنده! كم فروشي نكن. "وَيل للمُطفّفين". آي كارگر و كارمند! تو هم كم كاري نكن. به صدقه سري دولت مهرورز كه ساعت كاري كارمنداي دولت كم شده؛ بالا غيرتاً شما ديگه كمترش نكن. حوصله نداري؟ اعصابت خورده؟ چرا؟ چون گشنه‌اي!؟ خب همه گرسنند. اگر رفتي صف نونوايي و بهت نون سوخته داد شاكي نشي. چيزي كه عوض داره گله نداره.
مراقب سفره‌هاي افطاري هم باش. يه وقت چشم هم چشمي نشه. اين سفره افطاري رو براي چي پهن كردي؟ صله رحم، سير كردن شكم گشنه، يا پر كردن چشم مردم؟
درسته كه ماه رمضونه و مراسم افطاري به راهه، اما در ديزي بازه، حيا گربه كجاست. كم بخور هميشه بخور رو كه اطباء مي‌گن؛ من مي‌گم مواظب باش چي تو اون شكمت مي‌ريزي. شنيدم كه افطاريهاي انتخاباتي هم شروع شده. شش دنگ حواست جمع كه طرف، عاشق چشم و ابروت نشده. پي خر مي‌گرده که نعلشو بکنه. نكنه با يه ديزي يا يه زير ميزي، سيبيلت رو چرب كنه و شب قدرت رو ازت بگيره. قَدرت رو نفروش به چيزاي بي قدر.
تازه اون دنيا خِرت رو مي‌گيرن كه چرا با فلاني همسفره شدي. حالا خر بيار و باقالي بار كن. كي باور مي‌كنه كه فقط همون يه شب رو رفتي اونجا. آش نخورده و دهن سوخته. همينه كه آقا مي‌گه: 

أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي فِي الْغَافِلِينَ فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيَسْتَنِي ‏أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي آلِفَ مَجَالِسِ الْبَطَّالِينَ فَبَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ خَلَّيْتَنِي.

يك شب گذشت؛ اشكال نداره اگه از دستش دادي. از اين ستون به اون ستون فرجه. خودت رو براي شب بعد آماده‌تر كن. اگر به طفل جانت خوب برسي، يك شبه ره يك ساله مي‌ره. اگه بتوني شب قدر رو تا سحر خواب نموني و خوب بروني، ره هزار ماهه رو يك شبه رفتي. قدرش رو بدون كه در سال فقط همين شبه. اگه همه شبا شب قدر بود، شب قدر بي قدر بود.

پاورقي: متن ادعيه اين يادداشت از دعاي ابوحمزه ثمالي است.

به اميد ديدار
خدانگهدار

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

امروز سالروز ولادت امام حسن مجتبي عليه‌السلام است. به يادداشت پارسال سري زدم. "هرچه مي‌خواهي گناه كن". بغضم گرفت. حديث زيبايي است. با اجازه حديث ديگري را از ايشان مي‌نويسم.

مدينه، قبرستان بقيع، قبر امام حسن مجتبي

علل هلاكت بشر

امام حسن عليه‌السلام درباره علل هلاكت و نابودي بشر چنين فرمودند:

هَلاك الناس في ثلاث: الكِبر و الحِرص و الحَسد.
فالكبر هَلاك الدين و به لُعِن ابليس؛ و الحِرص عَدو النَفس و به اُخرج آدمُ من الجَنة؛ و الحَسد رايد السُوء و منه قَتل قابيلُ هابيل.

نابودي بشر در سه چيز است: كبر و حرص و حسد.
كبر باعث نابودي دين و تعبّد مي‌شود. با همين كبر بود كه ابليس - بعد از 6 هــــزار سال عبادت - تعبد خود را نسبت به خدا از دست داد، دينداريش نابود شد و ملعون گشت. (سوره بقره، آيه 34)
حرص دشمن نَفس (دشمني با خود) است. با همين حرص بود كه آدم از بهشت رانده شد. (سوره بقره، آيه 36)
حسد راهبر بدي است. از حسادت بود كه قابيل، به برادركشي كشيده و دستش به خون هابيل آغشته شد. (سوره مائده، آيه 27)

ماخذ: المواعظ العدديه، باب سوم، فصل دهم

پاورقي:

- طبق روايت قرآن، اولين گناهي كبر ابليس، دومين گناه حرص آدم، و سومين گناه حسادت قابيل است.
- سال گذشته با افسوس گفتم كه چرا يك پايگاه اينترنتي فارسي به نام اين امام مظلوم نيست. الان با اين خبر مواجه شدم كه چنين پايگاهي راه‌اندازي شده است. شبكه اطلاع رساني امام حسن عليه السلام. اميدوارم چيزي در شأن آن حضرت باشد.

به اميد ديدار
خدانگهدار

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»