تبليغاتX
وبلاگ وبلاگ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

بخوان به نام پروردگارت كه آفريد

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ﴿1﴾

انسان را از علق آفريد

خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿2﴾

بخوان و پروردگار تو كريمترين [كريمان] است

اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ ﴿3﴾

همان كس كه به وسيله قلم آموخت

الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ﴿4﴾

آنچه را كه انسان نمي‌دانست [به او] آموخت

عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ ﴿5﴾

حقا كه انسان سركشي مي‌كند

كَلَّا إنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَي ﴿6﴾

همين كه خود را بي‌نياز پندارد

أَن رَّآهُ اسْتَغْنَي ﴿7﴾

در حقيقت بازگشت به سوي پروردگار توست

إِنَّ إِلَي رَبِّكَ الرُّجْعَي ﴿8﴾

- بخشي از سوره علق، اولين سوره‌اي كه بر پيامبر نازل شد.
- قرائت آخرين آيه سوره علق، سجده واجب دارد.

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

تغييرات: اضافه شدن "نمونه". (شنبه 29 ارديبهشت 1386)

إنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبيّاً لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ - ما آن را قرآني عربي نازل كرديم‏، شايد شما درك كنيد [و بينديشيد] (سوره يوسف آيه 2)

اگر مي‌خواهي با خدا صحبت كني، نماز بخوان، و اگر مي‌خواهي خدا با تو صحبت كند، قرآن بخوان. قرآن، هم خواندن و قرائتش صفا دارد و هم مطالعه و فكر كردن به معني و مفهوم آياتش.

مي‌خواهم درباره طرحي صحبت كنم مربوط به قرآن كه مدتي است آغاز كرده‌ام؛ اما به لحاظ رعايت بعض مسائل فعلا از بيان جزئياتش معذورم. اميداورم سربسته گويي من، باعث گنگ شدن مطلب نشود.

درباره قرآن - به لحاظ اينكه مورد احترام و قداست زيادي نزد مسلمانهاست - كارهاي گوناگوني انجام شده است. هنري، ادبي، ديني و تحقيقاتي. صوت و قرائت قرآن كه تبديل به يك علم كاملا تخصصي، مقدس و ويژه مسلمانان شده؛ حفظ آياتش؛ خطاطي؛ تزيين متن و جلد و ... تــــا ترجمه و تفسير و كارهاي تحقيقاتي ديگر.

يكي از همين كارهاي تحقيقاتي، تهيه فهرست الفاظ و موضوعي قرآن است. با فهرست الفاظ مي‌توان فهميد كه مثلا كلمه "آدم" چند مرتبه در قرآن آمده و در كدام سوره و آيه قرار دارد و با فهرست موضوعي مي‌توان همين كار را در رابطه با موضوعات مختلف انجام داد. به عنوان مثال مطالب مرتبط با قيامت در كدام آيات قرآن آمده است. استفاده از هر دو نوع فهرست براي محققين بسيار لازم و كارآمد است؛ اما مردم عادي كه هم علاقه به خواندن قرآن دارند و هم دوست دارند بفهمند كه آياتي كه تلاوت مي‌كنند درباره چه صحبت مي‌كند، چه بايد بكنند؟ استفاده از فهرست موضوعي بد نيست ولي فكر نكنم روش مناسبي باشد براي كسي كه مي‌خواهد قرآن را از اول تا آخر دوره كند. استفاده از ترجمه مناسب و روان هم خوب است؛ اما ممكن است خواننده، از ترجمه هم متوجه ارتباط بين آيات نشود. فكر كنم روش تازه‌اي لازم است كه نه در كتابها ديده‌ام و نه در اينترنت.

بعد از انجام آزمايشي طرح مورد نظرم، آن را به چند نفر از دوستان كه اهل قرآن خواندن هستند نشان دادم. واكنش خوبي داشتند. بعضي كه بسيار ذوق زده شدند. بعد با يكي از دوستانم كه سابقه زيادي در علوم ديني و اينترنت دارد، مشورت كردم. وي ضمن تاييد اين روش، گفت كه مشابه‌اش را در اينترنت نديده است. در مرحله بعد، بايد از صحت كاري كه انجام مي‌دادم مطمئن مي‌شدم. اين نكته كه نكند كارم درست نباشد فكرم را درگير كرده بود. به همين منظور با بعضي از اساتيد و اهل فن كه سابقه تفسير دارند، مشورت نمودم. با چند تذكر محتوايي و توصيه به رعايت دقت، خوشبختانه اصل كار مورد تشويق قرار گرفت. خدا را شكر كردم. البته يكي از استادان گفتند كه نمونه‌اي از اين كار را به صورت كتاب ديده‌اند ولي چندان راضي كننده نبوده است.

دعا مي‌كنم كه اين طرح قرآني به پايان رسيده و كامل شود و باعث درك و فهم بهتر قرآن گردد.

نمونه:

به اميد ديدار
خدانگهدار

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»

سلام

حرف مفت

نوشتن دو يادداشت قبلي، خسته كننده بود طوري كه ناي نوشتن را از من گرفت. گاهي حرف زدن از آدم انرژي زيادي مي‌گيرد. ولي خوبي دنيا اين است كه از كسي بابت حرف زدنش پول نمي‌گيرند؛ براي همين هرچقدر كه بخواهد مي‌تواند حرف مفت بزند. تازه بعضي جاها دعوتت مي‌كنند تا برايشان حرف بزني.

اما - آنطور كه شنيده و خوانده‌ام - در آخرت اوضاع فرق مي‌كند. اينجا از همه ابزاري كه در اختيارم قرار داده شده مي‌توانم استفاده كنم. دست، پا، چشم، زبان، گوش. اينها را مال خود مي‌دانم. مي‌گويم دست من، پاي من، زبانم، چشمم. اين "من" گفتن و به خود نسبت دادن به خاطر اين است كه آنها را مِلك خود مي‌دانم؛ مثل خانه من، ماشين من، كتاب من. حالا بماند كه اين مالكيتها چقدر حقيقي است.

حرف حساب

اين از دنيا؛ اما به محض آن كه پايت را آن طرف بگذاري، هرچه داشتي تحويل مي‌گيرند. همه چيز را بايد تحويل دهي و بعد وارد برزخ شوي. جانت را مي‌گيرند كه با از دست دادن آن، همه بدنت از كار مي‌افتاد. حتي به لباست هم نيازي نيست. تنها يك پارچه سفيد كافي است. هرچه داري از تن بيرون كن، طهارت كن، كفن بپوش، رو به قبله بخواب و بيا. انگار كه مي‌گويند ما ترا همانطور كه به دنيا فرستاديم، مي‌خواهيم. اين رنگ و لعاب، اسم و القاب، پوشش و لباس را بگذار و بيا.

اگر اينجا هر كار كه دلم بخواهد مي‌توان انجام دهم، آنجا توانايي صحبت هم نخواهم داشت.

لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَاباً (نبا/37)

گاهي همين حرف زدن كه از كارهاي راحت و معمولي ماست، با مشكل روبرو مي‌شود. معمولا در حضور اشخاص بزرگ و محترم، در حرف زدن دچار اضطراب مي‌شويم. اگر تجربه كنفرانس و صحبت در ميان جمع را داريد، حس اضطراب اولين سخنراني را به ياد مي‌آوريد. حالا حساب كنيد قرار است در حضور خدا، خداي آسمانها و زمين و هــــر چه كه در بين آنها قرار دارد حرف بزنيم. در برابر خدايي به آن عظمت و ابهت، چطور مي‌شود صحبت كرد!؟

رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَيْنَهُمَا الرحْمَنِ، لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَاباً (نبا/37)

در سوره نبا، آيه بعد از همين آيه، آمده است:

يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلَائِكَةُ صَفّاً، لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرحْمَنُ وَ قَالَ صَوَاباً (نبا/38)

روزي كه همه صف كشيده‌اند، روح و فرشتگان بزرگ و كوچك، و هيچ كس اجازه صحبت ندارد. كسي نمي‌تواند كلامي بگويد مگر با اذن خدا، و آن هم حرف صواب و درست.

امروزه خيلي از كارهاي ما با زبان راه مي‌افتد. چه گره‌هاي كوري كه با حرف زدن باز مي‌شود. همين عضو كوچك چه‌ها كه نمي‌كند. اما امان از روزي كه توان تكلم از ما گرفته شود. آن گاه كه چرب زباني و دروغ و تهمت، فحش و طعنه و متلك، و هرچه نادرست و ناصواب است، شنونده‌اي نخواهد داشت. امان از روزي كه به دست خالي خود نگاه كرده و از سر ناچاري آرزو مي‌كنم كه اي كاش خاك بودم!

يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَ يَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنتُ تُرَاباً (نبا/40)

به اميد ديدار
خدانگهدار

نويسنده: راهنما - «آگهي بازرگاني ممنوع»