
سلام
از همان نخست، وبلاگهايي را كه ميتوانست خواندنش براي ديگران هم مفيد باشد، فهرست ميكردم تا در "وبلاگ" معرفي كنم؛ ولي به دليل تعويقي كه در امر معرفيشان پيش ميآمد، ناراضي بودم و افسوس ميخوردم. به ويژه زماني كه به مطلب مفيدي در آنها برخورد ميكردم، افسوس ميخوردم كه چرا نتوانستم زودتر دوستانم را با آن آشنا كنم. هيچ وقت "معرفي وبلاگ" برايم يك امر عادي نبود. معرفي وبلاگ يعني معرفي انديشه و انديشمند.
امروز قصد معرفي وبلاگي را دارم كه ديگر در بين ما نيست و نويسندهاش سال گذشته ترجيح داد آن را تعطيل كرده و در پايگاه اختصاصيش به نوشتن ادامه دهد. نام وبلاگ، "يادداشتهاي يك مردمنگار" بود كه از فروردين 1385 آغاز به كار نموده و تا مهر 1386 مكان نگارش بيش از 250 يادداشت توسط دكتر "نعمت الله فاضلي" بود.
"يادداشتهاي يك مردمنگار" حاوي مطالب متنوعي بود كه بخش عمدهاش، اختصاص به مقالات و دست نوشتههاي علمي استاد داشت. دو چيز بود كه اين وبلاگ را در نظرم عزيز و خواندني كرد:
اول ارائه مطالب علمي و مستند با قلمي شيوا، كه عمدتا مرتبط با مردم و زندگيشان - به ويژه مردم ايران - است.
دوم دريافت بي واسطه و كامل مطالب از خود استاد، كه انصافا در اين امر، بي دريغ به ارائه نظريات و تجربيات خويش اقدام مينمود.
بعضي از مقالات وبلاگ، بسيار آموزنده، خواندني و حاوي تحليلهاي عميقي بود. با آن كه طول نوشتهها گاهي زياد مينمود، اما اين مانع نميشد كه خواننده را از ادامه خواندن، باز دارد؛ همانند "مدرنيته ايراني" كه از يادداشتهاي قديمي، و "تعارف انگليسي، تعارف ايراني" كه جزو نوشتههاي جديد بود و در دو پُست ارائه شد.
« ... بر خلاف ديدگاه غالب، اين مقاله ايران را در مسير مدرن شدن كامياب و موفق دانسته و نشان ميدهد كه نوعي مدرنيته بومي ايراني در حال شكل گيري و توسعه است. البته نگارنده، داعيه آن را ندارد كه مدرنيته ايراني به مرحله بلوغ و كمال خود رسيده است، بلكه صرفاً از اين فرضيه دفاع خواهد شد كه ايران در مسير مدرنيته است و بحران وضعيت برزخ سنتي و مدرن را پشت سر نهاده و به الگويي از مدرنيته دست يافته است ... » "مدرنيته ايراني" - دكتر نعمت الله فاضلي
« يكي از مشتركات تمام فرهتگها، الگوهاي "آداب معاشرت" است. آداب معاشرت عبارت است از هنجارهاي گفتاري و رفتاري كه تعيين ميكند فرد در موقعيت خاص اجتماعي، چگونه به نحو قابل قبولي "خود" را ارائه و با "ديگري" ارتباط برقرار كند ... » "تعارف انگليسي، تعارف ايراني" - دكتر نعمت الله فاضلي
پاورقي:
- فاضلي، در اواخر كار وبلاگش، اقدام به احداث پايگاه مستقلي به نام "فرهنگ شناسي" نمود كه هم اكنون در آنجا نوشتههاي جديدش را به دانشجويان و محققين ارائه ميكند. در آينده به بعضي از آنها اشاره خواهم كرد.
- با نهايت تاسف، چند ماه پيش متوجه شدم وبلاگ "يادداشتهاي يك مردمنگار" بسته شده و همه آن نوشتههاي ارزشمند غير قابل دسترس شدند. اميدوارم كه آن مقالات و مصاحبههاي استاد، به پايگاه "فرهنگ شناسي" منتقل شده و در اختيار علاقمندان، قرار گيرد.
- دكتر در چند برنامه ميزگرد و گفتگوي فرهنگي در صداي و سيما (شبكه 4) به عنوان كارشناس و مجري حضور يافته كه موفق به ديدن بعضي از آنها شدم.
ادامه دارد ...
به اميد ديدار
خدانگهدار
|
| |
| سلام
هر گاه كه با وبلاگ خوبي آشنا ميشوم، وبلاگي كه مرا جذب خود ميكند، سراغ اولين يادداشت ميروم و شروع ميكنم به خواندن و خواندن و خواندن. عادت ديرينهاي است كه كتاب نخوانده را راحت زمين نگذارم. سال گذشته بود كه با "وبلاگوار" آشنا شدم. اين وبلاگ همچون وبلاگهاي شخصي ديگر، آميختهاي از مطالب شخصي، علمي، خاطره و وقايع نگاري است؛ اما نكتهاي كه آن زمان او را برايم متمايز كرد، پرداختن عميق به مباحث وبلاگي بود. نويسنده وبلاگوار در دومين يادداشتش خود را دانشجوي ارتباطات و رسانه معرفي كرده و گفته به اقتضاي تزي كه دارد بررسي وبلاگهاي فارسي را انتخاب كرده است. بعضيها ادعايشان بيشتر از عملشان است؛ اما به حق، وبلاگوار هر چه در توان داشت، انجام داد كه چنين نشود. وقتي كه به سومين يادداشتش با عنوان "وبلاگ: جاي جديدي براي «خود» ما" رسيدم حس كردم "بر زبان بود ترا آن چه مرا در دل بود". « ... وبلاگ ما همان خلق و خوو روحيه و منش و نحوهء سخن گفتن ماست ... نقشي كه ديگري يا خواننده در ماهيت وبلاگ [ ِ من] بازي مي كند، بسيار مهم است. چرا كه اگر بخاطر ديگري نبود، اصلا نوشته هايمان را بر روي اينترنت نمي گذاشتيم ... همهء وبلاگنويسان بر اين باورند كه «خود» ي قابل ارائه دارند ... وبلاگ ما «خود» ديگر ماست كه در دنياي مجازي شكل مي گيرد ... » او با زحمت فراوان، و بعد از مطالعه و تحقيق، شروع به نوشتن ميكند و مطالب علمي و نسبتا تخصصي را با قلم روانش، براي خواننده، قابل هضم مينمايد. همه نوشتههايش يك دست نيست؛ اما به نظرم خواندن اين دست از يادداشتهايش براي علاقمند به مباحث وبلاگ، مفيد و حتي لازم است. كسي كه ميخواهد به ثبت وبلاگ اكتفا نكند و معني و مفهوم وبلاگ را درك كند، بايد بداند چه بنويسد، و درك كند چيزي كه مينويسد چه تصويري از او در ذهن ديگران ميسازد. پاورقي: « وبلاگ، آغاز زندگي نويي است كه من، خالق آن هستم، و مختارم آن گونه كه ميخواهم در آن باشم. تصور ديگران را من با نوشتههايم ميسازم. تصويرگر نقاش منم. هر وبلاگنويس اگر به اين نكته توجه نكند و به سوالهاي آشكار و پنهان خود، پاسخ ندهد، بعد از مدتي دچار سردرگمي و تناقضاتي ميشود كه مانع ادامه كارش خواهد شد. از خود شروع ميكند ولي ناخودگاه و بعد از مدتي، هدف و انگيزهاش استحاله ميشود. |
زماني متوجه ميشود، كه از نديدن پيام ديگران، دردش ميآيد. كم و زياد شدن پيام و كامنت خوانندهها، در او تاثير ميگذارد. ديروز نياز نوشتنم از درون بود؛ امروز پيام تو، محركِ من شده. » آشنايي با وبلاگوار براي من نقطه مهمي در زمينه كار با وبلاگ بود و گفتگو با نويسنده آن، در من اشتياق تحقيق بيشتر را ايجاد كرد. بعد از آن گفتگوهاي مفيد و طولاني، تصميم به نوشتن نظرات خودم در اين وبلاگ كردم. به عبارت ديگر، حاصل آشنايي با نويسنده وبلاگوار، دو وبلاگ شد. يكي همين وبلاگ و ديگري "اخبار وبلاگ". بعضي از يادداشتهاي وبلاگي مهم وبلاگوار را براي سهولت دسترسي شما، اينجا فهرست ميكنم. ميتوانيد با مراجعه به فهرست موضوعي آن وبلاگ، مطالبي بيشتري به دست آوريد. - وبلاگ: جاي جديدي براي «خود» ما سرقت وبلاگي فعاليت وبلاگوار، منحصر به اين نبوده. به عنوان مثال وي براي مقابله با سرقت علمي و ادبي از مطالب وبلاگنويسان، در ضمن يادداشتي، فهرستي تهيه كرده از موارد سرقت شده كه در آن، نام شخصي را كه بدون اجازه، اقدام به برداشتن محتوي نموده، ذكر ميكند. به اين ميگويند «دزدي». يعني نميدانيد؟: « تصميم گرفته بودم مجموعهاي درست كنم از نوشتههاي وبلاگي سرقت شده. حالا عمليش ميكنم. بعد از اين هر مطلب دزدي شده از وبلاگ را اينجا خواهم گذاشت. يك نفر مدت زيادي وقت ميگذارد، زحمت ميكشد، مطلبي مينويسد و آن را با سعه صدر روي وبلاگش ميگذارد، يك نفر ديگر آن را به راحتي بدون اجازه و يا بدون ذكر نام نويسنده چاپ ميكند. » |
اميرمهدي به تاريخ قمري روز نيمه شعبان به دنيا اومده. قرار بود که توي مسجد بچههايي که اسمشون مهدي رو صدا کنن و بهشون جايزه بدن که به دليل فشردگي برنامهها و بينظمي نشد. گل پسر هم خيلي دلخور شد بخصوص که بچههاي بزرگتر جايزه گرفته بودن. ما هم براي اينکه يک خاطره خوب براش بمونه خودمون به عنوان عيدي يه چيزي بهش بديم. کادو رو گذاشتيم توي اتاقش و قبل از اينکه فرصت کنيم سرش رو گرم کنيم به سرعت خودش رو به اتاقش رسوند و گفت: اين مال کيه؟ گفتيم که مال شماست چون روز تولد امام زمان بوده، برات کادو گرفتيم. اون هم اينطوري متوجه شد که امام زمان براش کادو آورده گفت: « امام زمان دست شما درد نکنه » و به آسمون نگاه کرد.
فرداش داشت اسباب بازي را از تو جعبه بيرون مي آورد که بابا رو صدا زد و گفت: « بابا بيا کمکم نميتونم درش بيارم. امام زمان خيلي سفت جا زده اينو! »
****
اميرمهدي: مامان بگو "يا امام حسين اکبري"
مامان: امام حسين اکبري نداريم
امير مهدي: داريم. باباي امام زمانه
مامان: منظورت امام حسن عسکريه؟
نقل از وبلاگ "نمك زندگي"
با امير مهدي از همين عكس خوشگل آشنا شدم. او از عزيزاني است كه در خارج از ايران زندگي ميكنند. نوشتههاي خواندني و با مزه مامان و باباي امير مهدي را در وبلاگش بخوانيد. هم با مزه است و هم آموزنده. حيف كه دير به دير مينويسند. اي كاش اين خاطره قشنگ را همان نيمه شعبان اينجا مينوشتم.
به اميد ديدار
خدانگهدار
تغييرات: در بخش "وبلاگ دونه" مطلبي افزوده شده (يكشنبه 10 تير 1386)
بعضي از يادداشتها عجيب دلچسب و تاثيرگذارند. امروز دو يادداشت را از دو وبلاگ انتخاب كردهام.
وبلاگ دونه
اولين يادداشت از "دونه" است.
نويسنده: يك مادر ايراني كه براي تحصيل همسرش چند سال است در فرانسه اقامت دارد.
موضوع وبلاگ: دختربچه دو سالهاش به نام "آوين".
عمر وبلاگ: كمي بزرگتر از "آوين".
زمان به روز كردن: حدودا هفتگي است.
همين اواخر درباره هدفش از وبلاگ نويسي چنين گفته:
«آوين جان، از همان روز اول قرار شد اين وبلاگ به تو اختصاص داشته باشه، لحظه هاي زيبا و شيرين، خاطره ها و نوشته هايي از دوران رشد و بالندگي تو.»
اين نوع وبلاگ (كودكانه) فرصت خوبي به خواننده ميدهد كه اندكي از دغدغههاي جدي و خشك دنياي بزرگان بيرون بيايد و لطافت بازي كودكانه را حس كند، گريه و خندهاش را بشنود، شاهد بزرگ شدنش باشد، و شايد با ديدن او به گذشته خودش برود و با خود بگويد يعني من هم همينطور بودم؟ آيا مادر من هم اينقدر برايم زحمت كشيد؟
يكي از خوانندههاي وبلاگش چنين ميگويد:
«... گاهي که شما کارهاي جالب آوين کوچولو رو توضيح ميدين من ياد بچگي هاي خودم مي افتم. مثلا من عادت داشتم توي کتابها يادداشت کنم ...»
"دونه" گاهي از كودكش مينويسد و گاهي كودك را بهانه ميكند و از خود مينويسد. جديدا طي يك اعلام رسمي قرار شده از وضعيت اجتماعي هم بنويسد. قلم روان نويسنده، باعث صميميتر شدن وبلاگ شده، خواننده احساس نزديكي ميكند و حس نويسنده به او منتقل ميشود. دقت به ريزهكاريها و افعال كوچك و بزرگ كودك، نشانه نكتهسنجي مادر است. ذكر دقيق و گام به گام، و وصف با آب و تاب رفتارهاي متقابل كودك با والدين و با دوستانش، باعث مستند شدن وبلاگ شده است. گاهي چنان از رفتار كودكش متاثر شده و غرق لذت ميگردد كه مادر بودن خود را به رخ خواننده ميكشد:
فرق کرده ايم: «همه اينها چيزي نيست جز معجزه پدر و مادر شدن!»
روز مادر: «راستي که مادر شدن هم عالمي داره!!!!!!!»
اما يادداشتي كه بسيار جالب، پر محتوي و حكايت از نكته سنجي نويسنده "دونه" دارد:
«خوب بالاخره بيزو بيزو گفتن هاي ما کار خودش رو کرد و آوين بوسيدن رو ياد گرفت. حالا وقتي صبح ها از خواب بيدار مي شه لبهاش روبه صورتمون مي چسبونه تا ما ببوسيمش ...
بين خونه ما و مهد آوين يه پل بزرگه. تازگي ها ديگه قبول نمي کنه توي کالسکه بشينه و معمولاً پياده از مهد بر مي گرديم ...
عصرها موقع پياده روي دستش رو مي زنه پشتش و راه مي افته هميشه هم از جهتي خلاف جهت ما ...
خوابيدن هاي سر وقت و بي دردسرش هم کم کم داره بي نظم مي شه ديگه فقط وقتي واقعاً خسته است ...
پيش بند هم دوست نداره و فقط اولش که گرسنه است و حواسش نيست مي ذاره که پيش بند ببنديم و بعد از چند دقيقه که متوجه مي شه، با ناراحتي سعي مي کنه بازش کنه ...
استقلال طلبي و سرکش شدنش نشون مي ده که همه چي به خوبي پيش مي ره و آوين کوچولوي ما داره خوب بزرگ مي شه اما از طرفي هم اينکه نمي دونيم چطوري بايد باهاش هماهنگ بشيم مي گه که ما خوب رشد نکرديم و داريم ازش جا مي مونيم.
تربيت بچه ها کار خيلي سختيه، استفاده از تجربيات مادر و پدرهامون که در شرايط متفاوت ما رو بزرگ کردن نمي تونه تمام و کمال به کار بياد، کتابهاي روانشناسي هم پر هستند از راه حل هاي کلي . البته کتابهاي خيلي خوبي هم مي شه پيدا کرد اما با اين حال به همه سوالها جواب نمي دن. کاش ما، مادر و پدرهاي وبلاگ نويس کمي از تجربيات مفيدمون، از کتابهايي که خونديم و اونها رو کارامد يا ناکارامد دونستيم از رفتارهاي خوب و يا گاهي نادرستمون که باعث شده روي رفتار بچه هامون تاثير بگذاره بنويسيم . فکر مي کنم مجموعه اي از همه اينها راهنماي خيلي خوبي باشه.»
نسخه كامل يادداشت را در همان وبلاگ مطالعه كنيد. به نظر شما اين يادداشت چند نكته تجربي و آموزشي خوب دارد؟ نويسنده در انتها نوشته است:
«پ ن3: شما چه کتابي رو در زمينه تربيت بچه ها پيشنهاد مي کنيد (به زبان فرانسه يا انگليسي و يا فارسي، يعني ترجمه نباشد و خود نويسنده ايراني باشه).»
در حالي كه خود او مشغول نوشتن چنين كتابي است؛ يعني كتابي كه حاصل تجربيات يك مادر است. براي آوين و پدر و مادر زحمتكش و مهربانش آرزوي سلامتي و سربلندي دارم.
پاورقي: يك بحث تربيتي - و كمي تخصصي - در تكميل و توضيح وبلاگ "دونه" در نظر داشتم، كه به خاطر طولاني شدن، از پرداختن به آن پرهيز ميكنم.
*****
وبلاگ از زندگي
از اين وبلاگ قبلا نام بردهام و به يادداشتي از آن اشاره كردهام. اين بار نيز ميخواهم نظر شما را به يكي از يادداشتهاي خوبش جلب كنم.
«اين چهرهي هميشه پرمحبت وحيد است. با وحيد شمسي عزيز همکلاس بودم در يکي از اولين کلاسهاي جامعهشناسي پزشکیام در دانشگاه شهيد بهشتي؛ او مثلاً دانشجويم بود و من مثلاً مدرس او! اما با توجه به هوش سرشار و گنجينهي غني اطلاعاتش که از مطالعات گستردهاش بر میآمد، از طريق سؤالاتي که در کلاس مطرح مینمود، بهزودي دريافتم که قرار است من خيلي بيشتر از او بياموزم تا او از من؛ و چنين شد! خوشبختانه بعدتر اين رابطهي دانشگاهي به دوستي پايداري تبديل شد که همچنان ادامه دارد و خواهد داشت! همواره منتهاي خلوص نيت و عاطفه و صميميت را از جانب او نسبت به خودم و دوستان مشترکمان شاهد بودهام! دوستیهاي بیغلوغش اين روزها کمياب است. او مصداق بارز دوستي صميمي و انساني والاست، دوست به وقت نياز! مصداق اين ضربالمثل انگليسي که میگويد:
A friend in need is a friend indeed!
خواستم با اين يادداشت کوتاه از جانب خودم و ديگراني که از موهبت دوستي او برخورداريم صرفاً ذکري کرده باشم از ارزشمندي دوستي او و سپاسي نثار او با بهترين آرزوها تا که همواره از لذت زندگي با همهي زيبايیهايش آنچنانکه شايستهي اوست، برخوردار باشد!»
كساني كه با نويسنده "از زندگي" آشنايند و از موقعيت او با خبرند، بهتر درك ميكنند كه اين كار وي يعني چه و آن يادداشت چقدر با جسارت و صداقت نوشته شده است.
پاورقي: درباره انگيزه و علل گرايش به ارتباط و دوستي با ديگران، شايد چيزهايي شنيده باشيد. نياز شخصي و عاطفي، نياز كاري و اجتماعي، اشتراك منافع، ترس از تنهايي، آرامش، آموزش و ... . در كنار همه اينها، عامل ديگري هم وجود دارد به نام "شباهت" كه اعتبار فراواني - هم در حدوث و هم در بقاي دوستي - دارد. از مهمترين عواملي كه باعث ايجاد و مخصوصا دوام دوستي خواهد شد "شباهت بين دوستان" است. اين قاعده در ارتباط گروهي هم جريان دارد. كم نيستند كساني كه دوستي و ارتباطشان دوامي نداشته؛ حتي به زور بند و عقد هم نميشود آنها را به هم متصل نگاه داشت. اگر رفاقت طولاني بين دو دُزد را هم ببينيد، باز هم متوجه اين شباهت و نزديكي در روش كار و سليقه و خُلقيات آنها خواهيم شد. البته معناي شباهت اين نيست كه عين هم فكر كنيم و عين هم رفتار كنيم. خلاصه عرض كنم كه در شباهت، نوعي نزديكي انديشه خوابيده است.
يادداشت ايشان مرا ياد يكي از سفارشات حضرت رسول صلي الله عليه و آله انداخت كه «علاقهات را به دوستت ابراز كن». كساني هستند كه حتي تشكر كردن هم بلد نيستند. چنان رفتار ميكنند كه گويي نبود هيچ آشنايي. وقتي به او ميگويي چرا اسم نياوردي كه چه كسي در فلان برنامه و فلان تحقيق ترا كمك كرده يا فلان طراحي را برايت انجام داد، پاسخ ميدهد چرا بايد اين كار كنم؟ مگر او عقده تشكر شنيدن دارد؟ حتي براي اينكه به خيال خودش كسي متوجه دوستي و ارتباطش نشود، كارهاي غير معمول كرده و حتي غيرمتعارف در وبلاگ پاسخش را ميدهد.
ديدن اين جور رفقا! باعث ميشود كه ارزش كار "از زندگي" مشخصتر شود. پيام خوانندهها را در ذيل همان يادداشت مطالعه كنيد و ببيند چه عكس العملي نشان دادند، و چه به جا يكي از آنها به حكايت "شازده كوچولو و روباه" اشاره نمود. اين هم پيام من:
«بعضي هستند كه از بس دوستان خوبي دارند، آدم از خود ميپرسد چطور است كه اين همه دوست خوب دور و بر اوست؟ از كجا آنها را پيدا كرده!؟ چطور اينها را سوا نموده!؟
شايد حقيقت اين باشد كه او هم مثل همه ما، تجربه كرده؛ هم با بدها برخورد داشته و هم با خوبها؛ اما رفتارش طوري بوده كه در آخر كساني ماندند كه بيشترين شباهت و سازگاري را با خلق و خُويش داشتند. خود اوست كه چنان جاذبهاي را دارد.
اين تعريف من، نه از وحيد است و نه از شيرين؛ كه هيچ كدام را نميشناسم؛ اما شيرين نوعي، صفتي دارد كه هميشه دوستانش از اينكه در كنارش هستند راضيند. صفت سپاسگزاري، و حتما اين صفت در وحيد هم هست.
اين چندمين يادداشت است كه در "از زندگي" با مضمون تشكر و قدرداني ميخوانم. در يك وبلاگ عمومي، كه خواننده بسياري دارد، آشنا و غريبه، دور و نزديك. چه لذتي دارد! زماني كه قالب وبلاگ عوض شد، در يادداشتي ساده نام طراح را به خوبي آورد و از زحمتي كه كشيد سپاسگزاري نمود و گله كوچكي را هم به شيريني نوشت.
و اين بار در يك يادداشت تصويري، از فردي كه از رتبه شاگردي به رتبه دوستي صديق نايل شده، ياد نموده. شيرينتر از هر شيريني. اين است كه مرا شاد و متاثر كرده.»
پاورقي: با عذرخواهي از شادي كه اين يادداشت هم طولاني شد.
به اميد ديدار
خدانگهدار
دلت را خانه ما كن، مصفا كردنش با من --- به ما درد دل افشا كن، مداوا كردنش با من
اگر گم كردهاي اي دل! كليد استجابت را --- بيا يك لحظه با ما باش، پيدا كردنش با من
• چيزي كه در وبلاگ "دعا و مناجات" ميتوانيم مشاهده كنيم، آرامشي است كه از خواندن دعا و نيايش به انسان دست ميدهد. حضور در محضر معصومين و خواندن جملات زيبايي كه در طي ساليان سال از دست آفات زمانه محفوظ مانده، و به دست ما رسيده. خيلي خوش شانسيم كه ميتوانيم به راحتي متن قرآن را كه كلام خداست، و احاديث را كه سخنان دوستان اوست، ببينيم و بخوانيم. اين چيزي است كه در اختيار ما مسلمانان است و ديگران از آن محروم ماندند كه نتوانستند امانتش را كامل حفظ نمايند.
قالب ساده و زيبا، با رنگ گرم و خط خوانا، محيط مناسبي را براي خواننده فراهم ميآورد تا به حس و حال دعا خواندن نزديك شود.
ادعيه و مناجات مشهور، احاديث و داستانهاي قرآني، محتواي اين وبلاگ مفيد است. فهرست كامل مطالب، از امتيازهاي ديگر آن است.
پيشنهاد:
- ذكر منبع. چون محتواي اين وبلاگ معمولي نيست و جنبه مذهبي و ديني دارد، بايد براي جمله به جمله آن سند و مدرك ذكر نمود. سفارش بزرگان اين است كه روايتي را بدون سند قبول نكنيم. عادت كنيم هر حديثي را كه يادداشت و حفظ ميكنيم، با منبع آن يادداشت كنيم. اين وظيفه مومن است كه در حفظ و نگهداري گنجينههاي معرفت، دقيق و حساس باشم؛ وگرنه بلايي كه بر سر كتب پيشين آمده بر سر قرآن و حديث خواهد آمد.
اين وسواس در ذكر سند و به دست آوردن منبع، اثر ديگري هم دارد، و آن اين است همانطور كه عادت كرديد هيچ روايتي را بدون مدرك نقل نكنيد، عادت ميكنيد كه هيچ روايتي را هم از ديگران بدون مدرك قبول نميكنيد، و هرچه را كه ميشنويد بپرسيد كه از كجا نقل شده.
- استفاده از فهرست موضوعي.
چه خوب بود هر كدام از ما قسمتي از وقت خود را وقف فهم و نشر كلام خدا ميكرديم. اميدوارم دوست خوبمان ياس در اين كار خود موفق باشد و بركات آن را در زندگيش لمس كند.
• به بهانه سال نو
اگر شما از كساني هستيد كه دعا را با معنايش ميخوانيد، ميدانيد كه هر دعا لحني دارد و به مقتضاي لحنش، اثري در خواننده ميگذارد. بعضي باعث اميد و شادابي ميشود و بعضي باعث بيم و هراس، بعضي تقاضا و التماس است و بعضي درددل، بعضي باعث شرمندگي آدم ميشود ... و بعضي تكان دهنده است. يكي از دعاهايي كه معمولا در ايام تولدم زمزمه ميكنم و بسيار تكان دهنده است دعايي از "اعمال مسجد زيد" در كتاب مفاتيح الجنان است.
وَيلي كُلّما كبُر سنّي كثُرت ذُنُوبي؛ وَيلي كُلّما طال عُمري كثُرت مَعاصي.
واي بر من! هرچه بزرگتر شدم گناهانم بيشتر شد. واي بر من! هرچه عمرم طولاني شد بديهايم بيشتر شد.
فكَم اَتُوب و كَم اعُود! اَما آنَ لي اَن اَستَحييَ مِن ربّي.
چقدر توبه ميكنم و چقدر برميگردم! آيا زمان آن نرسيده كه از پروردگارم خجالت كشيده و شرم كنم!؟
به اميد ديدار
خدانگهدار
چون موضوع بحثمان وبلاگ است، لازم است كه با وبلاگهاي متناسب و پايگاههايي كه در رابطه با وبلاگ كار ميكنند آشنا باشيم. فعاليت بعضي از اين پايگاهها به صورت خدماتي و جانبي، بعضي به صورت پشتيباني، و بعضي آموزشي است. اگر شما دوستان هم موردي را سراغ داريد، چه كار ديگران باشد و چه كار خودتان، معرفي كنيد.
• مجله وبلاگ: اين وبلاگ، حاصل كار سه ساله چند نويسنده - من جمله آقاي شيرازي، مدير بلاگفا - ميباشد. در بخش "درباره وبلاگ" ميخوانيم:
«مجله بلاگفا با هدف جمع آوري و انتشار مقالاتي در زمينه وبلاگ و وبلاگ نويسي ايجاد شده است ... مجله بلاگفا از تمام کساني که مقاله اي در زمينه وبلاگ نوشته يا خوانده اند دعوت ميکند تا با معرفي و ارسال آن ما را در هدف خود ياري کنند.»
همانطور كه خود وبلاگ گفته، بخشي از مطالب آن از وبلاگها و نويسندگان ديگر، به عاريه گرفته شده است.
برخي از يادداشتها:
بلاگ چيست و چگونه کار ميکند؟ (اولين يادداشت)
چرا بايد براي انتشار مجله الكترونيکي از وبلاگ استفاده كرد؟
بررسي پديده وبلاگ ها و روانشناسي خودماني
وبلاگ ها، تقابل با رسانه هاي سنتي
نكات مفيد در طراحي يك وبلاگ
وبلاگ نويسان در يک قدمي روزنامه نگاران
...
متن خود را از كسالت باري در آوريد
نوشتن براي وب - اصل مطلب را بگوييد
ايين نگارش وب - براي نوشتن در وب تغيير قلم بدهيد
نويسنده خوبي براي وب باشيم
ميخواهم يک وبلاگ نويس خوب باشم (آخرين يادداشت)
مرور اين عناوين، مشخص ميكند كه با مطالب مفيد و آموزندهاي در "مجله وبلاگ" روبرو خواهيم شد.
• بازنگار: فعاليت اين پايگاه - كه خود را "خانه وبلاگهاي فارسي زبان" ناميده - اختصاصا وبلاگي است. به اين صورت كه مطالب وبلاگهاي فارسي را - با استفاده از آر اس اس - به صورت خودكار بازنگري كرده، يادداشتهاي جديد آنها را فهرست نموده و آنها را به شكل موضوعي دسته بندي ميكند.
در بخش "درباره ما" ميخوانيم:
«بازنگار با جمعآوري نشاني اينترنتي سايتهاي مختلف و طبقه بندي آن ها شرايطي را براي هر کاربر ايراني فراهم کرده است که از رجوع هاي موردي و جست و جوهاي زمانبر بینياز خواهد شد. بازنگار يک خبرخوان اتوماتيک است و مسئوليت تمامي مطالبي که از وبلاگ هاي عضو در آن منتشر مي شود به عهده نويسندگان آن هاست ...
بازنگار، با طبقهبندي موضوعي وبلاگهاي حرفهاي مي کوشد همچون ساير رسانه هاي داخلي در چارچوب قوانين جمهوري اسلامي ايران شرايط انتشار افکار وبلاگ نويسان را در گستره اي وسيع تر فراهم کند ...
اين خبرخوان موضوعي، با برجسته سازي و انتشار آراي نمايندگان تفکر مدني در مسير تقويت ارزشهاي جامعه ايراني و گسترش رفتار تعاملگرايانه خواهد کوشيد ...
گسترش، پالايش و تقويت زبان فارسي يکي از اهداف مهم و اصلي بازنگار است و در اينده نه چندان دور امکانات تازهاي به همين منظور به اين پايگاه اينترنتي افزوده خواهد شد.»
"بازنگار" كه مراحل آزمايشي خود را ميگذراند، ابزار خوبي براي محققين در امور وبلاگ است.
پاورقي:
- چهار ماه پيش كه اقدام به راه اندازي "اخبار وبلاگ" نمودم، با "بازنگار" آشنا نبودم و حس كردم كه جاي چنين كاري خالي است؛ يعني محلي كه اخبار و مقالات وبلاگي را جمع آوردي كند. البته ميان نوع كار "اخبار وبلاگ" و "بازنگار" تفاوت است؛ با اين حال شايد با وجود چنان مرجع بزرگي، نيازي به چنين كار كوچكي نباشد.
- يادداشت "معرفي وبلاگ" را زودتر از اينها آماده كرده بودم؛ اما مدتي "بازنگار" براي من در دسترس نبوده و ظاهرا قطع بود. حيفم آمد كه از آن چيزي نگويم. براي همين چند روز تاخير شد.
• Google BlogSearch: اين پايگاه كه از اقمار گوگل ميباشد، وظيفه جستجو در متون وبلاگها را به عهده دارد. جستجو در آن همانند جستجو در خود گوگل است؛ با يك تفاوت مهم كه حيطه جستجويش محدود به وبلاگ - فارسي و خارجي - ميباشد؛ بنابرين ما را به مطلوب خود نزديكتر ميكند. "بلاگ سرچ" ميتواند يكي از ابزار مفيد و كارآمد محققين باشد.
به اميد ديدار
خدانگهدار
مدتي است كه ذهنم مشغول طرح جديدي بوده و چارهاي نديدم جز مشورت با شما. آن طرح در رابطه با اطلاع رساني و اخبار وبلاگي است. جريان از آنجا شروع شد كه در حين مطالعه اخبار، چشمم به خبرها و مقالاتي كه درباره وبلاگ بوده ميافتاد و آنها را براي دوستان علاقمندم جمع آوري و ارسال ميكردم. كم كم به اين فكر افتادم كه آنها را در قالب يك وبلاگ مستقل منتشر كنم، تا هم ماندگارتر باشد و هم عموميتر.
اگر تيتر اخبار اينترنتي را دنبال كنيد، كلمه "وبلاگ" را مكررا مشاهده خواهيد كرد. جنس و موضوع اخبار متفاوت است. گاهي يك خبر كوتاه از يك جشنواره وبلاگي، گاهي گزارش و آمار از فلان نوع وبلاگ، گاهي مقالات علمي و مفيد، و گاهي هم مصاحبه با وبلاگ نويسها. نمونهاي از آنها را در اين يادداشت آوردهام.
خبرگزاري وبلاگي
قبل از هركاري بايد به دنبال كارهاي مشابه و استفاده از تجربيات ديگران ميرفتم. "وبلاگ آژانس خبري وبلاگ نويسان" ظاهرا اولين كار در زمينه تهيه اخبار وبلاگي بوده است و بعد از آن پايگاه "آژانس خبري وبلاگ نويسان" كه كار همان وبلاگ نويسها بوده است. به نظر من پايگاه خوبي است؛ هرچند كمي شلوغ است.
چيزي كه از شما دوستان ميخواهم، بررسي اين دو لينك، و همچنين مطالعه عناوين خبري است كه در زير آوردهام. به نظر شما آيا ميشود كار جديد و مفيدي - بدون اينكه تكراري باشد - انجام داد؟ اخبار وبلاگي موجود در نت را در چه گروههاي ميشود دستهبندي نمود؟ شما چه موضوعاتي را براي اخبار پيشنهاد ميكنيد؟ نكته ديگر آنكه مردد هستم كه آيا وبلاگ مستقلي براي اين كار در نظر بگيرم، يا در همين وبلاگ عناوين اخبار را بنويسم.
به طور كلي از شما ميخواهم كه نظرتان را مفصلا درباره معايب و مزاياي اين طرح، و سختيها و فوايد آن، و كم و كاستيهاي كارهاي مشابه بنويسيد.
دين
- جذابيت وبلاگنويسي ديني، تأكيد بر توليد و عرضه محتوا - ايكنا
- «مشق عشق» در وبلاگ سيد مهدي شجاعي - ايكنا
- ريشهيابي واژههاي پارسي قرآن در وبلاگ «آريو برزن» - ايكنا
- دهمين جشنواره قرآني كودكان و نوجوانان در «وبلاگ فرهنگسراي سالمند» - ايكنا
- « محكم» و «متشابه» آيات قرآن در وبلاگ «علوم قرآني» - ايكنا
- اخلاق در سيره عملي پيامبر(ص) در وبلاگ «سالار نور» - ايكنا
وبلاگ
- «بلاگاسكاي» ميخواهد بنز باشد! - 2 - ايتنا
- وبلاگ، رسانه اي جايگزين - جام جم
- پرشينوبلاگ، بنر ويژهي سال مولانا را براي وبلاگها طراحي كرد - ايسنا
- وبلاگنويسان، جو وبلاگستان را به كل جامعهاي كه در آن زندگي ميكنند تعميم ندهند - ايسنا
- سوء استفاده سياسي از وبلاگستان ممنوع - آي تي ايران
مقاله
مصاحبه
- تاجيك، وبلاگنويس: كاهش مستعارنويسي، پديدهي مثبتي در وبلاگها است وبلاگها متاثر از فضاي عمومي و شرايط كلي جامعه هستند - ايسنا
- آقا زاده، بلاگر: تجديد انگيزه در وبلاگنويسان نياز به آموزش دارد. فضاي انتخاباتي وبلاگها، يك فضاي تاثيرگذاري و روشنگري است تا تبليغاتي - ايسنا
- آموختههايي از وبلاگنويسي: وبلاگها، درسهايي ميآموزند كه شايد نتوان آنها را از وب سايتها و كلاسهاي حضوري آموخت - ايسنا
- خواجه نصيري، وبلاگ نويس: گمنام و مستعار نويسي در وبلاگها به مرور كاهش مييابد نبود سواد رسانهاي و تفكر پيش از نوشتن موجب كم كاري وبلاگ ...
همايش و مسابقه
- پايان مسابقه وبلاگنويسي با موضوع ايدز - ايتنا
- در باشگاه وبلاگنويسان تهران؛ همايش بررسي نقش آي تي در توسعهي صنعت گردشگري برگزار شد - ايسنا
- در باشگاه وبلاگنويسان تهران؛ مراسم سومين سال راهاندازي بلاگفا برگزار ميشود - ايسنا
- برگزيدگان مسابقه وبلاگنويسي با موضوع ايدز معرفي ميشوند - ايرنا
- مسابقه وبلاگنويسي با موضوع ايدز 23 آذر پايان مييابد - ايرنا
- مراسم اختتاميه مسابقه وبلاگ نويسي با موضوع ايدز - ايتنا
- در باشگاه وبلاگنويسان تهران؛ مراسم اختتاميهي مسابقهي وبلاگ نويسي با موضوع ايدز برگزار ميشود - ايسنا
- در باب برگزاري مسابقات وبلاگ - ايتنا
به اميد ديدار
خدانگهدار